تبليغاتX
انتخابات

انتخابات

آخرین اخبار انتخابات

نماینده مجلس : عدم توجه به خواسته‌هاي مردم ، مهم‌ترين تهديد پيش روي دولت آينده است

ایسنا :

عضو كميسيون فرهنگي مجلس : عدم توجه به خواسته‌هاي مردم ، مهم‌ترين تهديد پيش روي دولت آينده است

عدم توجه به خواسته‌هاي مردمي كه به رييس‌جمهور منتخب راي داده‌اند، مهم‌ترين تهديد پيش روي دولت آينده است. غلامرضا ميرزايي، عضو كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي در گفت‌وگو با خبرنگار پارلماني خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) ضمن بيان مطلب بالا گفت: همين توده‌هاي مردمي كه به صورت صادقانه‌ و بدون پشتوانه جريانات سياسي به آقاي احمدي‌نژاد راي دادند اگر به خواسته‌هايشان توجه نشود، خيلي زود به افرادي كه دولت را به نقد مي كشند تبديل مي‌شود. وي تاكيد كرد: نقد توده‌هاي مردم با نقد از سوي نخبگان بسيار متفاوت است. بنابراين نياز است كه دولت متوجه شرايط باشد و بازي‌هاي سياسي را كنار گذاشته و به نيازهاي توده‌هاي مردم توجه كند. وي خطاب به دست‌اندركاران انتخاب كابينه گفت: دوره‌ي آزمايش و خطاي ما تمام شده است. بنابراين مجددا كاري را از صفر شروع نكنيم، مديران جامعه سرمايه‌هاي 26 ساله‌ي انقلاب‌اند و در طول اين سال‌ها از خودگذشتگي نشان داده و از زندگي‌شان مايه گذاشته و از نظام دفاع كرده‌اند. وي ادامه داد: ممكن است افراد ناكارآمد در اين مجموعه باشند اما به اين مفهوم نيست كه ما تجربه‌ي مديران را بخواهيم به يك دفعه ناديده بگيريم. ميرزايي يكي از ويژگي‌هاي كابينه را همدلي اعضاي آن عنوان كرد و گفت: تخصص، تعهد و تجربه به همراه مجموعه‌اي كه در برگيرنده‌ي طرز فكرهاي كامل جامعه باشند بايد در افرادي كه براي كابينه دولت انتخاب مي‌شوند در نظر گرفته شود؛ اما در عين حال اين همدلي به معناي استفاده از افراد يك جناح خاص نيست. عضو كميسيون فرهنگي مجلس واكنش احتمالي مجلس نسبت به معرفي اعضاي پيشنهادي كابينه، گفت: فكر مي‌كنم مجلس وظيفه‌ي قانوني خود را به شدت انجام مي‌دهد و فداي هيچ موضوعي نخواهد كرد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم تیر 1384ساعت   توسط مدیریت خبر  | 

مروري برديدگاه‌هاي «آموزگار ادب و شكيبايي»5/

نزديك شدن به پايان دوران مسووليت حجت‌الاسلام و المسلمين سيدمحمد خاتمي را بهانه‌اي ديديم تا از آن به عنوان فرصتي براي مرور خلاصه‌اي از ديدگاههاي ايشان در زمينه‌هاي مختلف علمي، فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي و سياسي بهره بريم و نكته‌هايي از آن‌چه در هشت سال خدمت پر ثمر از مكتب « آموزگار ادب و شكيبايي« آموخته‌ايم را يادآور شويم.در گذري ديگر به ديدگاههاي خاتمي، به موضوع مطرح شده از سوي وي در زمينه‌ي مطبوعات و اطلاع‌رساني مي‌پردازيم.

قضاوت مردم بهترين قضاوت درباره مطبوعات

به گزارش گروه دريافت خبر خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، حجت‌الاسلام و المسلمين سيد محمد خاتمي رييس‌جمهور طي سخناني سخنرانى در جمع مديران خبرگزاري جمهوري اسلامى(6 /5/ 1377) در پاسخ به سوالاتى از جمله در مورد ايران جوان اظهار داشت:« آنچه من مى توانم بگويم ، اين است که ما يک حدي براي مطبوعات قايليم که با آنکه در چارچوب مقررات و قوانين عمل بکنند، خود سرانه عمل نکنند و تخريب نکنند. اين هم بر حکم قانون است و بقيه اش قضاوت بنده قضاوتى فرعى است و قضاوت درستى نيست .اجازه بدهيم که خود جامعه قضاوت کند و بهر حال ماندگاري و عدم ماندگاري يک مطبوعه با توجه به اينکه مصرف کننده ، مخاطب و صاحب اصلى اش مردمند، قضاوت مردم بهترين قضاوت درباره يک مطبوعه است . ما مى توانيم بر طبق قانون بگوييم که شما بر خلاف قانون و بر خلاف مقررات رفتار نکنيد. اين حدي است که ما براي همه مطبوعات کشور قايل هستيم . بقيه اش قضاوتهايى است که بايد بگذاريم انديشه هاي مختلف و افکار مختلف انجام دهند و در عمل ، اقبال و عدم اقبالى که در جامعه هست ، خودش بهترين قضاوت براي ايران جوان است . حالا شما ببينيد که مورد اقبال هستيد يا نيستيد....»

بستن مطبوعات فقط براساس قانون

وي ادامه داد: « ... من طبعا چون ذاتا از هر مطبوعه اي خوشم مى‌آيد و اصل اين است که هر مطبوعه اي باشد، مگر اينکه به حکم قانون نباشد، ... واقعا راضى نيستم که جز به حکم قانون هيچ مطبوعه اي تعطيل بشود و تا آنجايى که بشود بايد اجازه داد که بتواند فعاليت بکند....»

انقلاب اطلاعات ، از هم پاشيدگى مرزهاي سياسى و مقتضيات ما

وي خاطرنشان كرد: « ... جهان امروز جهانى بى مرز است ؛ يعنى با تسلط انسان بر موج و فن‌آوري يا به عکس تسلط موج و فن آوري بر شخصيت انسان ، مرزهاي معهود و قراردادي و شناخته شده ديروز در هم شکسته شده است انسان در هر کجاي دنيا که باشد، گويى در دورترين نقطه اي است که از مکان زندگى او به سر مى برد، يعنى قرار دارد. ما در چنين دنيايى زندگى مى کنيم و بايد مقتضيات زندگى ، برنامه ها و سياست‌هاي خود را به گونه‌اي تنظيم کنيم که در اين جهان بى مرز، مرزهاي هويت شخصيتى ، اخلاقى ، فرهنگى ، دينى و ملى خودمان حفظ بشود. بدون اينکه از حضور در فرآيند رشد جامعه بشري و بدست آوردن سهم خود در جامعه جهانى محروم بمانيم. امروز هجوم اطلاعات به گونه اي است که امکان گزينش را از انسانهاي عادل مى گيرد; يعنى انسان به صورت موجودي کنش پذير و منفعل در برابر امواج طوفانى اطلاعات است که اين اطلاعات از هر سو بر سر او فرود مى آيد. قدرت انتخاب پيدا کردن در اين عرصه نيازمند پرورش شخصيت و دستيابى به شخصيت توانا، نقاد، داراي سرعت عمل و قدرت تحليل فراوانى است . با کمال تاسف ، اين آميختگى که در اثر ارتباطات جديد پيدا شده است ، به طور طبيعى مى تواند منجر به يک نوع هويت زدايى نه تنها در جوامع ما بشود، بلکه در کل دنيا بشود....»

انفجار اطلاعات و نقش تکنولوژي در بى هويت کردن ملتها

خاتمي گفت: « ... بى مرزي اطلاعات طوري است که حتى خود کشورهاي غربى را هم بسيار نگران کرده است و تلاشى هم در صحنه بين المللى براي دستيابى به حقوق فضا، از حيث امواج و ارتباطات صورت گرفته ، همچنان که در زمينه حقوق درياها داريم و به اين سو حرکت مى کنند که جمهوري اسلامى هم بايد فعالانه در اين عرصه بين المللى حضور داشته باشد تا از حقوق انسانها و ملتها در برابر هجوم اطلاعات سوار شده بر موج تکنولوژي ، و از اينکه هويت زدايى بشود؛ يعنى مجموعه بشر به دست يک مجموعه بى هويت درآيد و سوابق و پايه ها و مايه هاي هويت ملى و فرهنگى کشورها تحت تاثير اين ارتباطات از بين برود، دفاع کند. بايد از اين مساله پرهيز کرد و از اين هويتهايى که انسانها دارند، دفاع کرد. البته منظور از برخورداري از هويت اين نيست که هر ملتى در درون مرزهاي بسته معنوي و مادي خود دربيايد و ارتباط خود را با دنيا از بين ببرد، بلکه هويت بايد به گونه اي انعطاف پذير باشد که قدرت اقتباس از ديگران را نيز داشته باشد؛ اما تا کسى نباشد و خود را نشناسد و شخصيت خود را وضع نکند، نمى تواند درست و سنجيده از ديگران هم بگيرد. آنچه دشواري ديگران در اين عرصه است ، در هم شدن مرزهاي اطلاع رسانى و تبليغات است؛ يعنى بسياري از رسانه ها که امکان نفوذ هم دارند، از حد و مرز اطلاع رسانى صادقانه فراتر مى روند و مستقيم غير مستقيم به تبليغ يک سلسله مسايلى که مورد خاص خود هست ، مى پردازند. البته تبليغ آشکار، دشواري کمتري دارد، چون معمولا انسانها در مقابل تبليغ آشکار يک نوع موضع گيري مى کنند و تامل مى کنند، ولى تبليغ پنهان و نهفتن جنبه هاي تکنيکى و خبري و اطلاع رسانى مشکلى است که ناخود آگاه ممکن است انسانها را بدون اينکه تامل بکنند، تحت تاثير انگيزه‌ها و افکارهايى قرار مى گيرند که تحت عنوان اطلاع رسانى و خبرگزاري و خبررسانى بر آنها، القاء مى شود و طبعا کسانى که قدرت تکنيک فنى ، اجتماعى ارتباطى بيشتري را دارند در اين زمينه مى توانند تاثير بيشتري داشته باشند....»

ابتکار و سرعت عمل در امر اطلاع رسانى به مردم

رييس‌جمهور تاكيد كرد: « ... ابتکار و سرعت عمل در امر اطلاع رسانى مساله بسيار مهمى است . حتى گاه تاثير خبري که چند ثانيه زودتر از ديگران توسط يک خبرگزاري يا خبررسانى روي آنتن ما رفته است مى تواند بکلى يا تا حد زيادي افکار عمومى را تحت تاثير قرار بدهد و همان چند ثانيه سرعت عملى که داشته است ، جهت خاصى را به مسايل بدهد. ما بايد با سرعت عمل و ابتکار، کار اطلاع رسانى را انجام بدهيم و باصداقت ، يعنى اطلاع را درست به مردم خودمان برسانيم . مردم محرم هستند. ما نبايد مردم را نا محرم بدانيم . البته هر نظامى ، هر جامعه اي مقتضياتى دارد، قوانينى دارد، ضوابطى دارد و حفظ آن معيارها مثلا امنيت ملى که باز هم بايد از سوي دستگاههاي شناخته شده و معتبر و قانونى تعريف بشود يا حفظ مرزهايى که در قانون براي آزادي در هر کشوري هست که آن هم بايد طبق قانون باشد نه با سليقه افراد، در وراي آن که باز آن مرز را هم قانون مشخصى مى کند ما بايد اطلاعات را دقيق و درست به مردم مان برسانيم . اين کار اولا سبب خواهد شد که رسانه شايعه که در کشورهايى که متاسفانه خبر رسانى درست و دقيقى ندارند و نتوانسته اند اعتماد مخاطبان خود را جلب بکنند، بسيار اثر تخريبى دارد، شايعه رسانه از کار بيفتد و دوم با اعتماد و احساس انس و الفت مردم و جامعه با وسايل ارتباط جمعى خود تاثير رسانه غير خودي که فراوان هم هست و امکانات فراوانى هم دارند، در جامعه به حداقل خودش برسد. آنچه که مهم است ، اين است که ما در اين زمينه مردم را اصل بدانيم مردم را صاحب حق بدانيم ....»

وظيفه رسانه هاي گروهى در خصوص انتقاد از دولت و جامعه

خاتمي خاطرنشان كرد: « ... رسانه هاي گروهى ما يکجانبه نمى توانند با مسائل برخورد کنند به همين دليل هم براي جلب اعتماد مردم و هم براي انجام رسالتى که وسايط ارتباط جمعى ما به عهده دارند، مساله انتقاد، مساله بسيار مهمى است . انتقاد از آنچه که در جامعه است ، انتقاد از دولت ، انتقاد از دستگاههاي مختلف و آگاه کردن مردم به نقاط قوت و ضعفى که در دستگاههاي مختلف و در جامعه وجود دارد و ايجاد فضاي بحث و گفتگو در زمينه تحليل اين مسايل که عرضه مى شود ، البته انتظار هست و بخصوص از دستگاهى مثل خبرگزاري جمهوري اسلامى ايران که در واقع قلب و مرکز خبر رسانى و اطلاع رسانى نظام و حکومت و دولت هست ، اين است که تصور و تصديق درستى از دولت و از حکومت به طور کلى عرضه بدارند. عرضه تصوير درست ، تملق گويى و گزاف گويى درباره نقاط مثبت يا حتى پيدا کردن نقاط مثبتى که وجود ندارد و القاي يک جانبه به جامعه نيست ،بلکه نقاط مثبت را همانطور که هست عرضه بدارند. کمبودها و مشکلاتى که هست يک دولت و يک حکومت و يک نظام با همه دستگاهها و بخشهايش با آن رو بروست و در چارچوب اين واقعيتها بايد کار کند و بسياري از اين واقعيت‌ها اجازه نمى دهند که آن طور که خواست مردم است يا حتى خواست خود دستگاهها است ، خيلى سريع به اهداف برسيم و برنامه ها به نتيجه برسد. اين مسايل براي مردم باز بشود تا هم توقعات مردم با واقعيات منطبق بشود و هم اينکه خود دستگاههايى که دست اندرکار امور هستند، از طريق خود مطبوعات و وسايل ارتباط جمعى که در واقع چشم و گوش جامعه هستند ، به بسياري از مسايلى که به خاطر درگيري با امور روزمره جاري ممکن است مورد غفلت قرار گيرد، خود مديران جامعه و مسوولان جامعه در همه بخشها آگاه بشوند ....»

وظيفه رسانه ها و مطبوعات در خصوص آگاه کردن مردم از حق تعيين سرنوشت

وي ادامه داد: «... از جمله مسايلى که بخصوص در اين عرصه براي وسايل ارتباط جمعى ما بطور خاص و متفکران و صاحبنظران در جامعه ما مهم است و براي گذر از اين مرحله حساس و تثبيت هر چه بيشتر نظام و ثبات جامعه مورد نياز هست ، اين است که مردم ما آگاه شوند که صاحب حق اند. حق امتيازي نيست که حکومت يا قدرت به مردم مى دهد که اگر خواست بدهد يا بگيريد ، بلکه حق چيزي است که خداي هستى و آفرينش براي اين انسان تعيين کرده است و حکومتهاي خوب ، حکومتهايى هستند که موظف اند موانع تامين اين حقوق و جريان اين حقوق در جامعه را فراهم آورند همين و بس . آنچه که مهم است ، اين است که مردم مومن شوند و خود را باور کنند که حق دارند و اين حق متعلق به آنهاست و خود آنها بايد آنرا بخواهند و از آن پاسداري کنند .... »

نسبت ميان آزادي و جايگاه مطبوعات

خاتمي هم‌چنين طي سخناني در جمع مديران مسوول ، سردبيران و نويسندگان مطبوعات(9/4/ 1377) گفت: « ... جايگاه مطبوعات در صورتى در جامعه مامشخص مى شود و ازابهام و نابسامانى بيرون مى آيد که تکليف ما نسبت به آزادي روشن شود. ما در اينجا مى توانيم بحث هاي مختلفى داشته باشيم . حتى آنانى که با نفس آزادي مخالف اند، آزادند که سخن بگويند، ولى جامعه نيازمند نظم است و مبناي نظم در جامعه ما،قانون اساسى ما است . ما چه طرفدار آزادي باشيم و چه مخالف آزادي باشيم ، قبل از هر چيز بايدپايبند نظم باشيم تا بتوانيم يک زندگى ثابت وپيشرو و قابل دوامى داشته باشيم . بدون نظم زندگى قابل دوام نخواهد بود و مبناي نظم قانون اساسى ما است و در عمل هم راهى جز پايبندي به اين قانون اساسى نداريم و قانون اساسى ماجامعه تک صدايى نخواسته است و جامعه چندصدايى و داراي صداهاي متنوع و آزاد بودن انديشه ها در درون آن را خواسته است . اين روح قانون اساسى ماست و در همه اصولى که به اين جريان مربوط است ، اين روح کاملا تجلى دارد و ما هم وظيفه داريم که آن را انجام بدهيم و مبناي اين کار هم درست است . بطور کلى انسانهامختلف متنوع آفريده شده اند. تکوينا امکان ازبين بردن تنوع نيست . مى شود جلوي آزادي انديشه هاي متنوع را براي مدتى گرفت ، ولى انديشه هاي مختلف از بين نمى روند، بلکه گرايش و بينش مغلوب ، زيرزمينى مى شود.... » «... به محض اينکه انديشه زيرزمينى شد،بعداز مدتى به ضد انديشه مبدل مى شود و به صورت انفجارهاي اجتماعى بروز و ظهور مى کند. حالا بر فرض هم که بشود انديشه ها را از بين بردو يک انديشه حاکم باشد، آيا اين به صلاح انسان و بشريت است ؟ آيا تکامل و رشد جامعه بشري جز در اثر وجود و برخورد سالم و نظام مندانديشه ها ميسر است؟ آيا اين همه تحولاتى که در زندگى بشر پيش آمده است ، به خاطر همين نظرهاي گوناگون و مختلفى که با همه محدوديت هايى که در طول تاريخ داشته است ، نبوده است؟ به نظر من نه امکان دارد انديشه هاي مختلف و متنوع را در جامعه بشري از بين برد و نه اگر برفرض محال ممکن باشد، مطلوب است ....»

آزادي انديشه در عرصه مطبوعات تقويت کننده پايه هاي امنيت جامعه

وي افزود: «... شفاف تر شدن برخوردها، جلوي رسانه شايعه را که يکى از آفت بارترين و مصيبت بارترين عوامل در کشورهاي جهان سوم است ، مى گيرد يا آن را کم مى کند. اگر صداهاي مختلف شنيده مى‌شود، بدون ترديد علاقه مندي به استماع و شنيدن رسانه هاي بيگانه و خارجى در جامعه کم مى‌شود و اين يعنى اينکه پايه‌هاي امنيت جامعه محکم مى شود. مگر همين ها نيست که امنيت جامعه را مى لرزاند. تازه به خصوص در عرصه مطبوعات عرض مى کنم؛ چند درصد از جامعه‌ي ما اهل خواندن هستند؟ متاسفانه، ما از اين جهت بسيار نسبت به نورم‌ها، جداول، موازين و ملاک هاي جهانى عقب هستيم. گر چه در دنيا حتما خوانندگان روزنامه‌ها و مطبوعات معمولا افراد نسبتا تحصيل کرده، صاحب مطالعه و باسواد و اينها هستند. گر چه يک مساله اي که ما بايد اينجا ناديده نگيريم، در خيلى از کشورها براي کسانى که کم سوادتر هستند و براي توده هاي مردم هم اينقدر تنوع و روزنامه هست که مى‌توانند بخوانند و ما هم فقطروزنامه ها را روزنامه هاي سياسى ندانيم ....» «... ولى آنجايى که ما در مورد روزنامه هانگران هستيم ، بيشتر روي روزنامه هاي سياسى جامعه است . چند درصد جامعه روزنامه ها ومجلات سياسى را مى‌خوانند و آنهايى هم که مى‌خوانند، نوعا کسانى هستند که تقريبا به سادگى امکان دستيابى به اخبار مسايل را از غيرطريق روزنامه داخلى دارند و به خصوص با مساله اينترنت، امواج و اين‌ها که در آينده نه آينده همين الان ارتباطات تصويري و اينترنتى و کامپيوتري و رايانه‌اي خيلى آسانتر است تااطلاعاتى که انسان از طريق خريد يک روزنامه يايک مجله به دست مى آورد. اينها به امکانات دسترسى دارند و ما اگر آنها را از آنچه که مى طلبندو ياآنچه که در جامعه هست ، محروم بکنيم ، يعنى ما جلوي اطلاع يافتن اين بخش جامعه که بخش موثري هم هست ، نگرفته ايم؛ فقط آنها را به خودمان و به جامعه خودمان و به مطبوعات درونى خودمان کم اعتماد کرده‌ايم که اين خودش مى تواند مشکل ايجاد بکند....»

ضرورت اصلاح ذهنيت دولتى بودن يا وابسته بودن مطبوعات به بيگانه

وي افزود: «... متاسفانه ، مطبوعات ما به خاطر يک بيماري تاريخى ... دچار اشکال فراوانى هستند و ميان دوحد فاصل قرار دارند. در ميان بسياري از افرادجامعه ما اين ذهنيت وجود دارد و متاسفانه ممکن است در توده مردم هم اثر بگذارد. يعنى ، تلقى دولتى بودن و تلقى وابسته بودن مطبوعات به بيگانه. اينکه روزنامه‌ها يا وابسته به دولت و حکومت هستند يا وابسته به بيگانه چون ما براي خودمان شخصيت قايل نبوده‌ايم، اين تلقى برايمان نيست که ممکن است از درون مردم ، ولو با بنده ،ولو با دولت ، ولو با ديگران ، اختلاف سليقه داشته باشند، يک مطبوعه‌اي ، يک حزبى و يا يک گروهى در بيايد که واقعا نه وابسته به دولت باشد ونه وابسته به بيگانه . مطبوعات ما از نظر ذهنيت در بخش هايى از جامعه که اين هم در افکارعمومى ما سرايت مى کند، اين است که اين تلقى است. خوب ، اگر روزنامه‌اي از انقلابش، از موازين و از ارزش‌هايش دفاع بکند، مى گويند اين وابسته به دولت است . اگر از دولت خود انتقاد بکند و ازمسوولانش انتقاد بکند، مى‌گويند وابسته به بيگانه است. متاسفانه به اين ذهنيت نيز دامن زده مى‌شود و ما خواص هم که بحث مى کنيم، بيشتر در همين حدود بحث مى‌کنيم . ما اگرپذيرفته‌ايم که اين انقلاب تحول ايجاد کرده، در حکومت ما هم تحول ايجاد کرده ، يعنى ديگرتعريف کردن از نظام و دولت ، تعريف کردن ازچيزي که در مقابل مردم و ضد مردم است ،نيست . اين ذهنيت در گذشته درست بود که دولتها ربطى به مردم نداشتند. امروزه هم مردم مارشد کرده اند که انقلاب کرده اند و در درون انقلاب ما هم رشد کرده اند. مردم آزاد و مستقلى هستند ومى توانند از خودشان هويت داشته باشند.مى توانند منتقد باشند، در عين حالى که مستقل‌اند و براي کشورشان دلسوزند، اختلاف نظر هست. اين ذهنيت به نظر من کاري است که خود مطبوعات بايد کم کم و به تدريج آن را درمان بکنند و ما بگوييم که نه روزنامه هايى که از انقلاب و ارزش‌هايشان دفاع مى کنند، دولتى‌اند و نه روزنامه هايى که از دولتشان و ارگانهايشان انتقادمى کنند، وابسته هستند. البته در همين زمينه هم ممکن است يک مطبوعه دولتى که به آن صورت خاص وابسته به دولت باشد، وجود داشته باشد.ممکن است بعضى کسان گرايش هايى به بعضى جاها داشته باشند که حالا آگاهانه يا ناآگاهانه آنچه که به مصالح کشور و ملت نيست ، بگويند، ولى اين‌ها را بايد امري استثنايى بدانيم ....»

نقش انتقادي و نظارتى مطبوعات بر مسوولان وقدرت حاکمه

وي خاطرنشان كرد: «... اينکه گفته اند مطبوعات رکن چهارم هستند، شايد به اين معنى باشد که هميشه براي اصلاح ارگانهاي حکومتى ، ساز و کارهاي رسمى تعريف شده کافى نيست. بايد تحت نظارت مردم و نمايندگان واقعى مردم و افکار وانديشه هاي مختلف مردم يعنى مطبوعات باشند که با نظارت اين‌ها مسوولان که قدرت را در دست دارند خودشان را جمع و جور مى کنند. قدرت اگر مورد سوال قرار نگيرد، قطعا فسادمى آورد يا صاحب قدرت مستقيما فاسد مى شود واگر شخص او هم فاسد نشود، خود قدرت بى مهاردر اطراف و جوانبش فساد مى آورد. به همين دليل است که در قانون اساسى ما هر جا که قدرت است ،يک نظارت وجود دارد؛ اما خود نظارت عامه و عموم مردم و نمايندگان نخبه مردم که مطبوعات باشند، اولا سبب جمع و جور شدن حکومت، جمع وجورکردن دست و پا و حساب و کتاب کردن روي امور مى شود. انتقاد کردن نه تنها باعث تضعيف نمى شود، بلکه باعث تقويت مى‌گردد. البته خوش آمدگويى‌ها بسيار مضر است و مچ‌گيريهاهم مضر است؛ آن هم در دنيايى که ما اين قدرمشکل داريم. اما انتقاد کردن خيلى خوب است و در جاي خودش بايد انجام بگيرد. منتها حفظ حريم‌ها، يک چيزهايى بيشتر از خود دولت، قوه قضاييه، مجلس و اينها وجود دارد که ارزش‌ها،معيار و اصول است و آنهايى است که مردم روي آن حساسيت دارند اکثريت مردم روي آنهاحساسيت دارند، مطبوعات بايد رعايت بکنند. اگرکسى رعايت نکرد و برخوردهاي ناروا شد، همان جورکه آن برخورد ناروا مورد ملامت هست ، عدم توجه و برخورد ناصحيح و درک ناصحيح نسبت به جامعه و تحريک کردن حساسيت هم موردملامت است، اما آنچه که مهم است و مبناي کارماست، اين است که همه چيز در چارچوب قانون باشد....»

رسيدگى به تخلفات مطبوعات با حضور هيات منصفه

« ... يقينا در هر جامعه‌اي تخلف، کاستى ، انحراف و مطالب نادرست وجود دارد که اين کاستى‌ها و نواقص در مطبوعات و سخنراني‌ها و مديريت‌ها هم وجود دارد و در همه جا هست. بيچاره مطبوعاتى‌ها فقط گناهشان اين است که خيلى زودتر در معرض قضاوت قرار مى گيرند. يک مدير ممکن است ده سال هم کار بکند و بعداز ده سال معلوم بشود که بد مديريت کرده است . روزنامه ها هر روز دارند مى نويسند، آن هم بابدبينى هايى که ماداريم و اين مچ گيريهايى که ازهمديگر مى کنيم ، و هر دقيقه در معرض قضاوت يا حتى برخورد هستند. تخلف و اشکال وجوددارد، مگر وقتى ما مى گوييم آزادي ، منظور ما اين است که هر تخلفى هم شد بايد آن را ناديده بگيريم ! نه خير، اگر قانون هست ، نظم هست ومبناي نظم هم هست ، بايد براساس مبناي نظم با او برخورد بشود و ترديدي در اين نيست ، شکى در اين نيست ، صراحت است ، نص است ، همه تخلف هاي مطبوعاتى بايد در دادگاههاي علنى وبا حضور هيات منصفه باشد. بايد همه مان روي اين مساله بايستيم و اگر غيراز اين باشد، بايداعتراض بکنيم . خود مطبوعات بايد اعتراض بکنند و دولت هم موظف است که قانون را رعايت بکند. همين جور که شکستن حريم ها و حرمت هاو ارتکاب تخلف ها به عنوان نقض قانون و نقض حق جامعه بايد مورد اهتمام دولت باشد با آن برخورد بکند و مورد توجه قوه قضاييه ودستگاههاي ديگر باشد. همينجور تخلف دستگاهها هم نسبت به حقوقى که براي مردم وبراي جامعه شناخته شده است ، بايد مورداعتراض باشد و دولت اعتراض مى کند و اعتراض خودش را هر وقت هم که توانسته کرده است وبراي مسايلى که در اين زمينه ها ممکن است که صورت بگيرد، جواب هم مى خواهد....»

عملکرد مثبت مطبوعات نسبت به ديگر بخشهاي جامعه

«... مطبوعات ما خيلى تلاشهاي ارزنده اي کرده اند و مى کنند و مسلما در جامعه مطبوعاتى ما عيب و کجى وجود دارد، اما در جاهاي ديگر ما هم وجود دارد. من بايد بگويم که با توجه به حساسيت و عظمت کاري که مطبوعات دارند، عيب‌ها و نقص هاي اين بخش از جامعه ما کمتر از جاهاي ديگر است . اين را بايست ستايش بکنيم. عملکرد مطبوعات ما مثبت بوده است و مطبوعات نقش مهمى داشته‌اند، بخصوص در فضاي مبهم که هر نويسنده اهل قلمى نمى‌داند که اگر اين کار را کرد، چه قضاوتى درباره او خواهد شد، چون جامعه خيلى از چيزهايش جا نيفتاده و طبيعى هم هست. ما بيست سال است که انقلاب کرده‌ايم. خود اصحاب مطبوعات در اين زمينه بسيارمى توانند نقش داشته باشند که داشته‌اند وان شاالله بيش از اين خواهند داشت. اين را هم من به شما بگويم، مطبوعات هم فقط آن چندروزنامه و چند مطبوعه‌اي که فقط کار سياسى مى کنند، نيستند. اين همه مطبوعات علمى ،صنعتى ، ورزشى ، هنري ، تفريحى و طنز، پرکننده اوقات فراغت هستند. اين جامعه يک مجموعه است و اين مجموعه را با هم ببينيم هرچند که مطبوعات سياسى با هم بسيار نقش ارزنده‌اي داشته و دارند. ولى اين دعواهايى که مى‌شود،ا غلب بين مجلات و روزنامه‌هايى است که نماينده يک طرز تفکر و يک گرايش هستند و به همديگر هم مى پرند که البته بايد به ما هم ياد بدهند که در عين حالى که به هم مى‌پريم واختلاف داريم، تسامح هم داريم و همديگر راتحمل مى کنيم. اگر هم تخلفى بود، در چارچوب قانون با آن برخورد مى‌شود و همه هم دفاع مى کنيم که همه چيز در چارچوب قانون باشد نه باسليقه ها و برداشت هاي يک جانبه ، ولى در عين حال حق و جايگاه ساير مطبوعات هم که خيلى ارزشمندند من هم در همين جا از آنها هم تشکرمى کنم و از آنها به خاطر بالابردن علم ، بالابردن آگاهيهاي صنفى ، به خاطر پرکردن اوقات فراغت جامعه ، ما بايد تشکر بکنيم .... »

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم تیر 1384ساعت   توسط مدیریت خبر  | 

مروري برديدگاه‌هاي «آموزگار ادب و شكيبايي»4/

نزديك شدن به پايان دوران مسووليت حجت‌الاسلام و المسلمين سيدمحمد خاتمي را بهانه‌اي ديديم تا از آن به عنوان فرصتي براي مرور خلاصه‌اي از ديدگاههاي ايشان در زمينه‌هاي مختلف علمي، فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي و سياسي بهره بريم و نكته‌هايي از آن‌چه در هشت سال خدمت پر ثمر از مكتب « آموزگار ادب و شكيبايي« آموخته‌ايم را يادآور شويم.در گذري ديگر به ديدگاههاي خاتمي، به موضوع مطرح شده از سوي وي در زمينه‌ي جامعه‌ي مدني مي‌پردازيم.

فرق جامعه مدني اسلامي با جامعه مدني غربي

به گزارش گروه دريافت خبر خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، حجت‌الاسلام و المسلمين سيد محمد خاتمي رييس‌جمهور طي سخناني در افتتاحيه‌ي كنفرانس اسلامي(18/9/1376) گفت: «... جامعه مدني كه ما خواستار استقرار و تكامل آن در درون كشور خود هستيم و آن را به ساير كشورهاي اسلامي نيز توصيه مي كنيم ، به طور ريشه‌اي و اساسي با " جامعه مدني " كه از تفكرات فلسفي يونان و تجربيات سياسي روم سرچشمه گرفته و با گذر از قرون وسطي در دنياي متجدد، هويت و جهت ويژه خود را يافته است ، اختلاف ماهوي دارد ....» «... جامعه مدني غرب از حيث تاريخي و مباني نظري، منشعب از دولت شهرهاي يوناني و بعد نظام سياسي روم است، در حالي كه جامعه مدني مورد نظر ما، از حيث تاريخي و مباني نظري ، ريشه در " مدينه النبي " دارد ....»

حكومت و شهروندان در جامعه مدني اسلامي

وي در بخش ديگري از اين سخنراني افزوده است: «... در جامعه مدني موردنظر ما گر چه مدار و محور فكر و فرهنگ اسلامي است، اما در آن از استبداد فردي و گروهي و حتي ديكتاتوري اكثريت و كوشش در جهت اضمحلال اقليت نبايد خبري باشد. در اين جامعه ، انسان از آن جهت كه انسان است ، مكرم و معزز است و حقوق او محترم شمرده مي شود. شهروندان " جامعه مدني اسلامي " صاحب حق در تعيين سرنوشت خود و نظارت بر اراده امور و بازخواست از متصديان امرند و حكومت در اين جامعه ، خدمتگزار مردم است و نه ارباب آن و در همه حال ، در برابر مردمي كه خداوند آنان را بر سرنوشت خود حاكم كرده است ، پاسخگو است ....»

حقوق غير مسلمانان در جامعه مدني اسلامي

وي ادامه داده است: « ... جامعه مدني ما، جامعه اي نيست كه در آن فقط مسلمانان صاحب حق و شهروند نظام به حساب مي آيند ، بلكه جامعه اي است كه هر انساني در چارچوب نظم و قانون صاحب حق است و دفاع از حقوق او، از اهم وظايف حكومت است ....»

جامعه مدني ، سنتهاي اعتقادي و جهان كنوني

وي خاطرنشان كرده است «... جامعه مدني‌اي كه ما در صدد استقرار آن هستيم ، مبتني بر " هويت جمعي " ماست كه استحصال آن مستلزم حركت و كوشش دايم متفكران و دانشمندان است و گنجي نيست كه يك باره به دست آيد .... و بنابراين ، بهره يافتن از آن تدريجي و منوط به دقت در شناخت مواريث و سنن اعتقادي و فكري مسلمانان از يك طرف و فهم عميق و دقيق علمي و فلسفي جهان كنوني از طرف ديگر است ; و به همين جهت نيز مدار محور اين حركت ، انديشمندان و متفكران قوم‌اند و توفيق ما در اين سير و مسير، در گرو اين خواهد بود كه سياست در خدمت فضيلت و تفكر باشد ، نه چار چوبي تنگ براي اين دو ....»

موانع شكل گيري جامعه مدني

خاتمي هم‌چنين طي سخناني در مراسم آغاز سال تحصيلي دانشگاهها و موسسات آموزش عالي ( 7/7/1377) « ... ما يك واقعيت در تاريخ داريم، استبداد بر ما حاكم بوده است، انقلاب اسلامي آن ديوار سياه و قطور استبداد را شكست و به مردم گفت سرنوشت دست خودتان است ، خودتان به صحنه بياييد، خودتان راي بدهيد و خودتان نظارت بكنيد. استبداد، طبيعت ثانوي ما شده است . در چنين فضاي ذهني ما بايد با تامل، توسعه و تفاهم، بدانيم كه مي‌خواهيم جامعه مان را براساس آزادي، آزادي مطلوب كه حالا من ذكر مي كنم، پيش ببريم . ما مشكلاتي داريم. من يك جاي ديگر هم گفته ام; يكي دو سه مرتبه تجربه جامعه مدني حتي آزادي در ايران به خاطر كم ظرفيتي‌ اي كه ما داشته ايم، عدم تجربه‌اي كه ما داشته‌ايم و مشكلات تاريخي و رواني كه داشته ايم، با شكست روبرو شد. ما بايد براي حفظ انقلابمان و دستاوردهاي انقلابمان دست به دست هم بدهيم و بگذاريم كه فضاي نسيم باز آزادي كه به بركت انقلاب دميده است، بصورت يك روند، در جامعه ما در بيايد. كار، كار دشواري است. وقتي مي گوييم جامعه مدني ، يعني استقرار نظامي كه در آن مردم محترمند. كشورهاي ليبرال به سادگي نمي گذارند كشورهاي اقماري حتي تجربه ليبرال دمكراسي را در كشورهايشان داشته باشند. يك تفاوتي كه ما با آغاز قرون جديد داريم ، اين است كه در غرب هرچه در داخل بود، توي سر و كله همديگر زدند و فشار خارجي نبود و از درونش يك چيزي در آمد. ما در موقعيتي مي خواهيم چه مشروطيتمان ، چه انقلاب اسلاميمان تمرين جامعه مدني بكنيم كه الگو هم از غرب و شرق نگرفته‌ايم و خودمان مي‌خواهيم با آزمايش و خطاكارمان را به پيش ببريم كه از هر طرف فشارهاي خارجي هم روي ما هست. كار، كار دشواري است . من واقعا از همه بزرگان، همه انديشمندان، همه حوزه‌هاي علميه، همه دانشگاهها و همه دانشجويان استمداد مي كنم كه اين موقعيت خطير را بيابيم و اولويت ها و طبقه بندي امور را بدانيم ....»

محور بودن مردم در جامعه مدني

رييس‌جمهور در سخنان ديگري در جمع مردم تبريز(30/8/1377 ) گفت« ... در جامعه مدني محور مردمند و تعيين كننده مردم هستند و ما مفتخريم كه اسلام را آنچنان مي شناسيم؛ و اسلامي كه در قانون اساسي ما منعكس شده است محوريت و مبنا را به مردم مي دهد. اين مردم اند كه اركان و ارگانهاي مختلف نظام را تعيين مي كنند. مجلس خبرگان رهبري با آن همه اهميت و عظمتش كه تعيين كننده رهبر است و ناظر بر رهبر است ، همه مشروعيت و حجيت او به رايي است كه مردم به او مي دهند. رئيس جمهور در نظام ما هيچ سمتي و هيچ مزيتي ندارد، جز اينكه منتخب اين مردم بزرگوار است . قانونگذاري و راه بردن جامعه و تدوين نظام رفتاري جامعه ، توسط نمايندگان محترم مجلس شوراي اسلامي صورت مي گيرد كه منتخب مردمند. جامعه مدني يعني جامعه اي كه حكومت و قدرت او برخاسته از مردم است و تحت نظارت مردم . اسلامي كه ما مي شناسيم چنين مي گويد و قانون اساسي ما افتخار دارد كه نماينده چنين اسلامي است . ممكن است در جامعه ما ديدگاههاي مختلف و متعددي باشد، اما آنچه راكه ما پذيرفته ايم و مبناي نظممان قرار داده ايم چنين بينشي است . جامعه مدني مورد امضاي اسلام و شارع مقدس اسلام ; و از جمله مشروطيت آغاز استقرار اين مرحله جديد بود كه با كمال تاسف درگيريهاي نافرجام سنت گرايان و غرب زدگان سبب شدكه اصلاحگران و صاحبان بينش مترقي اسلامي منزوي بمانند و از دل مشروطيت ما استبداد رضاخاني بدر آيد.... »

اصول اساسي جامعه مدني

خاتمي روز دانشجو در دانشگاه صنعتي شريف(16 /9/ 1377) نيز درباره جامعه مدني و سوء تفاهمهايي كه هست اظهار داشت:« ... ببينيد! جامعه مدني مثل مشروطيت ، مثل جمهوري ، پديده اي است كه در غرب به وجود آمده است و مفهوم ، مفهوم غربي است . اگر بناست به جامعه مدني ايراد بگيريم ، به مشروطيت هم بايد ايراد بگيريم ، به جمهوريت هم بايد ايراد بگيريم؛ در حالي كه در جامعه ما مشروطيت وجمهوريت هر دو جاافتاده؛ گر چه كساني داريم كه اينها را خلاف اسلام مي دانند و مي گويند كه جمهوريت و مشروطيت در اسلام نيست . حتي در مقابل جمهوري اسلامي از حكومت اسلامي هم صحبت مي كنند. آنها جاي خودشان ، اما در نظام ما وقانون اساسي ما جمهوريت ومشروطيت پذيرفته شده است . جامعه مدني يا Civil Society هم كه در دنيا مطرح شده قرائت هاي مختلفي در موردش هست؛ همانطور كه درمورد جمهوريت ، همچنانكه درمورد ليبراليسم و همچنانكه در مورد دموكراسي يك قرائت وجود ندارد واصولا دادن يك الگو وديكته كردن براي همه جوامع نه ميسر است ونه ممكن . ما هم اگر خودي هستيم ، بايد سعي بكنيم با معيارهايي كه خودمان داريم ببينيم كدامش با معيارهاي ما و با حقوق مردم وبا مصالح مردم سازگار است ، آن را اقتباس بكنيم و آن را برآزمايش بگذاريم و پياده اش بكنيم ; همچنين كه داريم جمهوري اسلامي را تجربه مي كنيم و در آن مشكلاتي داريم ، پيشرفتهايي هم داريم . جامعه مدني تعبيرهاي مختلفي دارد؛ اما آنچه كه به نظرمن مشترك است و بنده در مطالبم روي آنهاتكيه مي كنم و اگر همه اينها را قبول داشته باشيد، يك برنامه بزرگي پيش روي ماست ، چندتا نكته است ؛ اولا اينكه درجامعه مدني مردم بايد در همه زمينه ها شركت بكنند. فرقش با جوامع غير مدني اين است كه براي مردم هيچ حقي در آن جوامع قايل نيستند. اگر بگوييم اين مخالف اسلام است ، طبعا اسلام با جوامع مدني موافق است . اگر بگوييم كه اسلام را هم ما جوري مي توانيم بشناسيم كه براي مردم و راي مردم احترام قايل است از اين جهت مي تواند جامعه اي كه در آن مردم صاحب حق راي دخالت در سرنوشت خودشان هستند به رسميت بشناسد واين بعد جامعه مدني را دارد و بنده معتقدم كه آن قرائتي از اسلام كه انقلاب كرد و در قانون اساسي متجلي شد، براي مردم حق انتخاب وحق راي داده است ; به طوري كه همه اركان نظام يا مستقيم يا غيرمستقيم منوط است به راي مردم . اين را در جمهوري اسلامي پذيرفته ايم . درست است كه مردم مسلمانند، مردم خبرگان رهبري را تعيين مي كنند و بر رهبري نظارت مي كنند; يعني همه چيز مستقيم يا غيرمستقيم به راي مردم برمي گردد. اين يك مساله اي است كه در جامعه مدني حكومت داراي حد است . حكومت خودسر نيست كه هر كاري بخواهد بكند; بلكه حكومت حدي دارد، در يك چارچوبي بايد حركت بكند. حكومت در برابر مردمي كه صاحب حقند مسوول است و اين مسووليت هم عام است . يعني هيچ جزيي از اجزاي حكومت نيست كه در برابر يك نهاد تعريف شده بشري مسوول نباشد. رئيس جمهور معلوم است ، مجلس معلوم است ، قضات معلومند، دستگاههايش مشخص است ، حتي رهبري كه ركن نظام است اولا با تعيين خبرگان كه حجتييش و سنديتش با راي مردم است انتخاب مي شود و در برابر خبرگان مسوول است و خبرگان ناظر بر افعال ولي فقيه هستند. پس دومين مساله اين است كه حكومت در جامعه مدني حد دارد و مردم حق دارند؛ چون مردم حق دارند وحكومت حد دارد لوازم اعمال اين حد وتحقق آن حق بايد رعايت بشود، يعني چه ؟ يعني مردمي كه حق دارند، هم بايد نظراتشان را اعلام بكنند وهم بايد اعمال نظارت بكنند. در اينجا چيزي به نام نهادهاي واسطه اي در جوامع مدني مطرح مي شود. در جوامع غير مدني يك حكومت است كه همه كاره است ، يك مردمند كه فقط بايد مطيع باشند و واسطه اي وجود ندارد، و در جامعه مدني نهادهاي واسطه وجود دارند؛ يعني احزاب ، يعني سنديكاها، يعني تشكلها كه از يك سو نماينده خواستهاي بخشهاي مختلف جامعه اند، كساني كه نظرات خاصي دارند و منافع خاصي دارند در يك جا جمع مي شوند، حرفهايشان را مي زنند. از يك طرف به صورت متمركزند; يعني در بخشهاي مختلف اينها مدعي حكومتند، نظارت برحكومت مي كنند و واسطه بين حكومتند. بنابراين چون مردم حق دارند، نهادهاي واسطه ميان حكومت و مردم به نام نهادهاي مدني وجود دارند. اين سه چهار تا محور مشترك در جوامع مدني است . اين جامعه مدني هست تا جامعه مدني كمترين دولت ، كه يعني دولت بايد كمترين دخالت را در جامعه مدني بكند و فقط بايد از امنيت جامعه و دارايي هاي جامعه حفاظت بكند و مسايل ليبرال دموكراسي امروز كه مطرح است ، حتي نظام هاي سوسياليستي هم كه به نوعي مركزيت دارند و شوراي خلق دارند آنهم Civil Society هست . مي خواهم بگويم كه تعبيرها و قرائت هاي مختلفي وجود دارد; اما به نظر من اصول مشترك اين است كه مردم حق تعيين سرنوشت خودشان را دارند و صاحب راي اند و رايشان تعيين كننده است . حكومت داراي حد است و مسوول است در برابر مردم و تحت نظارت مردم و نهادهاي تعيين شده مردم ، احزاب ، گروهها و تشكلها درجامعه بايد وجود داشته باشند ولازمه آن حق اين است كه مردم آزادي بيان ، آزادي گفتار، آزادي اجتماعات داشته باشند. البته همه اينها ملازم با قانون است . چون اگر قانون نباشد، نه جامعه مدني ونه جامعه غيرمدني تحقق پيدا نمي كند; چرا، جامعه غيرمدني تحقق پيدا مي كند، يا هرج و مرج مي شود يا ديكتاتوري بر جامعه حاكم مي شود. قانون ملازم با تحقق آزادي و جامعه مدني است . يعني نمي شود گفت : آزادي ! هر كس هر كاري مي خواهد بكند. بالاخره با قراردادي كه مردم مي كنند، حدودي براي آزادي معين مي شود. درهمه دنيا هم هست . طبعا مردم ما مردم مسلماني هستند. حد و حدودهاي اسلامي هم هست؛ اما اين حد و حدود تا اخلاط مباني اسلام وحقوق عمومي است . نه اينكه هركس سليقه اش مخالف ديگري شد بگوييم اين ضداسلام است و بايد آزادي اش را محدود بكنيم . آن هم بايد در دادگاه مشخص بشود و معلوم بشود كه چه كاري دارند انجام مي دهند....»

شاخص هاي عام جامعه هاي مدني و نقش اصناف

رييس‌جمهور طي سخناني در ديدار با هيات رئيسه اتاق بازرگاني (13/10/1378 ) گفت: «... ما، اگر بخواهيم توسعه يا جامعه مدني هم داشته باشيم ، بايد با هويت خودمان سازگارباشيم ، ولي اجمالا يك تعريف هاي كلي و يا يك شاخص هاي عام مشترك ميان همه جامعه هاي مدني در مقابل جامعه هاي بدوي وجود دارد كه به نظرم مورد قبول ما هم هست ، در مورد آن اتفاق نظر هست و اين كه حكومت چه نسبتي بامردم دارد؟ برآمده از مردم است ؟ در مقابل مسوول است ؟ در همه جا نهادهاي تعريف شده بشري براي اعمال اختيارات و انجام مسووليت هاوجود دارند، هيچ چيزي نيست كه در اين كانال هاو مجاري تعريف شده قانوني وجود نداشته باشد وبالاخره فكر مي كنم در قانون اساسي ما هم همين را قبول داريم و يكي از مهم ترين محورهايش اين است كه در جوامع مدني ميان توده مردم و ميان حكومت ، يعني آن قدرت متمركز و آن قدرت رها، يك واسطه هاي قابل قبولي وجود دارند كه دولتي نيستند، اما در عين حال نهادهايي هستند كه اين رابطه را تنظيم وبرقرار مي كنند. احزاب و تشكل ها هم همين جورهستند و مهم ترين آن ، تشكل هاي صنفي است كه يك رابطه ميان اجزاي فعال در درون جامعه است و حكومتي كه قدرت متمركز در دستش هست و در اينجا، جاهايي مثل اتاق بازرگاني مي تواند، روي همه صنف ها، تشكل ها وفعاليت ها به عنوان يك چتري باشد و با توجه به فوريت و تاثير عظيم اقتصاد در جامعه ،تشكل هاي صنفي اقتصادي طبعا نقش مهم تري دارند و بنابراين اگر بخواهيم روي همان وجه مشترك جامعه مدني هم تكيه كنيم و بازروي تشكل ها و گروه ها اشراف داشته باشيم ،اصناف براي ما خيلي مهم است يا به معني عام تربخش خصوصي ، كه امروز هم به هر حال دربخش خصوصي ، افراد پراكنده نيستند وبخش هايي هستند كه در صنعت ، توليد و خدمات در كنار هم ديگر كار مي كنند و امروز ديگر واقعا به طور فردي نمي توانند كار بكنند و طبيعي هم اين است كه در قالب اصناف تبلور پيدا بكنند ...»

قرن بيستم ، قرن جنگ و خسارات معنوي و مادي براي بشر

وي هم‌چنين طي سخناني در جمع سفراي خارجي مقيم ايران(21/11/1378) گفت: « ... ما، قرني را پشت سر مي گذاريم يا گذاشتيم كه دوجنگ جهاني در آن رخ داده است، دو جنگي كه به لحاظ خسارات انساني و مادي ، معنوي و فرهنگي به هيچ وجه قابل مقايسه با همه جنگ هايي كه بشر از روز آغاز حيات خودش تا جنگ جهاني اول به آن پرداخته است ، نيست؛ يعني به مراتب خسارات انساني و مادي و معنوي اين دوجنگ از همه جنگ هايي كه بشر در طول تاريخ داشته است بيشتر است . چرا؟ دو جنگ جهاني علت مشابه دارد. وقتي كه استعمارگران در خارج از مرزهاي ملي خود به هم رسيدند و در واقع جهان نقطه ديگري براي استثمار واستعمار نداشت ، جنگ هاي جهاني در گرفت ؛ يعني تا وقتي كه جهان جايي براي گشوده شدن داشت ، قدرت هاي بزرگ غربي با همديگر نجنگيدند، وقتي در درون مستعمرات به هم رسيدند و منافع آنها با هم اصطحكاك پيدا كرد، به فكربيرون آوردن لقمه هاي لذيذ از دست رقيب برآمدند و جنگ جهاني رخ داد. گرچه عوامل پيدا و مستقيم هر دو جنگ جهاني مساله استعمار نيست، اما ريشه جنگ ها اين است وجهان ابتدا به سه قطب سرمايه داري ، سوسياليستي و قطب جهاني كه به نام جهان سوم شكل گرفت ، تقسيم شد وبالاخره به صورت آنچه كه امروز مي گوييم جنوب و شمال درآمد. اين اختلاف مي توانست و مي تواند به مشكلات بزرگي در دنيا منجر بشود و هنوز هم اين خطر باقي ست ....»

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم تیر 1384ساعت   توسط مدیریت خبر  | 

مروري برديدگاه‌هاي «آموزگار ادب و شكيبايي»3/

نزديك شدن به پايان دوران مسووليت حجت‌الاسلام و المسلمين سيدمحمد خاتمي را بهانه‌اي ديديم تا از آن به عنوان فرصتي براي مرور خلاصه‌اي از ديدگاههاي ايشان در زمينه‌هاي مختلف علمي، فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي و سياسي بهره بريم و نكته‌هايي از آن‌چه در هشت سال خدمت پر ثمر از مكتب « آموزگار ادب و شكيبايي« آموخته‌ايم را يادآور شويم.در گذري ديگر به ديدگاههاي خاتمي، به جامعه‌ي مدني و گفت‌وگو با ملل ديگر مي‌پردازيم.

گفتگو و محادثه در داخل زمينه ساز گفتگو با ملل ديگر

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، حجت‌الاسلام و المسلمين سيدمحمد خاتمي رييس‌جمهور طي سخناني در جمع دانش‌آموزان شركت كننده در المپيادهاي علمي (4 /10/ 1376) خاطرنشان كرده است: «... ما كه مي‌خواهيم با دنيا گفت‌وگو كنيم ، اول بايد گفت‌وگو كردن در داخل خودمان باشد. ما بايد خودمان راه و رسم گفتگو كردن را ياد بگيريم، همديگر را تحمل كنيم و آنقدر ما از نظر فرهنگي وديني و تاريخي غنا داريم كه اين هويت ما وقتي در مقابل هويت‌هاي ديگر قرار گرفت و قبول كرديم كه ميان اين دو هويت منطق حكم فرما باشد، ما به حد كافي در دنيا محترم خواهيم بود و خيلي هم حرف‌ها داريم كه به دنيا بزنيم و بايد خيلي حرف‌ها را هم از دنيا بشنويم ...»

محادثه و گفتگو با ملل ديگر

به گزارش ايسنا رييس‌جمهور هم‌چنين طي سخناني در مراسم افتتاحيه‌ي كنفرانس اسلامي(18 /9/ 1376) آورده است: « ... زندگي همواره با صلح و امنيت، فقط در صورتي محقق مي‌شود كه انسان بتواند عميقا فرهنگ و تفكر حتي علايق و سلايق ديگران را درك كند و درك عميق وجود معنوي و فرهنگي ساير ملل، مستلزم ايجاد محادثه( ديالوگ) با آن‌هاست و محادثه حقيقي تنها وقتي ممكن مي‌شود كه طرفين حديث و كلام، در وضع اصيل و حقيقي خود قرار داشته باشند والا محادثه يك مقلد بي هويت با سايرين بي معني است و متضمن خير و صلاحي براي او نيست و سكني گزيدن درخانه مشترك مسلمانان "مدينه النبي " همان اتخاذ موضع حقيقتي و دست يافتن به هويت واقعي مسلمانان است ...»

جامعه مدني اسلامي و نفي سلطه و سلطه پذيري در روابط بين المللي

خاتمي در همين سخنراني يادآور شده است: «... جامعه‌ي مدني ما نه سلطه‌گر است نه سلطه‌پذير و حق ملت‌ها را براي حاكميت بر سرنوشت خود و دستيابي به امكانات زندگي شرافتمندانه به رسميت مي‌شناسد و خود نيز در برابر هيچ زورگويي تسليم نمي شود...» « ... نفي سلطه گري و سلطه پذيري ، يعني نفي زور و تزوير در رابطه ميان كشورها و جايگزين كردن آن با منطق و اصل احترام متقابل در روابط بين المللي ...»

اطمينان سازي مهمترين گام در جهت تامين صلح و امنيت جهاني

خاتمي خاطرنشان كرده است: «... در جهان به هم پيوسته امروز امنيت مناطق مختلف جهان را نمي توان از يكديگر تفكيك كرد. بنابراين ، تلاش براي تقويت اعتماد متقابل و ايجاد صلح، مسووليتي همگاني به شمار مي‌رود نخستين گام در جهت تامين امنيت "اطمينان سازي " به عنوان اصولي‌ترين راهبرد در تحول روابط انساني است ...»

جامعه مدني جهاني ، صلح و حقوق ملتها

به گزارش ايسنا، خاتمي هم‌چنين طي سخناني در جمع سفيران خارجي مقيم ايران(21 /11/ 1376)، گفته است: « ... شرط اوليه رسيدن به صلح اين است كه انسان، انسان است و همه‌ي انسان‌ها داراي حقوق مساوي. ما نيازمند جامعه مدني جهاني اي هستيم كه در آن‌ها همه‌ي انسان‌ها مساوي هستند، صاحب حق هستند، صاحب حرمت هستند و همه انسان‌ها حق برخورداري از يك زندگي شرافتمندانه را دارند، اين شرط ورود به دنيايي است كه در آن آرامش و مهرباني به جاي ستيز و خون ريزي حاكم است. متاسفانه قرني كه ما در پايان آن بسر مي‌بريم ، قرن جنگ و تزوير بود. قرني بود كه در آن دين، فرهنگ و دانش در خدمت سياست بود با كمال شرمساري و تاسف عرض كنم كه سياست در خدمت منافع ميليتاريستي و اقتصادي گروههاي خاص. بياييد دست به دست هم بدهيم و سياست را در خدمت فرهنگ درآوريم. بياييد در قرن آينده با زبان فرهنگ با هم سخن بگوييم. بياييد صلح و آرامش را براي همه جهانيان خواسته باشيم. جامعه برخوردار از صلح با ثبات ، جامعه‌اي است كه انسان‌هاي او، همه برخوردار از حق باشند، صلح عادلانه باشد، حقوق همه ملت‌ها و مردم‌ها به رسميت شناخته شود و اين كار نيازمند مشاركت همه ملتهاست ...»

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم تیر 1384ساعت   توسط مدیریت خبر  | 

مروري برديدگاه‌هاي «آموزگار ادب و شكيبايي»2/

ایسنا :

نزديك شدن به پايان دوران مسووليت حجت‌الاسلام و المسلمين سيدمحمد خاتمي را بهانه‌اي ديديم تا از آن به عنوان فرصتي براي مرور خلاصه‌اي از ديدگاههاي ايشان در زمينه‌هاي مختلف علمي، فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي و سياسي بهره بريم و نكته‌هايي از آن‌چه در هشت سال خدمت پر ثمر از مكتب « آموزگار ادب و شكيبايي» آموخته‌ايم را يادآور شويم.در دومين بخش اين رهگذر، به ديدگاههاي خاتمي در مورد دانشگاه، دانشگاهيان و انديشمندان مي‌پردازيم.

دانشمندان ، دانشگاهيان و نقش آنها در توسعه ملتها

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، حجت‌الاسلام و المسلمين سيد محمد خاتمي طي سخناني در دانشگاه مختوم قلي تركمنستان( 7/1/1376) اظهار داشته است: « ... قلم نويسندگان و انديشه والاي انديشمندان متعهد و مسلمان همواره در خدمت رشد انسان، اعتلاي جامعه، گسترش روابط فرهنگي و مناسبات ملت‌ها بوده است و رسالت اهل قلم و انديشه بعد از اين نيز بايد در خدمت تحكيم مناسبات دوستانه و برادرانه دولتها و ملتها باشد. كليد توسعه و پيشرفت جوامع و مناسبات دوستانه‌ي ملت‌ها در دست دانشمندان متعهد است. دولت‌هاي مقتدر و پويا، مصرف كننده‌ي خاضع يافته‌هاي علمي و پژوهشي هستند. هر دولتي براي دست يابي به راهكارهاي بهتر و تدبيرهاي جامع‌تر نيازمند اهل نظر و انديشه است. به ديگر سخن، نيروي محركه‌ي قطار تمدن و جامعه، دانشمندان و دانشگاهيان هستند. دانشگاه بايد در مرحله‌ي عمل براي پاسخگويي به نيازهاي همه‌ جانبه‌ي جامعه، اين توانايي را در خود ايجاد كند كه در عرصه‌هاي بين المللي، علمي، فرهنگي، فلسفي، صنعتي و اجتماعي حضور فعال و مثبت پيدا كند...»

همكاري حوزه و دانشگاه

خاتمي هم‌چنين طي سخناني در همايش روساي دانشگاهها و مراكز پژوهشي كشور 5/12/1376 خاطرنشان كرده است: « ... در سايه‌ي اين تحولي كه ايجاد شده است و مي‌تواند و بايد مرحله‌ي جديدي از حيات تاريخي ما باشد، يك موقعيت پيش آمده است براي آن چيزي كه مي‌گويند، همكاري حوزه و دانشگاه؛ كه هر دو با تجديدنظر در گذشته‌ي خويش براي آينده‌اي كه بهتر هست و آينده‌اي كه مال خود ماست - ما آينده خودمان را مي آفرينيم - با همديگر همكاري كنند و به نظر من مهمترين كاري كه اين دو پايگاه در زمينه آن مي‌توانند انجام بدهند، شناخت زمان است كه در اين زمينه‌ها كم كار كرده‌ايم . پيوند حوزه و دانشگاه به معني اين نيست كه يكي مصرف كننده و يكي توليد كننده است؛ بلكه يك تاثير و تاثر متقابل است. اولا در دانشگاههاي ما بايد سوال‌ها و پرسش‌هاي اساسي زمان مطرح شود و با كمك متفكران اسلامي اين سوال‌ها مورد بحث قرار گيرد و ديدگاههاي خوب و نو براي پيشبرد جامعه مطرح شود و بكار گرفته شود ...»

وظيفه اصلي دانشگاه

وي در اين ديدار افزوده است: « ... اگر بخواهم در يك جمله شاعرانه كار دانشگاه را خلاصه كنم، بايد بگويم كه دانشگاه، كانون پرورش نيروي مديريت و نيز جايگاه تمرين روحيه‌ي مدنيت در جامعه است . از يك سو مديريت جامعه را دانشگاه بايد تربيت بكند و از سوي ديگر بهترين جا و اولين جايي كه بايد مدنيت در آن تمرين بشود، در خود دانشگاههاي ماست و هر دوي اين نيازمند سعه‌ي صدر است، نيازمند رواج روحيه‌ي نقد و انتقاد است، نيازمند تمرين اين عرصه است كه در عرصه‌ي انديشه بايد آزاد بود و آزادانه افكار را تعاطي كرد و نيازمند اين است كه تمرين بكنيم كه در صورتي جامعه سعادتمند مي‌شود كه ميان انسان‌ها و دو انسانش، منطق حكم فرما باشد و تمرين همه‌ي اين‌ها در دانشگاه است. شايد جامعه در بعضي از جاها ظرفيت بسياري از بحث‌ها را نداشته باشد و ممكن است كه بسياري از اين بحث‌ها، فضاي امن، عاطفي و ذهني جامعه را برهم بزند. اما در دانشگاههاست كه اولا پرسش‌ها جدي‌تر مطرح مي‌شود و ثانيا ظرفيت تحمل بحث‌ها زيادتر هست ...»

دانشگاه و رابطه آن با جامعه و نظام مديريتي

رييس‌جمهور تاكيد كرده است: « ... دانشگاههاي ما بيشتر بايد خودشان را در متن واقعيت‌هاي جاري جامعه قرار بدهند تا تحقيقات آن‌ها واقع‌گرايانه و در مسير حل مشكلات جامعه باشد و دولت و نظام مديريتي ما هم بايد بيايد با دانشگاهها ارتباط برقرار بكند، سفارش بدهد و بخشي از مشكلات، حل مي‌شود. يعني واقعا جامعه براي اينكه پيشرو باشد، نيازمند تحقيقات است و دانشگاهها و مراكز پژوهشي ما، مهمترين جايگاه تحقيقات هستند و بايد اين ارتباط برقرار بشود، بدون اينكه خيلي هم تاثير يا بروز و ظهوري در بودجه هاي رسمي كشور داشته باشد. يك نوع رونق هم در دانشگاه و هم در جامعه ما پيش مي‌آيد؛ به علاوه اينكه در بخش هاي مهمي هم بالاخره به غيراز تحقيقات، دانشگاههاي ما بسيار نقش اساسي دارند، مثلا در زمينه‌ي تامين مجموعه نيروي فناوري در جامعه ما، از هر چهار بخش ، چه تجهيزات و افزارها و ابزارهاي تكنولوژيك، چه اطلاعات، چه نيروي انساني و چه مديريت، در همه اين زمينه‌ها دانشگاهها نقش ممتازي دارند كه باز واقع‌نگري و واقع‌بيني دانشگاههاي ما در پيشبرد كار جامعه ما بسيار مهم است و بخصوص من در زمينه تكنولوژي عرض بكنم كه يكي از نقص‌هاي بزرگ ما، خلاء عظيمي است كه در آن حلقه مياني كار فناوري وجود دارد و آن همان چيزي است كه شما تكنيسين مي‌گوييد، يعني نيروهاي كاردان فني. ما از نظر نيروي كار و كارگر با مهارت، غني هستيم. از نظر نيروي تحصيل كرده بالا، نسبتا وضع مان قابل قبول است، ولي از لحاظ مهندسان و اين طور تخصص‌ها آن كسي كه آن دانش را با آن عمل به هم پيوند مي‌دهد و اين حلقه را كامل مي‌كند به شدت ما دچار ضعف و نقص هستيم. هم تحقيقات كاربردي در جامعه ما بسيار ضعيف است و هم نيروهاي كاردان به اين معنا كه عرض كردم و بخشي از اين هم يك مشكل فرهنگي دارد كه در جامعه ما يك تكنيسين از يك مهندس كم ارزش تر تلقي مي‌شود، در حالي كه هيچ اين طور نيست ...»

مديريت در دانشگاهها

وي در آن مقطع زماني در سخنان خود خاطرنشان شده است: « ... الان مديريت در دانشگاههاي ما مطلوب نيست ؛ يعني مدير ما از آن جايگاه و حرمتي كه بايد برخوردار باشد، برخوردار نيست . اگر ما مديري را انتخاب ميكنيم و از كانال‌هاي مختلف هم مي گذرد، بايد ديگر به او اعتماد بكنيم، بايد اجازه بدهيم كه او اعمال مديريت بكند و اختياراتش را به كار ببرد و نپنداريم كه ما مديري مي‌خواهيم كه هيچ اشتباه نكند، تازه اين اشتباه را با چه ملاكي و چه كسي مي‌خواهد تشخيص بدهد. صرف نظر از اينكه بپذيريم در همه عرصه‌هاي زندگي بشري اشتباه هست و جبران اشتباه سبب كاهش تكامل مي‌شود و چرا در دانشگاههاي ما به مديريت‌هايمان اين امكان را ندهيم كه با دست باز و با پذيرش مسووليت كار خود را انجام بدهند و يك دانشگاه، يك مدير داشته باشد و هر دستگاهي در جايگاه خود او قرار بگيرد و وقتي هم كه اختيارات داديم، مي‌توانيم مسووليت بخواهيم . الان در بعضي موارد واقعا با مشكلات و تنگناهايي كه پيش مي آيد، انسان نمي داند كه به هر حال منشاء و علت عامل چيست . از هر كسي هم كه سوال بكنيد ، مي تواند به نحوي از انحاء عذري بياورد. مديريت دانشگاه بايد مقتدر، متعهد و داراي اختيارات كافي باشد ...»

دانشگاه ، تفكر، پرسشگري و رشد جامعه

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) حجت‌الاسلام و المسلمين سيد محمد خاتمي طي سخناني در دانشگاه شهركرد( 8/12/1377) گفت: « ... دانشگاه مي‌تواند و بايد خود محور و نمونه يك جامعه زنده و پويا باشد. امتياز انسان نسبت به ساير موجودات به تفكر اوست و بايد بكوشيم كه در كل جامعه و سرچشمه جامعه دانشگاههاي ما، انديشه وجود داشته باشد و گسترش پيدا بكند و انديشه چيزي نيست جز پيدايش پرسش و تلاش براي پاسخگويي به آن پرسش ...» «... پرسش آغاز تفكر است و امتياز انسان به ساير موجودات اين است كه جستجو گر است و پرسشگر . اگر در جامعه‌اي پرسش نباشد تفكر نيست. براي دامن زدن به تفكر و رشد تفكر بايد سعي بكنيم كه جان پرسش گر انسان به حركت در بيايد و پرسش كند و براي اين كار بايد فضاي پرسش را آماده كرد. امنيت پرسش را فراهم آورد و ملاك ارزيابي درباره محيط‌هاي علمي و دانشگاهي اين است كه به درستي پرسش‌ها مطرح شود. يعني هيچكس هيچ ملاحظه‌اي و هيچ احتياطي براي طرح پرسش نداشته باشد؛ و نيز تلاش پيوسته و فكري و علمي براي پاسخگويي پرسش‌ها. بايد محيط بحث‌ها محيط آرام و علمي باشد، منطق بر او حاكم باشد، دانشجويان ما بتوانند بينديشند و پرسش كنند، استادان ما بتوانند تلاش بكنند، به پرسش‌ها پاسخ بگويند. البته اين را هم نبايد توقع داشته باشيم كه هر پرسش در اولين گام، آخرين پاسخ خود را مي‌گيرد. سرنوشت و سرگذشت علم و دانش چيزي نيست جز طرح پرسش‌ها و دادن پاسخ‌ها و تكامل پاسخ‌ها، احيانا برافتادن پاسخ‌هاي قبلي و جايگزين شدن آن‌ها با پاسخ‌هاي بعدي. اين هست رمز و راز پيشرفت و ارتقاي جامعه و توسعه علمي و توسعه فرهنگي، يعني اينكه روح پرسشگري در جامعه مورد احترام قرار بگيرد. از جوان نبايد پرسيد و از غير جوان هم كه چرا مي پرسي؟ پرسش در ذات آدمي است. انسان بي پرسش، انساني است كه از جان آدمي تهي است. مهم اين است كه ما محيط هايي را فراهم بياوريم كه پرسيدن ارزش باشد نه ضد ارزش و تلاش براي پاسخگويي به آن، تلاشي مقدس. مي‌توان جلوي طرح پرسش‌ها را گرفت اما جلوي ايجاد پرسش را نمي‌توان گرفت. اگر ما در فضاي آرام و سالم بتوانيم اين مسايل را مطرح بكنيم و مباحثه و گفتگو بكنيم، انديشه مسير صحيح خودش را پيدا مي كند، والا با جلوگيري از پرسش آن را به درون ذهن و جان انسان‌ها مي‌رانيم و احيانا به صورت تنش‌ها و مشكلات بسيار سخت اجتماعي در موقعيت‌هاي خاص بروز مي‌كند. يعني از ماهيت فكري خودش خارج مي شود و به صورت معضلات بزرگ سياسي و اجتماعي در جامعه بروز و ظهور پيدا مي‌كند. طبيعي است كه در دانشگاه، محل طرح پرسش‌هاي علمي و پاسخ‌هاي علمي است؛ حتي در عرصه‌ي مسايل سياسي و اجتماعي . بايد كاملا از محيط دانشگاهي حفاظت كرد كه محيط‌هاي علمي و فكري و انديشه‌اي باشد؛ حتي در عرصه‌هاي سياسي و اجتماعي و طبيعي است كه به صورت مطلوب و به صورت خيلي خيلي طبيعي در اصحاب دانشگاه ما، دانشجويان ما در زمينه همه مسايل ، پرسش‌ها مطرح مي‌شود و دانشگاهها بايد فضاي پر رونق طرح پرسش‌ها نيز تلاش براي يافتن پاسخ‌هاي آن‌ها باشد ...»

دانشگاه مكان دانش ، گفتگو و توسعه

به گزارش ايسنا، رييس‌جمهور هم‌چنين در سخنراني خود در مراسم آغاز سال تحصيلي دانشگاهها و موسسات آموزش عالي (7/7/1377) آورد: « ... انديشه، تدبير و مهارت، پايه‌هاي اساسي يك جامعه مستحكم و پويا و كمال جو است و پايگاه مهم همه‌ي اينها دانشگاه است؛ يعني توجه به دانشگاه، توجه به خواستن يك جامعه رشيد و پيشرو است. هم در بينش اسلامي و هم در منش انساني دانش و دانش پژوهي يك فضيلت بزرگ است؛ اما در دنياي امروز، علاوه براين يك ضرورت است؛ به خاطر ابتناء زندگي پيچيده امروز بر دانش و فن. به طوري كه بدون دستيابي به دانش و فن، امكان حتي اصل زندگي نيست؛ چه برسد به يك زندگي سعادتمندانه و خوب و در خور انسان . بنابراين نگاه به دانشگاه نه تنها نگاه به كانون فضيلت انساني است بلكه نگاه به يك پايگاهي است كه وجود او ضروري است و نبود او به معني نابودي جامعه است دانشگاه نه تنها تامين كننده فن و دانش و كارآمدي در جامعه است ، بلكه جهت دهنده فرهنگ و استواري جامعه بر مبناي احترام به انسان و مشاركت و بخصوص محل گفتگوست ؛ گفتگوي سالمي كه در متن آن بايدنظريه ها تدوين وگفته شود و راهكارهاي تحقق نظريه ها و آزمايش نظريه در عمل نيز عرضه شودو به همين دليل دانشگاه موقعيت بسيار ممتازي دارد و به جهت اينكه در يك توسعه پايدار ومعتدل ، انسان محور و مدار توسعه و حركت است ، توسعه انساني بايد به عنوان زيربناي هرگونه توسعه اي تلقي شود و طبيعي است كه دانشگاه تامين كننده نيروي انساني است ، بنابراين پايه ومايه توسعه در جامعه ما، كه ان شاالله بنا دارد گام به گام راه توسعه را بپيمايد، هست ...»

نقش دانشگاه در جريان انقلاب و بعد از انقلاب

وي افزوده است: « ... دانشگاه ما در جريان انقلاب و بعد از آن نقش تعيين كننده اي داشته است . شور و نشاطاسلامي و انقلابي در دانشگاههاي ما باعث تقويت انقلاب و يكي از عوامل فراگيري اصل انقلاب و پيروزي انقلاب بوده است . بعد از پيروزي انقلاب دانشگاه درهمه عرصه ها نقش فعال و حضور فوق العاده و درخور توجهي داشته است . امروز بسياري از نهادهاي عزيز و اصيل مامثل جهاد سازندگي حالا صرفنظر از اينكه جهاد دانشگاهي خود مستقيما زاده دانشگاه است و الان هم از كانون دانشگاه تغذيه مي كند وبرآمده از انقلاب است سپاه پاسداران انقلاب اسلامي ما و حتي مديريتهاي جامعه ما از دل دانشگاهها برآمده اند، نه تنها استاد كه بسياري ازدانشجويان حتي كارهاي خود را نيمه تمام گذاشتند و براي پيشبرد امور انقلاب و جامعه درهمه عرصه ها از جمله در عرصه دفاع از انقلاب ودفاع از تماميت ارضي حضور به هم رساندند.حضور انبوه شهيدان دانشگاهي ، جانبازان دانشگاهي و آزادگان دانشگاهي ، حكايتگر حضورفعال اين پايگاه مهم اجتماعي در عرصه سرنوشت جامعه است . و هم امروز شاهد بوديم كه عزيزان شاهد ما و بازماندگان عزيزان آنها حتي در احراز رتبه هاي خوب دانشگاهي هم جايگاه ويژه اي دارند كه به همه آنها تبريك عرض مي كنيم . اگر دانشگاه در اصل انقلاب ، در دفاع مقدس و در دوران سازندگي نقش اساسي داشته است ، انتظار اين خدمتگزار كوچك اين است كه در دوران تثبيت نظام و جامعه نيز بخصوص نقش ممتاز و ويژه خود را ايفا بكند....»

نقش دانشگاهها در ايجاد آرامش و اطمينان در جامعه

وي در اين سخنراني خاطرنشان كرده است: «... امروز ما درمرحله حساسي هستيم كه به دانشگاه و دانشگاهيان نياز فوق العاده اي داريم . حضور آنان عرصه زندگي را شاداب مي كند و خداي ناخواسته دلسردي و خمودگي آنان سبب مي شود كه جامعه ما ، پويايي خود و سلامت خودرا از دست بدهد. بنده از همه محافل دانشگاهي در سطح استادان و مربيان و مديران و دانشجويان عزيز تقاضا دارم كه در جهت دهي جامعه در اين دوران ، در تثبيت نظام در اين مرحله در آرامش بخشيدن به جامعه كه شرط پيشرفت و موفقيت است ، دولت ، مردم و ملت را ياري بكنند. كساني نمي خواهند كه ما در آرامش به سر ببريم و بتوانيم با حوصله و باتدبير مشكلاتي كه بخشي از آنهاتاريخي است و به سادگي هم قابل حل نيست وبخشي از آنها ناشي از تحميل هايي است كه ازبيرون برما شده است و بخشي از آنها ميراث بجامانده از رژيم گذشته است و بخشي از آن ناشي ازكم تجربگي ما در راه بردن جامعه است ، بتوانيم باحوصله ، با تفاهم و با تدبير اين مشكلات را ازپيش روي جامعه اي كه در طول تاريخ سرفرازي حضور را حفظ كرده است و در خور مكانتي بسياربالاتر از آنچه كه امروز در عرصه جهان دارد است ، برداريم و بتوانيم اين مسير را طي بكنيم . جامعه ما در عين حالي كه بايد جهت خود را گم نكند، بايد همواره در جهت آرامش و طمانينه گام بردارد و دانشگاهها مي توانند اين نقش را داشته باشند...»

دانشگاه مظهر نوخواهي و تحول خواهي و نقش آن در انقلاب

به گزارش ايسنا، خاتمي هم‌چنين طي سخناني به مناسبت روز دانشجو در دانشگاه صنعتي شريف(16/9/1377)

گفت: « ... دانشگاه مظهر نوجويي و تحول خواهي است ونيز مظهر آزاديخواهي است. نمي‌توان دانشگاه و دانشجويي خواست يا داشت كه خواستار تحول نباشد. اين در روح جوان است؛ بخصوص جواني كه اهل تحقيق و تعليم و تعلم وعلم هم هست. نوخواهي، تحول جويي و آزادي، از خصوصيات دانشگاه و دانشگاهيان ماست وبالاتر از همه و پايه‌ي همه‌ي اين‌ها پرسشگري است؛ يعني دانشگاه جاي پرسش است، جاي سوال است و از آن‌جا كه آغاز تفكر پرسش است، دانشگاه كه جاي تفكراست، بيش از هرجا جاي پرسش است. دانشگاه بدون پرسش مثل روزبدون خورشيد است؛ يعني روز نيست. آزادي‌خواهي، نوجويي، تحول‌خواهي، پرسشگري ازخصوصيات دانشگاه ماست و به لطف خداوندحركت دانشجويي ما از آغاز شكل‌گيري تاكنون حركتي رو به جلو، تعيين كننده و واقعا درخشان بوده است . مبارزات دانشجويي را از قديم تاكنون در نظر بگيريد، در كنار مبارزات بخشهاي مختلف ديگر جامعه و عمدتا به عنوان پيشتاز وپيشرو و اولين چاووش و سروشي كه دردهاي جامعه در آن بيان مي شود و بخشهاي ديگرجامعه هم در صحنه مي آيند. دانشگاه ما در برابر رژيم گذشته مقاومت بسيار درخشاني داشته است ؛ درحالي كه با توجه به وضعيت تاريخي واجتماعي شايد نظربرنامه ريزان در تاسيس دانشگاه حالا چيز ديگري بوده است ...» «... يك دانشگاه ، يك نهادي كه مردم حرف او را نفهمند، او حرف مردم را نفهمد، او درد مردم را نفهمد، در عين حال تخصصي باشد، فن آورباشد و يك دستگاه تخصصي بي پايگاه درميان مردم ، بالضروره وابسته به دستگاه خواهد شد؛يعني دانشگاه و نيروي متخصص به عنوان يك نيروي بسيار مهم درخدمت ماشين رژيمي باشدكه بامردم رابطه صميمي و دوستانه ندارد؛ امادرست عكس قضيه را نتيجه داد؛ يعني دانشگاههاي ما يكي از كانونهاي مهم مبارزه بارژيم شدند و طرفداري از آزادي و استقلال خواهي ؛ يعني بسياري از حركت هاي خوب وپيشرو ديني ما، ملي ما، آزاديخواهانه ما وعدالتخواهانه ما در درون دانشگاهها شكل گرفت و در درون جامعه ما بسط پيدا كرد؛ به طوري كه دانشگاهها دانشگاه ما در دانشگاه تهران بود يكي از كانونهاي پايدار طرفداري از حقوق مردم ومبارزه با خود رژيم شد و شايد دانشگاه صنعتي درمقابل دانشگاه تهران كه به صورت سنتي پايگاه مقابله با استبداد و استعمار شده بود ايجاد شد.همين دانشگاه هم علي رغم خواست آنها تبديل شد به يكي از مهم ترين و پوياترين پايگاههاي ديني و ملي و آزاديخواهانه و استقلال طلبانه ...»

وحدت حوزه و دانشگاه و شناخت مشكلات و دردهاي مردم

وي ادامه داده است: « ... منظور از وحدت منحل شدن دانشگاه درحوزه يا منحل شدن حوزه دردانشگاه نيست . هر كدام كاركرد وظيفه خاص خودشان را دارند؛ اما به عنوان دو مركز فكري و علمي كه موثر درجامعه اند اگر در كنار همديگر قراربگيرند و مكمل همديگر باشند، جامعه و آن بخش از جامعه كه به هرحال نگاهش به آن مظاهر و پيشروها هست به سوي سعادت و ثبات و پيشرفت وحدت حوزه ودانشگاه يعني اينكه ما دانشگاهي داشته باشيم كه با درد اين مردم آشنا باشد، هويت تاريخي وفرهنگي اين مردم را درك بكند، با مردمي كه ازدل آنها برخاسته و بعد مي خواهد به آنها خدمت بكند هم احساس باشد؛ البته چون دانشگاه است ، اين درد را عميق تر، منطقي تر و همه جانبه تردرك مي كند. احساس او احساس منطقي تر، علمي تر و عميق تري است ؛ اما جنس و جوهراين احساس و درك ، با احساس مردم بايد يكي باشد تا در ميان مردم پايگاه داشته باشد و درختي باشد ريشه دار در متن هويت و فرهنگ و تاريخ اين جامعه و حوزه اي داشته باشيم كه پوسته ذهنيت هاي خود را به روي زمان و مكان بدرد.زمان را و مكان را درست درك بكند، اسلام را نه به عنوان يك چيزي كه زمان آن گذشته است و به زور بايد بر امروز و فردا تحميل كرد، بلكه به عنوان يك مايه يك چشمه اي كه بايد هم جوابگوي نيازهاي امروز و هم فرداي جامعه بشري باشد وطبيعتا نمي تواند نسبت به مسايل امروز و فرداي جامعه بي تفاوت باشد، بشناسد و يك حوزه اين چناني در كنار يك دانشگاه اين چنيني است كه مي تواند واقعا افق هاي بزرگي را به سوي سعادت و خوشبختي جامعه ما بگشايد...»

دانشگاه بايد سياسي باشد

خاتمي در اين سخنراني تاكيد كرد: «... دانشگاه بايد سياسي باشد. ببينيد اين راانقلاب از شما مي خواهد و كساني كه به نام انقلاب مي گويند دانشگاه بايد خفه شود و سياسي نباشد ضد انقلابند...» «... يك وقتي بود آمدند و گفتند كه درباره انتخابات و سياست فقط مجتهدان بايد نظربدهند . حمله اي كه امام به اين طرز تفكر كرده ،عين حمله اي است كه به شاه كرده . ببينيد!مي گويد كه در گذشته مي گفتند كه مجتهدان وعلما در سياست دخالت نكنند؛ يعني بخشي ازجامعه زنده ما و حوزه هاي ما و علماي ما را ازسياست محروم مي كردند و امروز مي گويند جزچند مجتهد و روحاني ، ديگر كسي در انتخابات شركت نكند اينها سر و ته يك كرباسند...» «... اينهايي كه مي گويم تعبيرهاي قريب به مضمون است و در صحيفه نور هست . مي گويداين بدتر از آن است . آن وقت بخشي از جامعه رامحروم مي كردند، امروز مي خواهند همه مردم را ازدخالت در سرنوشت خود محروم بكنند. بگذارنددانشگاهها سياسي باشند، فكر بكنند، پيش بتازند. يا خود مقام معظم رهبري تعبيرشان اين بود كه لعنت كند خدا كساني را كه نمي خواهنددانشگاهها سياسي باشند. ما اگر به منطق اسلام رجوع كنيم و اسلام بود كه انقلاب كرد و عقيده داشته باشيم كه مردم بر سرنوشتشان حاكمند و بايد دخالت بكنند، چه كسي بهتر از دانشجويان و دانشگاهيان و اهل فكر. اگر بناست مبنا اين باشد كه ما واقعا پيروامام و رهبري باشيم ، اين سخن امام و سخن رهبري ! ديگر كساني كه از دانشگاهها به عنوان يك نقطه خطرناك مي ترسند، براي اين است كه از دانشگاهها فكر و پرسش در مي آيد و كساني كه توان پاسخگويي به پرسشها را ندارند از دانشگاه مي ترسند. كساني كه دانشگاه را نمي خواهند،پرسش را نمي خواهند و آنها ضد تفكرند ...»

تلاش بعضي ها براي غير ديني كردن جامعه ازطريق دانشگاه

به گزارش ايسنا سيد محمد خاتمي هم‌چنين طي سخناني در در جمع نمايندگان ولي فقيه در دانشگاهها(15/2/1378)

خاطرنشان كرد: « ... يك عده اي با نظرهاي خاص و اراده سياسي به خاطر انگيزه‌هاي نادرستي كه داشتند با اين سياست آمده بودند كه به هرحال ميزان نفوذ دين بايد در جامعه كم بشود و به اصطلاح جامعه غيرديني بشود و اين تصور را داشتندكه دانشگاه، جايگاه خوبي براي غيرديني كردن جامعه است. البته منظور از غيرديني بالضروره به معناي ضد ديني نيست. همچنان كه سكولاريزم به معني ضديت با دين نيست، يا لائيك بودن جامعه به معني ضديت با دين نيست. اين دو مساله است كه كاملا بايد آن‌ها را از هم تفكيك بكنيم؛ اين جداكردن دين است از حوزه روابط اجتماعي و زندگي روزمره و حتي هستند سكولارها و لائيك‌هايي كه از نظر فردي حسابي آدم‌هاي دينداري هستند. بزرگترين به اصلاح پيشوا و يا بنيانگذار ليبراليسم يا كسي كه در انديشه ليبراليسم پيغام اساسي خودش را گرفت و ليبراليسم به اين طريق مطرح شد و البته در طول تاريخ متحول شد، خود جان لاك هست كه بسيار آدم مذهبي ومحترمي هست . يعني واقعا آدم از بعضي جهات علاقه پيدامي كند به شخصيت جان لاك و خب او منادي جامعه آزاد واز جمله آزاد از دين يعني دخالت نكردن دين در عرصه زندگي بود. چنين تصور مي شد كه دانشگاه اين كاركرد و نقش رادارد. اما آن جور كه خيال مي شد تحقق پيدا نكرد. دانشگاههاي ما يك كانون جنبش و تحرك اجتماعي بودند، كساني كه مدعي مدرن كردن جامعه بودند كه حكومت ها و بخصوص حكومت بعد از قاجار كه منادي اين مساله بودند احساس مي كردند كه دانشگاهها ابزار خوبي است براي آن‌ها، اما همواره دانشگاههاي ما در برابر حركات استبدادي قرار گرفتند؛ با شدت و ضعف‌هايي كه داشتيم. بركاتي را هم براي حوزه دين داشتند يعني پرسش هايي رامطرح مي كردند و تعامل ميان، حوزه و دانشگاه به صورت طبيعي سبب شد كه يك نوع پويايي ، نوآوري و نوبيني در حوزه هاي علميه ما پيدا بشود، در اثر رابطه‌اي كه با تفكر دانشگاهي وجود داشته است. الان هم اين مساله مطرح است كه آيا دانشگاه مركز علم و نوآوري است و حوزه مركزدفاع از دين و دين داري است؟ و آيا اينها در مقابل همديگر قرار دارند يا بايد به نوعي با همديگر تعامل داشته باشند؟ اين پاسخ را بايد نهاد نمايندگي رهبري در دانشگاهها بدهد و كار را پيش ببرد. به هرحال ما بايد مشخص كنيم كه نسبت دين و پيشرفت و آزادي و دين چيست و در فضاي هيجان زده و تعصب آلود هيچ گاه ما نمي‌توانيم به پاسخ درستي از اين قضايا برسيم ...»

ضرورت پذيرش گرايش ها و سليقه ها دردانشگاهها و فراجناحي عمل كردن نمايندگي دانشگاهها

وي ادامه داده است: « ... اين كه بياييم بگوييم كه در دانشگاه گرايش ها و جناح‌ها نباشند معنا ندارد. يعني شاداب‌ترين ، فعال‌ترين وجستجوگرترين بخش جامعه، بخش دانشگاهي است آن وقت ما به اينها بگوييم شما نمي‌توانيد سليقه داشته باشيد و اظهار نظر كنيد! اين جور مسايل در دانشگاه طبيعي است و بايد هم باشد. اينجا بايد و نبايد بردار نيست؛ توصيفي است؛ بايد بگوييم اين جور هست و نيست. اين گرايش ها وجوددارد و شديدترش هم در دانشگاهها هست . هم گرايش هاي فكري ، هم برداشت هاي ديني و هم جريانات سياسي واجتماعي وجود دارد و بايد هم باشد؛ همچنان كه در جامعه نيز بايد باشد. يعني اين كه نمي تواند نباشد. ما اگر راهكاردرست و مسالمت آميزي براي اين پيدا نكنيم ، منجر به مشكلاتي مي شود كه بعدا نمي توان جلوي آن را گرفت . مهم اين است كه دفتر نمايندگي رهبري همان نقشي را كه بايد رهبري داشته باشد در دانشگاه داشته باشد، يعني وراي جناح‌ها باشد. يعني اين طور تلقي نشود كه يك جناح و يك گرايش و يك سليقه به اين نهاد نزديك تر است تاجناح ديگر. بالاخره هويت و قوام دانشگاه به پويايي ، نوجويي وپرسش گري بسته است. حال به تفاوت سطح ها و رشته‌ها و دانشگاهها بستگي دارد...»

منظور از اسلامي كردن دانشگاهها

وي خاطرنشان كرده است: « ... اين كه مي گوييم اسلامي كردن دانشگاه، به اين معنا نيست كه هويت دانشگاه، را از آن بگيريم، مثلا دانشگاه را تبديل كنيم به يك انجمن اسلامي به فرض اين كه درفلان صنف وجود دارد. خير، دانشگاه بايد دانشگاه باشد، پرسش و سوال وجود داشته باشد و هرچه اين پرسش‌ها بيشتر و بهتر و در فضاي آزادتر مطرح شود، منطقي مطرح شود و بخصوص روحانيون آنجا با آشنايي كه با دنيا دارند، پرسش‌ها را در ذهن داشته باشند و مسايل را مطرح كنند. يك گام از كساني كه پرسش را مطرح مي كنند جلوتر باشند و در اين گفت وگوها و مبادله‌ها به بسياري از مسايل مي‌توان پاسخ گفت و اقناع كرد...»

تضعيف دانشگاه يعني تضعيف نظام و كشور

به گزارش ايسنا رييس‌جمهور هم‌چنين طي سخناني در جمع منتخبين استان زنجان(16/6/1378) گفت: « ... سرمايه‌هاي ديگر ما، دانشگاه‌هاي ما هستند. امروز با توجه به پيشرفتي كه علوم و فن‌آوري در دنيا كرده است، هيچ ملتي نمي‌تواند ادامه‌ي حيات بدهد، مگر اين كه متكي بر علم و تكنيك باشد و بتواند از علم و فن‌آوري استفاده بكند. طبيعي است كه پيشرفت، سربلندي، قوت و اقتدار منوط به اين است كه ما، عالم‌تر و تواناتر در بهره‌گيري از تكنولوژي و فن و دانش در روزگار خود باشيم و مگر جايي جز دانشگاه هاي ما، براي اين پشتوانه عظمت و پيشرفت وجود دارد؟ تضعيف دانشگاه به هر صورتي، يعني تضعيف اين نظام، يعني تضعيف اين ملت، يعني تضعيف اين كشور، يعني جلوگيري از پيشرفت و سربلندي اين ملت. مگر دردنياي امروز بدون دانشگاههاي شاداب ، بدون دانشجويان بانشاط و بدون استادان با انگيزه مي توان مشكلات را حل كرد؟ دانشگاه‌هاي ما هم بايد هوشيار باشند. از يك طرف ممكن است، بعضي‌ها دانشگاه رابخواهند، ولي دانشگاه خمود، دانشگاه راكد و مگر ممكن است كه دانشگاه با وجود اهل علم ، با وجود دانشجويان، باوجود جوانان، خمود باشد؟ بايد شاداب باشد. بايد بتواند در مهمترين و حياتي‌ترين مسايل زندگي اين مملكت اظهارنظر و بحث بكند و حتي مشكلات را حل بكند،تحقيقات را انجام بدهد؛ يعني سياسي ترين بخش جامعه ما، بايد دانشگاه هاي ما باشد، اگر بخواهيم پيشرفت بكنيم و اگر بخواهيم مردم ما، در عرصه حضور داشته باشند. دانشگاه جاي پرسش، بحث، گفت وگو و جاي عرضه طرح هاست. از آن سو به سبب عقب ماندگيهاي سياسي كه ماداريم ،... به سبب عدم توسعه سياسي و به رسميت نشناختن حركت ها و تحرك هاي طبيعي سياسي درجامعه و به رسميت نشناختن اختلافات طبيعي در جامعه وحق دادن به اين كه نظرهاي مختلف، سليقه هاي مختلف حضور داشته باشند و نبودن تشكل هاي شناسنامه داري كه به نام خودشان و در حد خودشان صحبت بكنند؛ متاسفانه همه باندها و گروه‌ها و سليقه‌ها خود را پشت عناوين مقدس ، عناوين فراجناحي وعناوين فراتاريخي پنهان مي كنند و در جامعه ايجاد تنش و ابهام و آشفتگي فكري مي كنند. از جمله ممكن است كه دانشگاه هاي ما، به علت اين نقص سياسي و عدم توسعه سياسي آسيب‌پذير باشند و چه بسا جناح‌ها، باندها و دسته‌ها بكوشند كه از دانشگاه و احساسات دانشجويان، خواسته‌هاي دانشجويان، نوطلبي دانشجويان، سواستفاده ابزاري بكنند. اين هم براي دانشگاه ما، مي تواند خطرناك باشد. دانشگاه بايد مركز علم و دانش، مركز توجه به مسايل اجتماعي و سياسي، بحث گفت وگو، اظهارنظر و موضع گيري نسبت به همه مسايل اساسي و حياتي جامعه باشد. اين ها پشتوانه هاي نظام ماست و بسترهاي اساسي‌اي ست كه رشد اجتماعي ، فكري و سياسي و اقتصادي در اين بسترها بايد جريان پيدا بكند. همه ما، بايد هوشيار باشيم و با درك مصالح ملي وارزش هاي اساسي مورد اتفاق بپذيريم كه در چارچوب هاي شناخته شده و معتبر و عمدتا در چارچوب قانون با هم ديگرسخن بگوييم و حرف بزنيم ...»

روز 16 آذر، روز دانشجو و روز تجلي روحيه جنبش دانشجويي

به گزارش ايسنا، خاتمي طي سخناني در در جمع دانشجويان دانشگاه علم و صنعت(21/9/1378) گفت: «... روز 16 آذر را به حق روز دانشجو و دانشگاه نام نهاده اند. چرا؟ البته همه روزها، روز دانشجوست . جامعه پيشرو، عادل، آزاده و مستقل در صورتي تحقق خواهد يافت كه دانشگاه پيشرو، مستقل و آزاد داشته باشيم. بنابراين، جامعه مورد نظر و خواست ما، در صورتي تحقق مي‌يابد كه دانشگاه پيشرو و مترقي داشته باشيم. بنابراين، همه روزها، روز دانشگاه است. اهتمام به دانشگاه به معني اهتمام به جامعه است و تقويت دانشگاه به معني تقويت جامعه است. هر روز، هر لحظه و هر ساعت جامعه روبه جلو، روز و ساعت و سال دانشگاه است. پس چرا يك روز به نام روز دانشجو تخصيص و اختصاص يافته است ؟ راز و رمزي در اين نكته نهفته است كه مردم ما و دانشگاهيان ما، به علت يك حادثه اي كه در روز 16 آذر سال 32 اتفاق افتاد، به صرافت طبع و با تيز هوشي اين روز را روز دانشجو نام نهادند؛ چرا كه يكي از روزهايي بود كه در آن ، حادثه اي رخ داد كه روحيه دانشجو و دانشگاه آن طور كه بايد باشد، در اين روز تجلي كرد؛ يعني در واقع نماد يا به قول شماها سمبل حركت دانشجويي، بيداري دانشجويي و به تعبير درست و ارزنده مقام معظم رهبري جنبش دانشجويي، روحيه جنبش دانشجويي در روز 16 آذر يك تجلي خاص دارد و اگردانشجو بخواهد اصالت جنبش خود را حفظ بكند و اگر بخواهد جايگاه و پايگاه خودش را نه در جامعه‌اش ، بلكه درتاريخ حفظ بكند و نقش پيشتازي خود را در متن جامعه و تاريخ داشته باشد، بايد متوجه اين نكته و اين ظرافت كه در روز 16 آذر تحقق پيدا كرد، باشد و همواره با اين امر به عنوان پايه و مايه‌ي هويت جنبش دانشجويي تجديد عهدبكند ...»

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم تیر 1384ساعت   توسط مدیریت خبر  | 

مروري برديدگاه‌هاي «آموزگار ادب و شكيبايي»1/

ایسنا :

نزديك شدن به پايان دوران مسووليت حجت‌الاسلام و المسلمين سيدمحمد خاتمي را بهانه‌اي ديديم تا از آن به عنوان فرصتي براي مرور خلاصه‌اي از ديدگاههاي ايشان در زمينه‌هاي مختلف علمي، فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي و سياسي بهره بريم و نكته‌هايي از آن‌چه در هشت سال خدمت پر ثمر از مكتب « آموزگار ادب و شكيبايي» آموخته‌ايم را يادآور شويم.در اولين گذر، به ديدگاههاي خاتمي در مورد احزاب اصناف و گروههاي سياسي مي‌پردازيم.

توسعه سياسي و بحث تقدم يا عدم تقدم آن

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، حجت‌الاسلام و المسلمين سيدمحمد خاتمي رييس‌جمهور طي سخناني در جمع مديران خبرگزاري جمهوري اسلامي(6 /5/ 1377)، اظهار داشته است: « ... در مورد مسايلي چون توسعه‌ي سياسي ... ما به يك موقعيتي رسيده‌ايم و بايد اين موقعيت را غنيمت بشماريم. ديگر در كشور ما هيچ كس نيست كه بگويد توسعه‌ي سياسي لازم نيست... بنده هم مي گويم توسعه‌ي همه جانبه، ولي توسعه‌ي همه جانبه به قول امروزي‌ها ابطال ناپذير است و يك كلي است كه گفته مي‌شود و واقعا هم درست است. به صورت كلي آن خوب است و توسعه بايد همه جانبه باشد و تقدم اين بر آن بسته به اينكه چگونه نگاه كنيم و چگونه مسايل را ببينيم . البته يك مساله بسيار حساسي وجود دارد كه اگر يادتان باشد، شاه مي‌گفت و بسياري از ديكتاتوري‌ها هم اينطور مستقر شده‌اند كه مردم تا وضع زندگي شان خوب نشود، اصلا صلاحيت تفكر و تصميم گرفتن درباره خود را ندارند. ما اول مردم را به عنوان شي‌ ء به حساب بياوريم ، زندگي شان را تامين كنيم و بعد كه وضعشان خوب شد، آن وقت تفكر هم داشته باشند. غافل از اينكه اگر مردم را به حساب نياوريم، زندگي مادي مردم را نمي‌توانيم تامين كنيم، چون توسعه‌ي اقتصادي هم بايد توسط خود اين مردم و با مشاركت و با حضور مردم و با احساس مسووليت كردن در برابر جامعه صورت گيرد؛ يعني شما بالاخره اگر مي‌خواهيد سرمايه تان در داخل به كار بيفتد، بايد يك نوع دلبستگي به داخل، دلبستگي به جامعه‌تان، دلبستگي به نظامتان و دلبستگي به سرنوشتتان باشد و اين خود يعني يك نوع توسعه‌ي سياسي. البته من هيچ نمي‌خواهم بگويم كه چه چيزي مقدم بر چيز ديگري است. من مي‌گويم كه آنچه كه در جامعه ما بوجود آمده، مبارك است كه بحث مي‌شود كه اولا كم و بيش همه قبول دارند يا لااقل خيلي‌ها هم كه قبول ندارند، جو و زمينه‌ي جامعه طوري است كه بايد بگويند توسعه‌ي سياسي لازم است. همه مي گويند و اينكه حالا چه هست، خوب، صاحبنظران بحث بكنند. ما هم همين را مي‌خواستيم. اين خودش يك نوع توسعه‌ي سياسي هم هست ...»

خلط مبحث جامعه مدني و دموكراسي با ليبراليسم از سوي بعضي‌ها

به گزارش ايسنا خاتمي در بخش ديگري از اين سخنراني خاطرنشان كرده است: « ... اين جور نيست كه دموكراسي يعني ليبراليسم، من در يك مصاحبه‌اي كه كرده‌ام در يك جايي گفته‌ام دموكراسي راه است. اين راه ممكن است به ليبراليسم منجر بشود يا ممكن است به يك حكومت ديني منجر شود، اما راه را اگر دموكراسي است انتخاب نكرده‌ايم آن طرفش چه، يا ديكتاتوري است يا دموكراسي. حالا يك كسي بايد انتخاب بكند. به هر حال ما با كسي كه انتخاب كرده دعوانداريم. بين جامعه‌ي مدني و ليبراليسم خلط مي‌شود و خيال مي‌كنند هر كه مي‌گويد جامعه‌ي مدني يعني مي‌گويد ليبراليسم، ليبراليسم جهات منفي دارد، جهات مثبت هم دارد بنده نمي‌خواهم مطلق حكم بكنم كه همه چيز يا بد و يا خوب خوب. بنده به عنوان كسي كه يك سلايقي دارم، برداشت‌هايي دارم و اعتقاداتي دارم، ليبراليسم را هم از نظر تئوري فلسفي نمي‌پسندم و معتقدم كه در جامعه ما با توجه به حقايقش اصلا زيان بار است. اما دموكراسي را ممكن است آدم بپذيرد بدون اينكه دچار اين باشد كه حتما پذيرش دموكراسي يعني ليبراليسم. اينها مسائلي است كه در فضاي وهم آلود مفاهيمي كه چند بعدي‌اند، زيانبار مي‌شوند. فضا بايد شفاف باشد، بحث ها مطرح بشود، صحبت بشود. بهر حال اين توقع را نداشته باشيد كه آري يك نفر كه آمده و مسايلي را مطرح كرده و ديگر همه كارهاي اداره كشور را بگذارد و روز بروز بيايد اينها را تعريف بكند يا نكند. بنده خودم هم مي‌گويم اين تعريف ها تعريف‌هايي نسبي است و مي‌شود بحث كرد. مهم اين است كه يك حداقل هايي باشد. در همين جا هم گفتم بالاخره ما قبول داريم كه انسان بر سرنوشت خودش حاكم است يا نيست و قبول داريم كه انديشه كردن آزاد است و ابراز آن آزاد است. البته هر جامعه‌اي يك حدودي براي ابرازش دارد. هرج و مرج كه نيست، ماهم قانون اساسي داريم؛ يعني در اين چارچوب قانون اساسي كه حدودي براي ابراز نظر بيان كرده، مي‌گويم اين آزادي را قبول داريم يانداريم. اين حداقل جامعه مدني است كه ما حق حاكميت انسان بر سرنوشتش را بشناسيم كه بتواند حرف بزند، بتواند اجتماعات تشكيل بدهد و هر فردي بتواند در فرآيند رسيدن قدرت شركت كند. به قدرت رسيدن كه بد نيست، قدرت را ابزار اهداف بزرگ كردن خوب است، ولي قدرت را هدف قرار دادن بد است...»

ضرورت ايجاد احزاب سياسي و نهادهاي مدني در جامعه و عدم تحميل آنها از بالا

رييس‌جمهور ادامه داده است: «... نهادهاي مدني بايد در جامعه جا بيفتد؛ يعني حزب بايد وجود داشته باشد؛ يعني اصناف بايد وجود داشته باشد؛ يعني انجمن‌ها بايد وجود داشته باشد. انجمن‌هايي كه نه بر مردم تحميل شده باشند، بلكه از دل مردم برآمده باشند. يكي از مسايلي كه در جامعه ما نشان داده كه تجربه حزب ناموفق است ، اين است كه حزب از بالا و توسط نخبگان بر مردم تحميل شده است ، نه نخبگاني كه به صورت طبيعي از افكار يا افكار بخشي از جامعه نمايندگي مي كردند. همينطوري جمع شدند و اين تبلور در يك حزب پيدا كرد كه واقعا هم نماينده آن مردم است . اين حزب اگر باشد، از منافع و نظرات بخشي از جامعه دفاع مي كند، شناسنامه دارد، مسووليت دارد، مرامنامه دارد، و آن وقت اين ارتباط، اين ارگانها و دستگاهها و نهادها با حكومت كه در واقع واسطه‌اي مي شوند بين حكومت شونده و حكومت كننده و هم مي توانند حرفهاي به اصطلاح اصحاب خود را خوب منتقل كنند، هم مي توانند بيشتر از حقوق آنها دفاع كنند و هم مي توانند در انتقال مسايلي با ابواب جمعي خودشان كار را انجام بدهند. برويم فكر كنيم كه من يك بار مصاحبه كنم يا نكنم يا طوري انجام بشود يا نشود . اينها خوب است ، ولي يك چيز نهادينه به آن صورت نيست . جامعه ما بايد به صورت طبيعي نظام مدني خودش را پيدا كند و ارتباط اندام واره برقرار شود هم بين اجزاء جامعه و هم بين اجزاء جامعه با حكومت و به عكس . من معتقدم كه ما بايد بكوشيم كه در جامعه مان واقعا احزاب ، انجمنها ، اصناف از بالا تحميل نشوند، بلكه به صورت طبيعي شكل بگيرند و هم نمايندگي از مردم كنند و هم بتوانند انتقال دهنده مسايل به مردم باشند يك نوع مباحثه و مذاكره اي ميان مردم از طريق نمايندگانشان و ميان مردم و حكومت از طريق ديگري انجام بگيرد...»

التزام عملي به قانون اساسي شرط فعاليت سياسي

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، حجت‌الاسلام و المسلمين سيدمحمد خاتمي رييس‌جمهور هم‌چنين طي سخناني در كنگره‌ي شهيد رجايي(7 /6/ 1377)، اظهار داشته است: « ... اين جامعه‌اي كه ما در آن زندگي مي‌كنيم يك مبناي نظم دارد و آن قانون اساسي است. هر كسي بخواهد فعاليت بكند، بايد در چارچوب قانون اساسي و با التزام عملي حالا اگر التزام عملي درست باشد نسبت به قانون اساسي بايد فعاليت بكند. كسي كه بگويد من قانون اساسي شما را قبول ندارم و بگذاريد در كوزه آبش را بخوريد و من مي‌خواهم با اينكه اين را قبول ندارم و پايبند به آن نيستم، فعاليت بكنم، اين يعني من مي‌توانم بيايم آزادانه براي براندازي شما كار بكنم. اين را كه كسي اجازه نمي‌دهد. شرط فعاليت اين هست؛ در اين چهارچوب مبناي نظم را بپذيريم و بعد بياييم صريح بگوييم حالا كه اين مبناي نظم را پذيرفتيم من كي هستم؟ برنامه‌هاي من چيست؟ مرامنامه‌ي من چيست؟ اهداف من چيست؟ در چارچوبي كه مي‌خواهم انتقاد بكنم. من خودم براي اينكه ببينم انتقاد او درست است و خيرخواهانه است اين را بسنجم و مرامنامه و اهدافش را ببينم كه دارد كلك مي‌زند يا درست مي‌گويد، يا درست نمي‌گويد. آن وقت هست كه ديگر امكان سوء استفاده به حداقل مي‌رسد و جامعه و بخصوص حكومت علاوه بر نهادهاي رسمي برخوردار از يك سيستم درست نظارتي مستقيم از سوي مردم مي‌شود. آن وقت وقتي كه در قانون اساسي براي مردم حق معين كرده است فقط حكومت نيست كه مي‌گويد اين حق چيست و چگونه بايد اعمال بشود. البته اجزاي حكومت همديگر را مي پايند و اگر تخلفي بود و اشتباهي بود مي‌گيرند. خود مردم، علماي بزرگوار، انديشمندان، احزاب، تشكل‌ها و مطبوعات هم بالاخره سوال مي‌كنند، بازخواست مي‌كنند و بنده وقتي كه اين همه ناظر داشته باشم طبيعي است كه خودم را حداقل آماده جوابگويي مسايلي كه مطرح مي‌شود مي‌كنم و يك تعادلي در جامعه ما پيدا مي شود...»

نهادهاي مدني و نقش آنها در نظارت بر حكومت

به گزارش ايسنا، وي در اين سخنراني هم‌چنين آورده است: «... آن چيزي كه ما اسمش را نهادهاي مدني مي گذاريم و واسطه ميان حكومت و مردم هستند و خيلي مهم است، تشكل ها و مطبوعات يعني وسايل ارتباط جمعي هستند; يعني چشمهاي تيزبين مردم كه بر عمل كارگزارانشان نظارت مي كنند. به همين دليل هم ما مي گوييم كه بايد تشكل ها به وجود بيايند؛ يعني يك عده‌اي جمع بشوند و بگويند حرف ما اين است، مرام ما اين است، هدف ما اين است و معلوم هم بشود كه در جامعه چقدر طرفدار دارند و در اين چارچوب عمل بكنند؛ شفاف و روشن. وقتي كه شفاف و روشن نبود هر كسي يك حرفي مي‌زند، هر جايي هم كه گيركرد وصل مي كند به جايي كه به هرحال احساس مي‌كند ممكن است در جامعه تاثير داشته باشد. بنده وقتي مرام نامه‌ام مشخص نيست، تشكلم مشخص نيست، مي‌آيم يك حرفي مي‌زنم و تا در مقابل رقيب قرار مي‌گيرم مي گويم من حرف رهبري را مي‌زنم تو اگر با من مخالفت كني ضد رهبري هستي؛ من دارم حرف رييس‌جمهور را مي‌زنم، تو اگر با من مخالفت كني ضد رييس جمهور هستي؛ من دارم از شهدا حرف مي‌زنم، تو اگر با من مخالفت كني ضد شهدا هستي. اين در يك فضاي نامعلوم و مبهم است كه حتي از آزادي سوء استفاده مي شود. بنده وقتي از آزادي دفاع مي كنم همواره مي كنم به اين هم توجه دارم كه از خود آزادي ممكن است سوء استفاده بشود و مي شود.علت قضيه هم شفاف نبودن قضايا است . اگر ما نهادهاي مدني داشتيم ، اگر تشكل هاي با مرام نامه ، با اساسنامه ، با شناسنامه داشتيم ، اگر مسووليت ها مشخص بود و او مي بايست در مقابل حرفي كه مي زند جوابگو باشد، خود همين شفاف بودن هركسي را منضبط مي كرد و مي بايد پاسخگوي انتقادش هم باشد، آن وقت مطبوعات ما هم كه هر كدام نماينده جريانات آن جامعه هستند و مي دانيم كه در جامعه ، جريانات مختلف فكري وجود دارد ...»

شكل گيري احزاب سياسي در ايران

به گزارش ايسنا خاتمي در سخنان ديگري در مصاحبه با خبرنگاران خارجي در نيويورك(31 /6/ 1377) تاكيد كرده است: «... حزب را دولت نبايد درست بكند، مردم بايد خودشان درست بكنند. تجربه جامعه مدني تجربه تازه‌اي است كه كرديم . گرچه از صد سال پيش شروع كرديم ولي در عمل موفق نشديم. نظام مشروطيت نظامي بود كه مي‌توانست مبناي يك جامعه مدني قابل قبولي براي فرهنگ و ملت ما باشد. متاسفانه به خاطر درگيري‌هايي كه در درون رخ داد و دخالت هايي كه خارجي‌ها كردند، از دل نظام مشروطه ما يك ديكتاتوري نفس‌گير بيرون آمد. بعد از جنگ جهاني دوم بين سالهاي 1320 تا 1332 به بعد باز يك فرصت خوبي براي آزادي پديد آمد كه به خاطر عدم رشد نيروهاي داخلي، ما چنان به هم پريديم كه نتوانستيم اين آزادي را در كشور نهادينه بكنيم و با كوتاي 28 مرداد آن دوران هم پايان يافت. انقلاب اسلامي هم با آزادي شروع كرد و نه با جنگ و اسلحه. حتي اگر شما يادتان باشد چون لابد با ايران آشنا بوديد و ايراني هستيد در آغاز انقلاب ، آزادي شانه به شانه هرج و مرج مي‌زد. متاسفانه از اين آزادي هم بعضي گروهها و گروهكهايي كه در دوران رژيم شكل گرفته بودند و خودشان را قيم مردم مي‌دانستند سوء استفاده كردند و آن را تبديل كردند به درگيري‌هاي تروريستي و خياباني و كشتار. ما در جريان عمل و در جريان تجربه بايد ياد بگيريم كه چگونه از آزادي استفاده بكنيم. حكومت بايد از رفتار ديكتاتورمآبانه پرهيز بكند. مردم هم بايد ياد بگيرند كه چگونه از آزاديهاي خودشان دفاع بكنند و از مهم ترين راههايمان تشكيل احزاب و گروهها و تشكل ها و نهادهاي مدني در جامعه است . الان يكي از مشكلاتي كه جامعه ما دارد اين است كه هنوز احزاب به آن صورت در آن شكل نگرفته‌اند . بنابراين در درگيري اي كه بين اين گروهها و نهادها مي شود، آدم نمي داند كه طرفش كيست ؟ بنابراين در جواب سوال شما كه كي زمان اين مي رسد كه احزاب باشند، مي گويم هفتاد سال پيش بود كه متاسفانه نشد ما بعد از هفتاد سال اگر بخواهيم حق حاكميت مردم بر سرنوشتشان و آزادي شان و دفاع از حقوق و شناخت از حقوقشان در كشور نهادينه بشود ، بايد همه ما با همديگر تلاش بكنيم كه ان شاالله احزاب و گروهها جايگاه خودشان را پيدا بكنند و احزاب را نه دولت ها بسازند بلكه از خود مردم و برآمده از خواست مردم و گرايشهاي جامعه باشد ...»

ضرورت پژوهش در خصوص موانع توسعه سياسي و احزاب در كشور

به گزارش ايسنا، رييس‌جمهور هم‌چنين طي سخناني در ديدار با اعضاي شوراي مركزي كارگزاران سازندگي(21 /5/ 1377) آورده است: « ... به نظر من يكي از كارهاي مهمي كه بايد در مجامع پژوهشي ما انجام بگيرد پژوهشهاي فرهنگي است يكي از كارهايي كه خود احزاب ما و خود شما بايد روي مساله كار بكند، بررسي دو مساله مهم و سرنوشت ساز در جامعه ماست؛ يكي راز ورمز عدم توفيق تشكل‌هاي سياسي است و ناموفق بودنش در شرق و ناموفق بودن در جامعه ماست و بطور كلي موانع توسعه سياسي به معناي عام كلمه كه شايد اصلا واقعش اين است كه توسعه اقتصادي و اجتماعي و ... در دل توسعه سياسي قابل تعريف باشد نه اينكه توسعه اقتصادي مقابل يا هم عرض توسعه سياسي است. بنابراين بگوييم مقدم بر همديگرند. اگر سياست حيات اجتماعي انسان است، بخشي از اين حيات اقتصاد است، بخشي از آن فرهنگ است و بخشي از آن حكومت و قدرت و مديريت است و به نظر من كل اين توسعه سياسي جامعه است. مي شود سياست را يك چيز محدود تري گرفت كه تحت تاثير توسعه اقتصادي باشد. آن وقت بحث بشود كه كدام مقدم است و كدام موخر است كه بازبه نظر من بحث از تقدم وتاخر، بحث كاملي نيست و بايد از توسعه همه جانبه و پايدار صحبت كرد كه انسان رشد و پيشرفت پيدا بكند و هم نيازهاي مادي و اقتصاديش به نحو مطلوب فراهم بشود و هم نيازهاي فرهنگي و سياسي‌اش. ببينيم موانع توسعه اجتماعي كه حالا شايد كمي كلي تر باشد، از جمله توسعه سياسي به معناي خاص كلمه در كشورهايي مثل كشور ما چيست ؟ دوم آفت هاي توسعه سياسي از ديدگاهي كه ما به انسان و جهان داريم كه در غرب هم اين مشكل وجود دارد و همواره متوجه انسان است ...»

نهادهاي مدني واسطه ميان دولت و مردم

وي در همين سخنراني افزوده است: « ... من يك مساله اي را كه مي خواهم بگويم ، اين است كه معمولا مي گويند تشكل ها و نهاد هاي مدني كه حزب يكي از آنهاست ، واسطه اي هستند ميان قدرت و مردم كه از يك سو مدافع حقوق مردم و احراز كننده حقوق مردمند و از جهت ديگر باصطلاح مدعي قدرت هستند و يكنوع جريان سالم يا سالمتري يا انساني تري ميان قدرت و ميان مردم برقرار مي كنند، چون به هر حال مردم پراكنده نمي توانند از حقوق خودشان دفاع بكنند، تشكل‌ها نمايندگي مي‌كند و طبعا در تشكل ها نخبگان هستند كه كار مي‌كنند. منتها فرق دارد نخبگاني كه از بالا بر مردم تحميل شده باشند و نخبگاني كه از دل خود مردم درآمده باشند و در واقع ، حزب و خواست مردم را مدون و مشخص كرده باشند و دفاع بكنند و يك حصاري را ايجاد بكنند كه مورد تجاوز قرار نگيرد و از طرف ديگر از قدرت بخواهند كه از اختيارات و وظايف محوله خواست مردم تامين بشود. پس بنابراين هم مهار قدرت است و هم انتقال خواست مردم به قدرت و هم اينكه به هر حال ارتباطي بين قدرت و مردم برقرار بشود. منتها به نظر من اينجا يك پارادوكسي بوجود مي آيد كه به نظر من در غرب هم هست كه ما به عنوان يك جامعه شرقي بايد ببينيم كه مي توانيم در مسير توسعه مان اين مشكل را حل بكنيم . از يك طرف نيازهاي مدني بخصوص حزب اگر نگاه به قدرت نداشته باشد، كارآمد نخواهد بود. حزب تشكيل مي دهيم كه قدرت را در دست بگيريم ، حزب تشكيل مي دهيم كه قدرت در اختيار اهدافي قرار بگيرد كه مورد توجه ماست و طبيعي و مشروع هم هست كه ما تلاش بكنيم كه قدرت قانوني به دست بگيريم . البته در نظامهاي امروز قدرت غير قانوني معنا ندارد و در هيچ نظامي هم نيست . پس بنابراين كسب قدرت و به دست آوردن قدرت البته از طرق مشروع ، از مقدمات گروهها و احزاب است ...»

ضرورت شكل گيري احزاب ناشي شده از مردم و نه از بالا

به گزارش ايسنا، خاتمي خاطرنشان كرده است: «... اگر ما احزاب مان ناشي از مردم نباشد و ريشه در مردم نداشته باشد و مومن به اين مساله نباشند يا مثل حباب روي آب از بين خواهند رفت و يا خود آن‌ها سبب اختلاف جامعه مي‌شوند. هر چيزي كه از بالا بر مردم تحميل شود يا اگر واقعا هم مردمي باشد؛ ولي اين تفاهم ايجاد نشده باشد كه اين نمايندگي را به او داده اند، اگر واقعا نماينده مردم نباشند، يك چيزهايي بگويد و مردم يك چيز ديگري بخواهند و يا اگر نماينده مردم باشند، اين رابطه را عنوان كنند كه من نماينده شما هستم، يعني به قول ما آخوندها چه ثبوتا اشكال داشته باشد كه نماينده مردم نباشد، چه اثباتا نماينده مردم باشد، اين رابطه برقرار نشود كه مفاهمه شود كه اين نماينده مردم است، اين براي تشكيلات يك آفت بزرگي است و از سوي ديگر اگر باور نداشته باشد كه راه نجاتي هست كه مردم رشد پيدا بكنند ، توسعه سياسي يعني اين ، به هر حال در خيلي از جاها با حسن نيت ما اول بايد زندگي مردم را تامين بكنيم و مردم وقتي نانشان و آبشان تامين شد، ديگر خودشان رشد پيدا مي كنند...»

احزاب و نهادهاي مدني ، شرط مشاركت مدني

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، حجت‌الاسلام و المسلمين سيدمحمد خاتمي هم‌چنين در سخنراني خود در مراسم افتتاح اولين همايش تدوين برنامه‌ي سوم توسعه(21 /7/ 1377) گفته است: « ... در فقدان احزاب ، مسووليت ها هم لوث مي شود، آن وقت خيلي از نهادهاي رسمي كه بايدكار كرد ملي جريانات ديگر داشته باشند، عملاكاركرد حزبي پيدا مي كنند. بدون اينكه حزب نام ونشان دار در جامعه باشند و بسياري از امكانات ملي كه بايد در خدمت كل ملت باشد در اختيارگرايش و جريانها قرار مي گيرد، بدون اينكه كسي هزينه آن را بپردازد و لوث بشود. بسط نهادهاي مدني كه در قانون اساسي هم مورد تاييد است شرط مشاركت مردم در عرصه است؛ يعني اينكه مردم بتوانند در جمع هاي قانوني مورد نظر خود كه ملاك و شرطش هم اين است كه پايبند عملي به قانون اساسي باشدشركت بكنند، حتي پذيرش تئوريك و اعتباربسياري از مباني قانون اساسي هم شرط وجودنهادهاي مدني نيست . طبق قانون اساسي هم عرض مي كنم ، البته بايد ظرفيت جامعه ، حساسيت ها، مصالح كلي ،امنيت و همه اينها را درنظر گرفت ; ولي به طوركلي ما بايد به آن سو برويم . يعني يك اقليت مذهبي هم كه اصلا اسلام را قبول ندارد ولي دردرون اين نظام زندگي مي كند، حق اين تشكل هاو حق آن حضورها را دارد و نيز جريانات مختلف سياسي و گرايشهاي مختلف فكري يا نهادهاي مدني كه هستند، همه اينها شناسنامه بگيرند ومسووليت را بپذيرند و هر كدام بتوانند محل گردهمايي انديشه ها و گرايش هاي متفاوتي كه درجامعه هست و اگر ما مجراي درست آنها را پيدابكنيم بروز و ظهور پيدا مي كنند، باشند. بامسووليت با همديگر برخورد مي كنند و مامي توانيم قانون را در مورد آنها اعمال بكنيم . گروه بي نام و نشاني كه از مزاياي كلي كشور استفاده مي كند بدون اينكه پيدا باشد كار حزبي مي كند،نه دولت مي تواند با او برخورد قانوني بكند، نه او به تكاليفي كه در مقابل جامعه خود دارد تن مي دهد.ولي يك گروه صنفي ، يك گروه حزبي و يك گروه ديگري كه طبق قانون شكل مي گيرد چنين نيست و ما هم بايد واقعا تلاش بكنيم كه هرچه بيشتر اين گروهها شكل بگيرند و در واقع مسووليت خودشان را در مقابل جامعه بپذيرند و به صورت آشكار و شفاف بيانگر گرايش ها و حقوقي باشند كه معتقدند كه در جامعه دارند ياگرايشهايي كه خود آنها دارند و گرايشهاي مختلفي كه در خود جامعه هست . ما كه با بخشنامه نمي توانيم بگوييم كه همه يك جور فكر بكنند و همه يك سليقه داشته باشند. مي توانيم جلوي ابراز اين سلايق را به انحاي مختلف و با تمسك به انواع مقدسات بگيريم اما با جلوگيري از اينها كه اينها از بين نمي روند، فقط زير پوشش مي روند و خدا مي داندكه بعدا بدون اشراف حكومت و بدون اشراف جامعه چگونه در روز و روزگاري بروز و ظهور پيداخواهند كرد...»

تشكلهاي سياسي تضمين كننده فعاليتهاي شفاف سياسي

به گزارش ايسنا، رييس‌جمهور هم چنين طي سخناني در ديدار با اعضاي حزب جبهه‌ي مشاركت اسلامي ايران( 29 /9/ 1377)، خاطرنشان كرده است: « ... در يك جامعه‌اي كه مردم در آن نقش اساسي دارند ، وجود تشكل هاي مختلف مي تواندحضور مردم را در عرصه اجتماع بهتر و بيشترتامين بكند و مي تواند جامعه ما را سالم تر بكند وجلوي خيلي از تشنج ها تنش ها را بگيرد. امروزبه خاطر اينكه هنوز تشكيلات سياسي در جامعه ما جدي گرفته نشده است و گرايش هاي مختلف به طور شفاف در صورت و قالب تشكل هاي رسمي داراي اساسنامه و مرامنامه و اهداف مشخصي فعاليت نمي كنند و يا كمتر فعاليت مي كنند، بسياري از فشارهاي سياسي متوجه جاهايي مثل مطبوعات و دانشگاههاي مامي شود كه بايد هزينه زيادي بپردازند. درست است كه مطبوعات و دانشگاهها سياسي اند، امادانشگاهها و مطبوعات كار احزاب را انجام نمي دهند. الان به خاطر نبودن حزب و نبودن تشكل بار سنگيني بر روي مطبوعات ودانشگاههاي ما مي آيد و بيش از آنچه كه بايد وشايد ، هزينه هايي را كه نبايد تحمل كنند ،تحمل مي كنند. علاوه براين ، نبودن اين تشكلهاي رسمي و مشخص سبب ابهام آلودشدن فضاي جامعه مي شود، يعني گرايشهاي مختلف خود را زير عناويني كه فراتر از حزب وگروه و تشكيلات است ، پنهان ميكنند...»

اختلاف سلايق و احزاب سياسي

وي ادامه داده است: « ... وقتي ما سليقه خاص خودمان را مخصوصا اگر اين سليقه ها تنگ و تاريك باشدبخواهيم به نام دين ، به نام رهبري ، به نام اسلام و به نام اباعبدالله برجامعه تحميل كنيم ومشكلاتي پيدا بشود و عده اي اين را نپسندند و يادر عمل ناكامي هايي داشته باشد، آيا طبيعي نيست كه اين دل زدگي و زدگي به آن ارزشها ومحورهايي كه ما خودمان را به آن منتسب كرده ايم ، منتقل بشود؟! وقتي كه ما حزب داريم ،تشكل داريم ، آيين نامه و اساسنامه داريم واهداف داريم و به صورت شفاف مشخص بشودكه ما چه مي گوييم و مي خواهيم چه كار كنيم ،وقتي اين چنين بود، اشكال ندارد كه بگوييم ماهم مي خواهيم پيرو راه امام حسين (ع ) باشيم ، ماهم مي خواهيم پيرو راه امام باشيم ، ما هم مي خواهيم رهبري را تقويت بكنيم ، ما هم مي خواهيم در جامعه مان احكام و ارزشهاي اسلامي حاكم باشد ، ولي ما اينجوري مي فهميم .اين هم مشخصا راهكارما ، هدف ما و شيوه هاي ماست و در معرض آزمون و خطا هم هست وممكن است كه در عمل شكست ها و ناكامي هايي هم داشته باشيم ...»

احزاب سياسي و كسب قدرت ; امري پسنديده و به مصلحت جامعه

وي در بخش ديگري از اين سخنراني افزوده است: « ... وجود تشكل ها و احزاب به طور خاص جامعه را شفاف مي كند و هرچيزي را در جاي خودش قرار مي دهد و گروههايي كه سليقه وبينش نزديك به هم دارند ، با مسووليت مشخص گرد هم جمع مي آيند و مطالب را عرضه مي كنند وجامعه بسوي سلامت و طبيعي شدن پيش مي رود. اين كار ، كار بسيار ارزنده اي است . حالاهر دسته اي و هر گروهي با هر گرايشي بيايد و اين مسايل را به اين صورت دربياورد و ان شاالله جامعه ما به سوي سلامت پيش برود. البته اهداف احزاب كسب قدرت است و اين مساله نه تنهامطرود نيست ، بلكه اگر حزب به سوي قدرت پيش نرود، بخشي از هويت خودش را از دست داده است . حزب كه واعظ نيست كه بيايد يك سري مسايل را مطرح كند و مردم را نصيحت كند. حزب كه معلم نيست كه عقايدي داشته باشدو برود توي دبيرستان و صحبت كند و مانند يك واعظ مسايلي را مطرح كند. حزب كه اين جوراست يك سلسله روشها و اهدافي است و اين روشها به نظر كساني كه حزب راتاسيس كرده اند،به مصلحت جامعه است . اگر به مصلحت جامعه است ، بايد پياده شود و اگر بايد پياده شود، قدرت مي خواهد. منتها تفاوت ما در جامعه مدني و دردنياي امروز براي رسيدن به قدرت اين است كه هر ابزاري براي رسيدن به قدرت مجاز نيست .ابزار مشروع و قانوني يعني منتهي شدن قدرت انسان به راي و خواست اكثريت مردم .بنابراين ، تلاش كردن براي دستيابي به قدرت ، نه تنها مذموم نيست ، بلكه نشان دهنده اين است كه كساني كه به سوي قدرت مي روند ،معتقد هستند كه راهشان راه درستي است و براي پياده شدن اين راه و عملي شدن اين راه ، بايدقدرت بدست بيايد، ولي اين قدرت بايد ازراههاي قانوني و طبيعي بدست بيايد و مبارزات ،مبارزات قانوني و مردانه و جوانمردانه اي باشد وطبق قواعد بازي كار را انجام دهند و البته ما بايددر جامعه كاري را انجام بدهيم كه همه به قاعده بازي تن بدهند و اين طور نباشد كه عده اي خيال كنند كه تافته جدابافته اي هستند و بالاخره تا آن وقتي كه مردم قبولشان دارند، قبول دارند و اگر هم قبول ندارند، به هر قيمتي كه شده ، بايد خودشان را بر مردم تحميل كنند.حتي ممكن است كه يك جرياني در يك موقعيتي به علل مختلف ، در اكثريت باشد و درموقعيت ديگر در اقليت قرار بگيرد. چه در آن وقتي كه در اكثريت است ، بايد آن اصلي كه سبب حضور او در عرصه شده است ، يعني آن آزادي وحرمت گذاشتن به راي مردم را رعايت كند وهمين را براي كسي كه در اقليت قرارگرفته ، به همان اندازه بخواهد كه براي خودش مي خواهد;حقوقي چون امكان حرف زدن ، امكان حضورداشتن و امكان مطرح كردن مسايل و چه در آن وقتي هم كه در اقليت است ، بايد اين حق را براي خودش بخواهدو برايش دفاع كند كه بتواند كه حرفش را بزند. در اثر گفتن اين حرفها و مطرح شدن اين حرفهاست كه قدرت انتخاب مردم بالامي رود و هركسي مسووليت حرف خودش رامي پذيرد. پس بنابراين ، كسب قدرت نه تنهامذموم نيست ، بلكه در ماهيت و هويت حركت حزبي نهفته است ...»

پايبند بودن به ملاكها و معيارهاي حزبي پس از رسيدن به قدرت

خاتمي در همين ديدار اظهار داشته است: « ... ما كه در يك جامعه اسلامي با هويت اسلامي به سر مي بريم ، والحمدلله در اين جمع وجمعهاي ديگر هم اصل و اساس كار اعتقادات ماو ارزشهاي ماست ، در همين حال نبايد حزب براي ما بت بشود، يعني درست است كه مافعاليتهاي گروهي و حزبي مان سبب مي شود كه يك نفر رئيس جمهور بشود و يا يك اكثريتي درمجلس داشته باشيم ، اماهمواره بايد متوجه ملاكها و معيارهايي باشيم كه براي ملاكهاومعيارها يك نماينده يا يك رئيس جمهورانتخاب شده است . ما بخاطر وابستگي هاي حزبي يا به خاطر وابستگي هايي كه از نظرگروهي با آن گروهي كه به مجلس رفته اند ، حالايا اقليت هستند ، يا اكثريت و يا كسي كه روي كارآمده دولتي كه به نحوي از انحاء در اثرفعاليت هاي ما روي كار آمده و يا اينكه فعاليت هايي در روي كارآمدنش موثر بوده ، به خاطر اين وابستگي ، آن ارزشها را از ياد ببريم .اگر فرض كنيد كه مثلا دور همديگر جمع شده ايم و يك سلسله شعارهايي داده ايم ، رفتار كساني راكه حتي از سوي ما روي كار آمده اند ، بايد با اين ملاكها بسنجيم ، نه اينكه احيانا ملاكها را جنبه ثانوي در نظر بياوريم كه اگر خداي نكرده مسوولان ما هم كه آمدند از آن مسير منحرف شدند ، دائما آن ارزشهاي مان را با توجه به خطمشي اي كه مسوولان انتخاب شده ما مطابق آن پيش مي روند ، عوض بكنيم ، بلكه همواره بكوشيم تا كساني كه نماينده اين جريان هستندوكساني كه روي كار آمده اند و نيز كل جامعه بامعيارها و ارزشهايي كه ما داريم و البته متعصب هم نباشيم و هر لحظه هم آماده باشيم كه اگر به حرفهاي بهتر و بينش هاي بهتر و روشهاي بهتري رسيديم ، آنها را در درون خودمان بگنجانيم . بايد يك انعطاف نسبت به عقلانيت ،نسبت به حقانيت و نسبت به حق و حقيقت براي اصلاح روشها ومنش هاي خودمان و نيز يك مراقبت و دقت براي خارج نشدن افراد و جرياناتي كه روي كارآمده اند، از آن معيارها و موازين ،داشته باشيم ...»

رعايت اخلاق و انصاف در رابطه با مردم توسط تشكلهاي سياسي

رييس‌جمهور ابراز اميدواري كرده است: « ... اميدوارم كه يكي از راههايي كه اين جمع مي خواهد بپيمايد، پايبند بودن به اخلاق و انصاف باشد و حتي دربرخورد با دشمن برخورد با رقيب و برخورد بامخالف هيچ چيز از حد اخلاق و انصاف فراترنرود. من فكر مي كنم مردم ما اين اخلاق رامي خواهند . مردم ما از بسياري از شعارها توخالي خوششان نمي آيد. در عين حالي كه به انقلابشان به دينشان ، به رهبرشان ، به امامشان و به همه اينها پايبندند، يك نوع منطق و روش منطقي واخلاقي را مي پذيرند و مي پسندند. حتي شايدمردم هم اشتباه كرده باشند. احساس مي كردند كه اين اخلاق و سلوك را بيشتر مي پسندند. اخلاقي كه به مردم احترام بگذارد و حرف مردم راگوش بدهد ، اگر به آن توهين كردند يك مقداري صبركند و مقابله به مثل در مقابل اين چيزها نكند.اينها حالا جنبه هاي سياسي و فكري مردم از يك سو و جنبه هاي اخلاقي و عاطفي مردم هم يك سو. اميدوارم كه اين تشكل ان شاالله به لطف خداوند ، بتواند فشارهاي و بي وفايي هاي ديگران را تحمل بكند و سعي كند كه در اين جامعه مارسم وفا ، محبت و اصولي بودن را رعايت بكند.حالا يك وقتي آدم آنقدر محبت پيدا مي كند كه ازاصولش هم مي گذرد براي اينكه طرف خوشش بيايد، نه دل به دست آوردن نيست . با ادب واحترام رفتار كردن در عين حال پافشاري روي اصول و معيارهايي كه معتقديم درست است واينهاست كه سبب خواهد شد كه حتي نگاه مردم ما به تشكل ها و به احزاب مثبت شود كه امروزشايد خيلي مثبت نباشد...»

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم تیر 1384ساعت   توسط مدیریت خبر  | 

اعضاي مجمع در منزل موسوي خوئيني‌ها جمع مي‌شوند

ایسنا :

اعضاي مجمع در منزل موسوي خوئيني‌ها جمع مي‌شوند ذاكري : اعضا ، مجمع را بدون كروبي، ديگر آن تشكل قبلي نمي‌دانند

يك عضو مجمع روحانيون مبارز گفت: خاتمي و موسوي خوئيني‌ها بدون كروبي حاضر نمي‌شوند عضويت در مجمع را بپذيرند چه برسد به اين‌كه بخواهند پيشنهاد دبيركلي را قبول كنند. حجت‌الاسلام‌ محمدباقر ذاكري در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) با اشاره به ديدار هيات منتخب اين تشكل با حجت‌الاسلام‌والمسلمين كروبي ادامه داد: قرار بر اين است كه هفته‌ي آينده در منزل آقاي موسوي خوئيني‌ها جلسه‌اي برگزار شود و در آن به تصميم نهايي برسيم. وي با بيان اين‌كه اعضا، مجمع را بدون كروبي، ديگر آن تشكل قبل نمي‌دانند در عين‌حال درباره‌ي پيشنهاد دبيركلي به آقايان خاتمي و موسوي خوئيني‌ها كه پيش از اين از سوي شخص كروبي و برخي اعضاي ديگر مطرح شده بود، گفت: خود اين اشخاص حتي حاضر نمي‌شوند بدون كروبي عضويت مجمع را بپذيرند، چه برسد به اين‌كه بخواهند پيشنهاد دبيركلي را قبول كنند. اين عضو مجمع روحانيون مبارز درباره احتمال پيوستن خود و ساير اعضا به كروبي در حزب "اعتماد ملي" در صورت امتناع وي براي ماندن، اين امر را به اتفاقاتي كه پيش خواهد آمد وابسته دانست و افزود: در اين مقطع تمايلي به اظهارنظر در اين باره ندارم. مهدي كروبي پس از اعلام نتايج انتخابات رياست‌جمهوري ضمن اعتراض به آن از دبير كلي مجمع نيز استعفا كرد. وي اين روزها به دنبال ثبت حزبي به عنوان اعتماد ملي است. اعضاي مجمع روحانيون مبارز سعي دارند تا كروبي را براي ماندن در سمت دبير كلي يكي از قديمي‌ترين تشكل‌هاي سياسي بعد از انقلاب اسلامي قانع كنند. انتهاي پيام

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم تیر 1384ساعت   توسط مدیریت خبر  | 

قائم مقام جمعيت ايثارگران انقلاب اسلامي : به دنبال سهم‌خواهي از دولت آتي نيستيم

ایسنا :

قائم مقام جمعيت ايثارگران انقلاب اسلامي : به دنبال سهم‌خواهي از دولت آتي نيستيم پيشنهادي از سوي احمدي‌نژاد به اعضا جهت عضويت در كابينه صورت نگرفته است 

 قائم مقام جمعيت ايثارگران انقلاب اسلامي خاطرنشان كرد كه تاكنون هيچ پيشنهادي از سوي احمدي‌نژاد به اعضا ي اين تشكل جهت عضويت در كابينه داده نشده است. علي دارابي، در گفت‌وگو با خبرنگار سياسي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، ادامه داد: در ديداري كه با احمدي‌نژاد داشتيم وي از ما خواست كه اعضاي پيشنهادي خود را براي عضويت در كابينه معرفي كنيم و ما نيز اعضاي خود را معرفي كرديم. وي در عين حال گفت: هيچ فرمي از سوي دفتر رييس‌جمهور منتخب به جمعيت ايثارگران جهت معرفي اعضاي كابينه ارسال نشده است. وي با تاكيد بر اينكه جمعيت ايثارگران انقلاب اسلامي قصد تعامل سازنده و نقد منصفانه با دولت آتي را دارد، اظهار داشت: با توجه به عضويت احمدي‌نژاد در جمعيت ايثارگران برخي از گروه‌ها و احزاب تخريب‌هايي در مورد اين جمعيت صورت داده و اذعان مي‌كنند كه ما به دنبال سهم‌خواهي از دولت آتي هستيم، در صورتي كه ما چنين موضعي را پيگيري نمي‌كنيم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم تیر 1384ساعت   توسط مدیریت خبر  | 

نمازجمعه‌ي اين هفته تهران به امامت حجت‌الاسلام والمسلمين هاشمي رفسنجاني اقامه مي‌شود

ایسنا :

نماز جمعه‌ي اين هفته تهران به امامت حجت‌الاسلام والمسلمين هاشمي رفسنجاني اقامه مي‌شود . به گزارش گروه دريافت خبر خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اين مراسم ساعت ‌٣٠/١١ با تلاوت آياتي از كلام‌الله مجيد در دانشگاه تهران آغاز مي‌شود و آيت‌الله حائري شيرازي نماينده‌ي ولي فقيه و امام جمعه‌ي شيراز پيرامون «اهميت نمازجمعه و مردم‌شناسي در عصر ما» پيش از خطبه‌ها سخنراني مي‌كند . هم‌چنين دكتر سليماني رييس سازمان تامين اجتماعي به مناسبت سالروز تامين اجتماعي گزارشي ارائه مي‌دهد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم تیر 1384ساعت   توسط مدیریت خبر  | 

تحليل انتخابات و تبادل نظر در ارتباط با كابينه

ایسنا :

در جلسه‌ي دبيران استاني جامعه اسلامي مهندسين صورت مي‌گيرد تحليل انتخابات و تبادل نظر در ارتباط با كابينه

يك عضو شوراي مركزي جامعه اسلامي مهندسين با اشاره به جلسه‌ي سه‌شنبه‌شب اين تشكل اظهار داشت: در اين جلسه در ارتباط با برنامه‌ريزي در مورد برگزاري جلسه‌ي دبيران جامعه اسلامي مهندسين بحث و گفت و گو شد. كمال‌الدين شهرياري در گفت‌وگو با خبرنگار ايسنا افزود: هدف از برگزاري اين جلسه، تحليل انتخابات و ارائه گزارشي از اقدامات انجام شده در طول انتخابات، هم‌چنين بحث و تبادل نظر در ارتباط با كابينه بود

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم تیر 1384ساعت   توسط مدیریت خبر  | 

علي تاجرنيا : تشكيل كابينه‌ي 70 ميليوني تنها ژست تبليغاتي بوده است

ایسنا :

علي تاجرنيا : تشكيل كابينه‌ي 70 ميليوني تنها ژست تبليغاتي بوده است در سطوح عالي حضور افرادي متعادل و در سطوح مياني افرادي تندرو را شاهد خواهيم بود

تاجرنيا معتقد است: با توجه به اظهارات رييس‌جمهور منتخب پيش از انتخابات، طيفي از نيروهاي نسل دوم انقلاب كه به هر دليل تا كنون در سطوح عالي نظام به كار گرفته نشده‌اند و احساس مي‌كنند نسبت به مجموعه‌ي نظام طلبي دارند در كابينه‌ي آينده به كار گرفته خواهند شد. علي‌ تاجرنيا نماينده‌ي دوره‌ي ششم مجلس شوراي اسلامي در گفت و گو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، هم‌چنين افزود: البته چون اين جريان از انسجام فكري لازم برخوردار نيست و محدود شدن به چنين افرادي ممكن است تصور انتخاب كابينه‌اي كاملا تنگ‌نظرانه را القا كند، احتمال دارد افرادي خنثي و كمتر سياسي از طيف‌هاي ديگر نيز به كابينه بروند. وي معتقد است كه تشكيل يك كابينه‌ي 70 ميليوني تنها ژست تبليغاتي بوده است. تاجرنيا گفت: احساس مي كنم در بدنه‌ي سطوح عالي مديريتي و وزارتخانه‌ها از چهره‌هاي شاخص تندرو استفاده نخواهد شد، در عوض اين افراد در سطوح مياني، معاونين، مديران و مديركل‌ها به كار گرفته مي‌شوند. وي نسبت به آن چه گزينش افراد كارنابلد و پرمدعا ناميد احساس خطر كرد و گفت: چنين افرادي فضاي كشور را بيش از اين كه به مجموعه‌ي كارشناسي سوق دهند عمدتا بر مبناي نگرش خاص و رفتار سليقه‌اي شكل مي‌دهند. تاجرنيا احتمال داد كه افرادي متعادل در سطوح عالي مانند معاونين رييس‌جمهور و وزرا به كار گرفته شوند، و ابراز عقيده كرد: اما در بدنه‌ي مديريت‌هاي مياني و كارشناسي شاهد تغييرات وسيع و استفاده از چهره‌هاي تندرو خواهيم بود. مديريت ايشان در شهرداري نيز همين را نشان مي‌دهد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم تیر 1384ساعت   توسط مدیریت خبر  | 

آنچه آرا را به اردوي اصولگرايان برد / گفتگو با داود سلیمانی

ایسنا :

آنچه آرا را به اردوي اصولگرايان برد داوود سليماني در گفت‌وگو باايسنا : «جهت‌دهي پنهان آرا» فراموش نشود هر كس با هاشمي به مرحله دوم مي‌رفت پيروز ميدان مي‌شد

داوود سليماني نيز مانند بسياري از تحليل‌گران سياسي، تحليل انتخابات را در مرحله اول و دوم به تفكيك و جداگانه قابل بررسي عنوان مي‌كند. به نظر وي در دور اول مجموع رأي اصلاح‌طلبان از آراي طرف مقابلشان بيشتر بوده است و اين نسبت 16 به 11 است و نتيجه مي‌گيرد كه اصلاح‌طلبان همچنان داراي پايگاه بهتري نسبت به طرف مقابل هستند. به نظر او آراي هاشمي هم بايد بيشتر به سبد اصلاح‌طلبان ريخته شود. اما آنچه كه پيروزي را با وجود اين تحليل به اردوگاه اصول‌گرايان برد، به نظر اين عضو ارشد جبهه‌ي مشاركت ايران اسلامي، تفرق آراي اصلاح‌طلبان و يا محدوديت در انتخاب كانديداهاي اين جبهه بوده است. وي درباره‌ي عوامل مؤثر بر انتخابات در مرحله اول در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران، ايسنا، مي‌گويد: در مرحله‌ي اول شعارها نقش زيادي نداشت. آنچه كه بيش از همه نقش ايفا مي كرد “پيشينه كانديدا”، “نوع تشكيلات حامي او” ، “سازماندهي‌هاي آشكار و پنهان براي او” و “شعارها و تبليغات” بود. سليماني مي گويد در مرحله دوم پيروزي احمدي‌نژاد در نتيجه ي آراي منفي رقيبش بوده است و هر كس با هاشمي به مرحله دوم مي رفت پيروز ميدان مي شد و آن كه به نظر وي آراي كروبي اصلاح‌طلب، بيشتر به سبد جناح رقيب ريخته شد. رأي كروبي به نظر سليماني تنها به خاطر 50 هزار تومان نبوده بلكه عواملي نظير شخصيت وي و مواضعش در مجلس نيز در افزايش آرايش تأثيرگذار بوده است. نماينده‌ي سابق مجلس شوراي اسلامي بيشترين رأي هاشمي در كشور را 6 ميليون مي داند كه در مرحله دوم آراي اصلاح‌طلبان پيشرو هم به سبد وي سرازير شد. يكي از عواملي كه در نگاه او به پيروزي احمدي‌نژاد منجر شد ،‌ «جهت‌دهي پنهان آرا» بود و درباره‌ي آن مي گويد:‌ «ما هنوز از كم و كيف جهت‌دهي پنهان اطلاع نداريم. تنها مطالب برخي كانديداها در اين زمينه قابل پيگيري است كه بعيد است اين پيگيري‌ها به نتيجه‌اي برسد.» وي در توضيح اين مطلب اظهار مي‌كند: در مرحله‌ي اول بين حاميان قاليباف ، لاريجاني و احمدي‌نژاد سردرگمي بود. مقاله‌ي چهارشنبه‌ي كيهان ضمن انتقاد از اين امر اشاراتي به برخي تصميمات مي كند كه سرنخ جهت‌دهي پنهان است، بايد پرسيد چه اتفاقي افتاد كه راست كه به وحدت نمي رسيد به يكباره به وحدت رسيد. حال نامه كروبي مبني بر دخالت برخي نهادها بيشتر قابل بررسي مي شود. سليماني مي‌افزايد: بايد مسؤولان ذيربط در اين باره گزارش دهند كه چه اتفاقي افتاد كه يك گرايش و جهت‌گيري به احمدي‌نژاد ايچاد شد؛ چون قطعا به مردم وحي نشد و احمدي‌نژاد هم به گفته‌ي خود بودجه و امكانات تبليغي خوبي هم نداشته است، بلكه خود مردم به صورت خودجوش به وي رأي داده‌اند. اگر مردم ما به افراد ناشناخته رأي مي دهند، معين هم ناشناخته بود؛ چرا به او رأي ندادند؟ غير از ناشناختگي بايد رأي ديگري هم به احمدي‌نژاد اضافه شود كه به معين اضافه نشد كه اين جا آن جهت‌دهي پنهان و برخي از مسائل پيش مي آيد. سليماني، تغيير گفتمان محوري در ميان مردم را قبول ندارد و مي‌گويد: «احمدي‌نژاد به دليل روياوريي با رقيبي كه در جامعه نگاه خاصي به او وجود دارد، با هر شعاري پيروز بود. البته تكيه‌اش بر فقر و عدالت‌خواهي در آرا مؤثر بود. اما اين همه مسأله نيست. مردم در اين انتخابات به نفي وضع قديم راي دادند و در مرحله‌ي دوم كه هاشمي نماد و سمبل حاكميت شد نتوانست آراي مردم را جذب كند. البته در اين انتخابات نشانه‌هايي مبني بر جدي تر شدن تفكرات عدالت خواهانه و گفتمان عدالت خواهي ديده شد، ولي آنها تعيين كننده نيستند. چرا كه از هفت كانديدا بقيه هم مباحث عدالت و معيشت مردم را مطرح كردند ولي راي بالاي نياوردند، اتفاقا احمدي‌نژاد كمترين شعارهاي عدالت‌خواهانه را داد و مسائل اقتصادي هم در اولويت نبود. اگر معين و احمدي‌نژاد به مرحله‌ي دوم مي رفتند مي شد فهميد كه مردم به شعارهاي سياسي رأي مي دهند يا اقتصادي و عدالت‌خواهانه. وي در ادامه گفت‌وگويش با ايسنا با انتقاد از سخنان رييس‌جمهور منتخب مبني بر رويگرداني مردم از احزاب مي‌گويد: رييس جمهور منتخب نيز در مصاحبه‌ي اخير خود گفت كه مردم احزاب را قبول ندارند ، اگر اين جمله را كه تلقي ايشان است بپذيريم جاي تأسف است كه در يك كشور مردم‌سالار حزب پايگاه نداشته باشد. اما اين بيانگر قبول نداشتن حزب توسط مردم نيست بلكه به دو دليل است؛ اول اين‌كه احزاب خوب عمل نكردند و دوم اين كه فرهنگ حزبي جا نيفتاده است. اما بايد دانست كه رأي حزب مشاركت و سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي ايران از ميان نخبگان و فرهيختگان بوده است و به نظر من اين رأي، راي ارزشمندي است؛ چرا كه به دليل ماهيت حزبي از عقلانيت بيشتري برخوردار است. وي تأكيد مي كند: فرهنگ حزبي بايد به جاي فرهنگ سنتي و پوپوليستي بنشيند؛ اما مي بينيم برخي مقامات و مسؤولان روحيه‌ي ضد حزبي دارند. اين درست نيست كه دموكراسي را بخواهيم ولي لوازم آن را قبول نداشته باشيم. اگر قائل به دموكراسي بدون تحزب باشيم به دموكراسي سطح پايين پوپوليستي مي رسيم. سليماني به شعار “تشكيل كابينه‌ ي هفتاد ميليوني” اشاره مي‌كند و مي‌گويد: 17 ميليون احمدي‌نژاد 35 درصد از كل واجدان شرايط است؛ اگر ايشان به كابينه‌ي 70 ميليوني معتقد است بايد سهم اين 65 درصد را مشخص كند و به آنها بدهد. يعني بر اساس ادعايشان بايد كابينه شركت سهامي تشكيل دهند. عضو شوراي مركزي جبهه‌ي مشاركت در ادامه درباره‌ي كم بودن رأي معين مي‌گويد: كمي رأي معين به “سازماندهي بهتر رقيب” ، “عدم اجماع” و “عملكرد غيرحرفه‌اي حزبي” برمي‌گردد و اين كه احزاب حامي وي تنها تا مراكز استان‌ها مي توانستند فعاليت كنند، اما طرف مقابل از امكانات گسترده برخي نهادها بهره مند بود. سليماني گفت: ما بر تصميم‌گيري بر اساس شوراي هماهنگي جبهه‌ي دوم خرداد و رسيدن به يك كانديدا اصرار كرديم، اما تصميم‌گيري‌هاي سليقه‌اي شخصي و فردي مانع شد. محافظه‌كاران مشكل عدم اجماع خود را به شكلي حل كردند اما ما نتوانستيم. وي خاطرنشان كرد:‌ جبهه‌ي مشاركت بايد مخاطب‌شناسي مي كرد و بر اساس آن تاكتيك‌ها و شعارها انتخاب مي شد و البته اين بايد كار هميشگي حزب باشد، من در جلسه‌اي گفته بودم كه تكيه روي «اليت» و نخبگان كار ما را پيش نمي برد. سليماني بر توجه بيشتر به بخش‌هاي مذهبي جامعه در جبهه‌ي مشاركت تأكيد مي‌كند و مي‌گويد: الان ما شاخصهاي داريم كه مربوط به روحانيون و بخشي هم مربوط به آموزش و مراسم‌هاست. اما نظر من اين است كه اين بايد تقويت شود . ما وقتي مي گوييم ايران براي همه‌ي ايرانيان، بايد بدانيم اكثر ايرانيان ديندارند و ما بايد براي آنها برنامه داشته باشيم. برخي چون سابقه‌ي ايدئولوژيك كار را موجب صدمه ديدن مردم و جامعه مي دانند، به تفريط در اين زمينه افتاده‌اند، ما آن ديدگاه خاص ايدئولوژيك را قبول نداريم، اما ديدگاه ايدئولوژيك قابل اصلاح است و نبايد به خاطر اين كه سابقه‌ي بدي دارد، اصل آنرا دور بيندازيم. عضو شوراي مركزي جبهه‌ي مشاركت ايران اسلامي با اذعان به اين كه حاميان معين به محرومان جامعه در تبليغات كمتر توجه داشتند، مي‌گويد: روي بخش ضعيف و متوسط به پايين جامعه كمتر كار كرديم . براي آنها برنامه داشتيم، اما در تبليغ و نوع كار و سخنراني‌ها با آنها ارتباط برقرار نكرديم و به پايگاه‌هايي كه در بخش‌هاي محروم از قديم داشته‌ايم توجه نكرديم. وي ضمن پذيرش ضعف تبليغاتي جبهه‌ي اصلاحات در هشت سال گذشته در دفاع از عملكرد دولت خاتمي و مجلس ششم اظهار مي‌كند: ما مدعي هستيم از گذشتگان بهتر كار كرده‌ايم، حتي محافظه‌كاران هم اين را قبول دارند. البته برخي 16 سال گذشته را چپاول و تخريب بيت‌آلمال مي دانند، كه من در مورد آنها صحبت نمي كنم. افزايش قدرت خريد مردم و درآمد مردم در مقايسه با دوره‌ي قبل از اصلاحات نشان مي دهد كه كارهاي بزرگي شد ولي تبليغ نشد و به دليل جو و فضاي جامعه امكان تبليغ شدن نداشت. ضمن اين كه رسانه‌ي ملي بر خلاف دوره‌ي سازندگي، التفاتي به اين‌ها نداشت. وي بروز گسست بين نخبگان و مردم را مورد تأكيد قرار مي‌دهد و مي‌گويد: الان شاهد گسست بين نخبگان و مردم هستيم؛ چرا حوزه و دانشگاه از يك كانديدا حمايت مي كنند، اما مردم به او رأي نمي دهند، بايد براي اين فكري كرد؟ سليماني با تأكيد بر اين كه دانشگاه‌ها و انجمن‌هاي اسلامي نتوانستند به وظيفه‌ي خود در اين انتخابات عمل كنند ، از فاصله گرفتن برخي انجمن‌ها از شعائر ديني انتقاد مي‌كند و مي‌گويد: نبايد به دليل مخالفت با برخي قشري‌گري‌ها اصل دين و اصول آن را كنار گذاشت. متأسفانه در برخي جاها اصول اوليه‌ي انجمن اسلامي كنار گذاشته شد و متأسفانه برخي روشنفكران نيز به آن دامن زدند؛ مثلا اين درست نيست كه كسي عضو انجمن اسلامي باشد و نمازش را نخواند. اين عدول‌ها ما را به انحراف مي كشاند. از سويي متأسفانه نوع برخورد اداره كنندگان دانشگاه و تصميم گيران در حوزه‌ي سياسي باعث شد دگرانديشان براي فعاليت راهي جز ورود به انجمن اسلامي نداشته باشند. وي درباره‌ي رفتار جريان‌هاي دانشجويي مي‌گويد: از طيف تحريمي‌ها بگيريد تا كساني كه تا بن دندان مي گفتند بايد شركت كرد. در اين طيف‌ها آنهاي كه نفوذ بيشتري در مردم داشتند، دير به نتيجه رسيدند و اين كافي نبود. نماينده‌ي سابق مردم تهران با بيان اين كه به آينده بدبين نيست ، ميزان رويكرد به جبهه‌ي مشاركت را خوب ارزيابي مي‌كند و اظهار مي كند: برخي نيروها با وجود شكست انتخاباتي اخير ، سرمايه‌ي اصلي احزاب هستند و بايد بتوانيم از آنها استفاده كنيم. وي در پيش‌بيني آينده‌ي جناح‌هاي سياسي مي‌گويد: فكر مي كنم در مجموع حركت‌ها در جبهه‌ي اصلاحات سنجيده‌تر، احساس نياز به يكديگر بيشتر مشخص و همكاري بر اساس اساسنامه و اصول بيشتر مي شود و انسجام بهتري را در اين دوره خواهيم داشت. هر چند كه ممكن است شاهد برخي نامهرباني‌ها باشيم ولي اين‌ها عامل لطمه خوردن احزاب نخواهد شد. سليماني درباره ي نقش افراد برجسته‌اي مثل خاتمي ، ميرحسين موسوي و كروبي در سازماندهي دوم خرداد مي‌گويد: اگر خودشان بپذيرند كه خود صاحب حزب شوند، خيلي خوب است. اما من بعيد مي دانم كه خاتمي ، ميرحسين يا كروبي در قالب حزب بگنجند، گرچه حضور آنها در صحنه‌هاي سياسي و ارتباط با بدنه مؤثر است. وي درباره‌ي برخي نگراني ها مبني بر بسته شدن فضاي سياسي توسط دولت جديد نيز اظهار مي‌كند: البته آقاي احمدي‌نژاد قول داده است كه فضا بسته نمي شود. ما هم همين را ملاك مي گيريم و فكر مي كنيم جامعه نه تنها به سوي اختناق نمي رود بلكه از امروز بيشتر شاهد حقوق شهروندي در كشور خواهيم بود و آزادي بيان و قلم بيشتر مي شود كه اميدواريم بشود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم تیر 1384ساعت   توسط مدیریت خبر  | 

دكتر هادي خانيكي: خاتمی باعث افتخار و احساس غرور هر ایرانی است

ایسنا :

اينك، اذعان داريم كه حجت‌الاسلام‌والمسلمين سيد محمد خاتمي از سرمايه‌هاي معنوي و  ماندگار كشور عزيزمان ايران است. او نه تنها به عنوان يك سياستمدار بلكه به عنوان يك انديشمند پيشرو، مورد احترام جهانيان و باعث افتخار و احساس غرور هر ايراني است.

دكتر هادي خانيكي؛ استاد دانشگاه و مشاور فرهنگي رييس‌جمهور در روزهاي پاياني مسووليت خاتمي در گفت‌وگو با خبرگزاري دانشجويان ايران، ايسنا، به ارزيابي ديدگاه‌هاي جامعه درباره‌ي رفتن خاتمي از موضع رسمي قدرت مي‌پردازد و مي‌گويد: اين روزها جامعه از دو سو رفتن خاتمي را از حوزه‌ي مسووليت سياسي مورد توجه قرار داده است. سويه‌ي اول، نظري است كه بيشتر در حوزه‌ي فرهنگ و سياست به خصوص در ميان فرهيختگان و جوانان كشور مطرح است و آن حضور مجدد خاتمي در جامعه‌ي مدني است، به تعبير جوانان «آقاي رييس جمهور خداحافظ؛ خاتمي سلام» اين رويكرد بيشتر نگاه به آينده دارد.

سويه‌ي دوم بازانديشي در كارنامه‌اي است كه آقاي خاتمي به عنوان متفكر و اصلاح‌طلب در حوزه‌ي اجرايي كشور اعم از سياست، فرهنگ و اقتصاد بر جاي گذاشته است. اين منظر به اين سبب مهم است كه نشان مي‌دهد بخش‌هاي مهمي از جامعه دوباره دارد به عملكرد خاتمي و دولت او مي‌نگرد؛ يعني صداي خاتمي بيش از گذشته شنيده مي‌شود. جامعه حساسيت نشان مي‌دهد كه دستاوردها و تجارب او را به عنوان سياستمدار و مديري متفاوت با ديگران دوباره ببيند.

خانيكي ادامه مي‌دهد: فارغ از هر گونه بحث نظري پيرامون انديشه و عملكرد خاتمي و به دور از نگاه‌هاي نوستالژيك آنچه واضح است اين است كه قشرهاي مختلف جامعه به گونه‌هاي مشهودي نسبت به خاتمي ابراز محبت و از رفتن او اظهار تاسف مي‌كنند.

* خاتمي معيار مديريت و سطح توقع از رييس جمهور را بالا برد

خانيكي مي‌گويد: نوع نگرش، منش و رفتار خاتمي به عنوان يك دولتمرد در مجموع باعث شد كه هم معيارهاي مديريت عالي كشور و هم سطح توقع جامعه و جامعه‌ي بين‌المللي از رييس جمهوري اسلامي ايران بالا برود. اگر در جهان به دنبال روساي صاحب‌نظر و متفكر كشورها باشيم و حتي مطرح‌ترين و برجسته‌ترين آنان را برگزينيم بي‌ترديد در ميان اين افراد اندك، به نام خاتمي مي‌رسيم كه با بزرگي و برجستگي مي‌درخشد.

مشاور فرهنگي رييس‌جمهور، به نمونه‌هايي در عرصه‌ي جهاني و ملي اشاره مي‌كند و مي‌گويد: در سفري كه چند سال پيش به چين داشتم و گفت‌وگوهاي رسمي و عمومي، اين برجستگي كاملا مشخص بود. در آن زمان «جيانگ‌زمين» رييس جمهور چين بود كه از رهبران برجسته‌ي معاصر اين كشور است. او طي مذاكرات رسمي و در گفت‌وگوهايش بر سر مسائل مهم جهاني چندين بار ايده‌هاي خاتمي را مستند نظرات خود قرار داد. كساني كه با زبان ديپلماسي آشنايند مي‌دانند كه استناد رييس يك دولت به سخنان رييس دولت ديگر به معناي پذيرش تفوق نظري ديگري است. نمونه‌ي ديگر اين برخوردها را در الجزاير، لبنان، هند، سنگال و در ميان رهبران سياسي صاحب انديشه و در ميان روشنفكران و انديشمندان برجسته‌ي جهاني به وضوح ديده‌ام كه چگونه انديشه‌ي خاتمي و نگاه او به مسائل مختلف را مرجع و مستند سخنان خود قرار مي‌دهند.

اين صاحب‌نظر فرهنگي‌، با بيان اينكه گرچه خدمت كردن به مردم در ايران وقتي ميسر باشد، خود، كاري ارزنده است مي‌گويد: از ياد نبريم كه حضور خاتمي در عرصه‌ي قدرت سياسي چيزي را بر اعتبار مسووليت در كشور و در عرصه‌ي جهاني افزود.

او ادامه مي‌دهد: خاتمي در اين سال‌ها فراتر از يك رييس دولت مطرح شد، در اجلاس فوق‌العاده‌ي يونسكو درباره‌ي گفت‌وگوي تمدن‌ها كه فروردين گذشته در پاريس برگزار شد، شاهد بوديم كه نگاه به خاتمي نگاه به رييس دولتي نبود كه بيش از چند ماه از مسووليتش مانده است. نگاه مسوولان سياسي و صاحب‌نظران علمي و فرهنگي جهان به او به عنوان يك نظريه‌پرداز و متفكر برجسته بود و اين به گونه‌اي بود كه حضور او در اين كنفرانس حتي از حضور در مجمع عمومي يونسكو در سال دوم مسووليتش پررنگ‌تر بود.

* حتي مخالفان خاتمي هم از اينكه رييس‌جمهور كشورشان او بود، احساس خوشايندي داشتند

دكتر خانيكي مي‌گويد: شاخص مهمي كه معرف ديدگاه مثبت جامعه‌ي ايراني نسبت به خاتمي است احساس خوشايندي است كه نخبگان ايراني در داخل و خارج در قبال او داشتند. ايرانيان نه تنها كسر شان خود نمي‌دانستند كه خاتمي رييس كشور است بلكه احساس مباهات نيز مي‌كردند. اين سخن را حتي مخالفان و منتقدان خاتمي بارها به زبان آورده‌اند. اين عامل مهمي است كه مي‌تواند در شرايط حساس ملي، بين‌المللي و منطقه‌اي و به خصوص در برابر مسائل سياسي كه درباره‌ي كشورمان وجود دارد ظرفيت‌هاي جديدي براي خروج از وضعيت‌هاي بحراني به وجود آورد؛ چنانكه در سال‌هاي اخير توانسته‌ايم به اعتبار شخصيت خاتمي از گذرگاه‌هاي تندي عبور كنيم.

* نام خاتمي از نام‌هاي آشنا و جذاب ايران و جهان اسلام در دنياي كنوني است

اين استاد دانشگاه مي‌گويد: نام خاتمي از جمله نام‌هاي آشنا، جذاب و معتبر ايراني و جهان اسلام در اين دوران شده است، هم در ميان متفكران، هم انديشمندان و هم در ميان سياستمداران و حتي عامه‌ي مردم.

چند سال پيش سفري به مغرب داشتم، يكي از متفكران بنام مسلمان آن كشور نيمه شب به ديدن من آمد، بدون اينكه آشنايي با من داشته باشد، صرفا چون شنيده بود يك هيات ايراني به آنجا آمده آمد. همان روز مادرش درگذشته بود، اما به رغم آن او لازم ديده بود كه بيايد. گفت: فقط آمده‌ام بگويم كه آقاي خاتمي و انديشه‌اش توانسته است وضع ما را در اين منطقه تغيير دهد. ما از موضع اتهام خارج شده‌ايم چون اين انديشه امروز به ما كمك كرده است كه براي جمع ميان دين و دموكراسي در اين كشور به عنوان مسلمان حرف‌هاي تازه داشته باشيم.

* پس از اين جامعه با خلا وجود خاتمي بيشتر مواجه خواهد بود

خانيكي مي‌گويد: خلا شخصيت خاتمي در فضاي ملي و بين‌المللي يك مساله‌ي جدي است. در واقع اين مساله‌ فراتر از حد يك احساس عاطفي و يا سياسي است. مساله محدود به اين نيست كه بگوييم يك جريان سياسي از حوزه‌ي مديريت كشور رفته است و جريان ديگري بر سر كار آمده است. خلا وجود شخصيت برجسته‌ي خاتمي مساله‌اي است كه پس از اين هم درعرصه‌ي جهاني و هم در داخل كشور محسوس‌تر خواهد بود.

اين فعال فرهنگي و سياسي، ادامه مي‌دهد: خاتمي موافقان، منتقدان و حتي مخالفاني داشت كه به رغم همه‌ي تفاوت‌ها در يك احساس مشترك بودند و‌ آن اين بود؛ رييس جمهوري داشتند كه مي‌توانستند به او ببالند. اين احساس مشترك ملي خود يك پديده‌ي مهم در تاريخ ما است كه در جوانان، نخبگان، زنان، مردان، اقوام و مذاهب مختلف به يك نسبت ديده مي‌شود.

* گشاده‌رويي و تواضع و ساده‌زيستي خاتمي از سر باور و اعتقاد او بود نه عاقبت‌انديشي و تظاهر

او با تاكيد بر اينكه خاتمي خصوصيات اخلاقي ويژه‌اي داشت كه در ميان اصحاب قدرت بي‌نظير بود، حتي مخالفان و منتقداني كه او را نقد مي‌كردند، اين واقعيت را انكار نمي‌كردند ، مي‌گويد: او گشاده‌رو، متواضع و بي‌تكلف است. خاتمي در ايران از جمله شايد گشاده‌روترين دولتمردان ايراني بود و اين براي جامعه‌اي كه به لحاظ تاريخي دچار شكاف اعتماد ميان ملت و دولت بوده است، بسيار مهم است. براي مردمي كه هميشه دولت را با چهره‌اي عبوس ديده بودند، چهره‌ي خندان رييس‌جمهور تاثير فراواني داشت.

البته اين مهم اين است كه گشاده‌رويي و افتادگي و سادگي خاتمي از سر باور و اعتقاد او بود نه تظاهر و عاقبت‌انديشي، و اين‌ها از جمله ويژگي‌هاي بارزي بود كه مي‌توانست بسياري از موانع ساختاري در رابطه‌ي قدرت سياسي و جامعه را كاهش دهد و مرتفع كند. اهميت اين ويژگي‌ها وقتي بيشتر مي‌شود كه بروز و ظهور آنها فارغ از هرگونه ريا و ظاهربيني باشد. خاتمي هيچ رفتار مردمي را براي اينكه در زماني ديگر از آن بهره گيرد، انجام نداد. دوربين براي كارهاي مردمي او آماده نبود، واقعا ابا داشت كه خيلي اقدام‌هاي خوب او انعكاس اجتماعي بيابد.

* هر كس در مقابل خاتمي احساس شخصيت مي‌كند و مي‌تواند نقد كند و نگران از عاقبت آن نباشد

خانيكي مي‌گويد: يكي از ويژگي‌هاي برجسته‌ي خاتمي اين است كه هر كس در كنار اوست، رشد و احساس شخصيت مي‌كند. در برابر او هر كس مي‌تواند حرف بزند، نقد كند و نگران از عاقبت آن نباشد.

وي به سخنراني 16 آذر سال گذشته در دانشگاه تهران اشاره مي‌كند و مي‌گويد: سخنراني خاتمي در دانشگاه و نوع برخوردش با دانشجويان، خود نوعي تمرين دموكراسي براي نشان دادن وجوه مثبت و منفي جامعه بود. دانشجوياني كه انتقاد و اعتراض به خاتمي داشتند بدون احساس ناامني و نگراني از برخورد، انتقاداتشان را حتي با تندترين حالت بيان مي‌كردند. ساعتي بعد از جلسه كه آقاي خاتمي را ديدم، گفتم كه جلسه‌ي سختي بود، خيلي خسته شديد؟ گفت: نه به نظر من جلسه‌ي خوبي بود، طبيعي است كه فاصله‌ي بين نظرها زياد باشد، اما مهم اين بود كه دانشجويان اعتراضات خود را بدون تكلف بيان كردند. وقتي دو سال با هم حرف نزده بوديم، طبيعي بود كه حرف‌ها خوب فهميده نشود.

اين خصايص اخلاقي براي خاتمي مبناي اعتقادي نيز داشت. خاتمي اين كارها را انجام نمي‌داد تا از نام و نان آن، بعدها بهره‌ها گيرد. با آشنا و غريبه يك‌جور حرف مي‌زد و در عين و آشكار هم مثل هم. در همه‌ي نشست‌ها آنقدر بي‌حد و مرز مسائل را مي‌گفت كه بعضا مورد انتقاد دوستان بود، ستون‌هاي «شنيده مي‌شود» مطبوعات پر از نقل قول‌هاي اين قبيل جلسه‌ها بود.

* خاتمي فرهنگ گفت‌وگو و راست‌گويي را در قدرت گشود

خانيكي ادامه مي‌دهد: خاتمي با پنهان‌كاري و پنهان‌گويي در مناسبات سياسي و رسمي مقابله كرد. او نظرش را حتي در باب دوستان و همكارانش بي‌ملاحظه اظهار مي‌كرد و اين به رغم همه‌ي دشواري‌ها به روندي انجاميد كه ملاحظه و پنهان‌كاري روز به روز در آن كمتر شد و به ميزان زيادي فرهنگ نقد را زمينه‌سازي كرد.

اين تصوير مثبت از خاتمي البته به معناي قديس‌شدن و غيرزميني بودن او نيست، چنانكه محصول تبليغات دوستان و طرفداران او هم نيست؛ اساسا خاتمي اطرافياني نداشت كه مدافعان بي‌قيد و شرط و سينه‌چاك او باشند. حتي نزديكان و اطرافيانش همانگونه كه از او تعريف مي‌كنند، منتقد او نيز هستند. آنچه موجب تعلق خاطر جامعه‌ي ما و حتي جامعه‌ي بين‌المللي به خاتمي شده است جرياني كاملا صادقانه و واقعي است كه برخاسته از خصوصيات فكري و رفتارهاي شخصي متفاوتي است كه خاتمي در حكومت‌گري باب كرده است.

* هر سخن كز دل برآيد لاجرم بر دل نشيند

خانيكي به تاثيرگذاري تدريجي اين روش صادقانه و رو در رو و غيركليشه‌اي خاتمي كه به منتقد و مخالف حتي گاه بيش از موافق، حرمت مي‌نهاد اشاره مي‌كند و مي‌گويد: امروز بسياري از حوزه‌هايي كه زماني در برابر خاتمي بودند، نگاهي متفاوت با گذشته دارند. ديدار چند روز اخير خاتمي با اهالي صدا و سيما از همين نوع است. نوع رابطه و تعاملي كه نويسندگان، گزارشگران، دست‌اندركاران و حتي مديران شبكه‌هاي راديويي و تلويزيوني با خاتمي داشتند نمي‌تواند تصنعي و در چارچوب مصلحت‌انديشي و صرفا يك بدرقه‌ي سياسي باشد. بلكه اين رابطه‌ي صميمانه بر اساس گفت‌وگوهاي از نزديك، تفاهم‌ها و تعامل‌ها و به وجود آمدن پيوندهاي جديد ايجاد شده است و چون از باورها و رفتارهاي خاتمي برخاسته، جاي خود را پيدا كرده است. هر سخن كز دل بر آيد لاجرم بر دل نشيند. چون در گفتار و رفتار خاتمي سياسي‌كاري و تصنع ديده نمي‌شود، همه آن‌را باور كرده‌اند.

* رفتار جديدي در جامعه‌ي ما بين اصحاب قدرت و شهروندان به وجود آمد

خانيكي به نوع تعامل خاتمي با خبرنگاران، جوانان و به طور كلي شهرونداني كه گاه منتقد او هم بوده‌اند اشاره مي‌كند و اساس آن را در دوسويگي، نقدپذيري، صراحت و صميمت مي‌داند و ادامه مي‌دهد: برخوردي كه در مجلس بين خاتمي و خانم علي‌نژاد يكي از خبرنگاران مطبوعات در خصوص خانم شيرين عبادي صورت گرفته بود، مصداقي از همين ويژگي است. خاتمي در يك مصاحبه‌ي كريدوري مطلبي را عنوان كرد كه با باورهاي خود او متفاوت بود. پس از آن هم اين سخن و هم آن خبرنگار، مورد قضاوت‌ها و نقدهاي مختلف قرار گرفتند. آنچه مهم است، رفتارهاي بعدي خاتمي با آن خبرنگار است. اين به گونه‌اي بود كه همان خبرنگار بارها از رفتارهاي محبت‌آميز خاتمي تعريف و تمجيد كرده است. در واقع خاتمي رفتار جديدي را در جامعه بين اصحاب قدرت با اصحاب انديشه و نظر و شهروندان شكل داد.

* خاتمي توانست تابوي قدرت را در حوزه‌ي مسووليت خود بي‌ريا بشكند

اين مشاور رييس‌جمهور ادامه مي‌دهد: خاتمي از موضعي اخلاقي به نقد قدرت سياسي پرداخت. اين از باورهاي ديني و سجاياي اخلاقي خاتمي برآمده، او به گونه‌اي با ديگران برخورد مي‌كرد كه طرف‌هاي مقابل كمتر احساس مي‌كردند در موضع پايين‌تر نسبت به او قرار دارند. با اين ويژگي اخلاقي او توانست تابوي قدرت‌مدار بودن را حداقل در حوزه‌ي مسووليت خود بشكند و آنچه انجام داد، ژست، تبليغات و نمايش نبود. حاصل اين رويكردها، رفتارها و خصوصيات را اگر به عنوان كارنامه‌ي او در نظر بگيريم به وضوح به اين نتيجه مي‌رسيم كه خاتمي معيار و حد و استاندارد رييس‌جمهوري و دولتمرد بودن را در كشور بالا برد؛ در واقع جامعه از بودن او در موضع مسووليت احساس احترام و شخصيت كرد و اين بزرگ‌ترين معيار قضاوت تاريخي درباره‌ي اوست.

اينكه معتقدم خاتمي از اين پس در حافظه‌ي تاريخي مردم ايران با نيك‌نامي خواهد ماند، همين است. امروز رييس‌جمهور بعد از هشت سال دورانش را به پايان مي‌برد، اما به سادگي مي‌توان گفت كه او حتي به رغم نظرهاي مخالفش با شايستگي‌هاي مورد انتظار ملت ايران مطابق بود و ويژگي‌هاي فكري، سياسي و اخلاقي برجسته در سطح ملي و بين‌المللي داشت؛ قولي است كه جملگي برآنند.

* خداحافظ رييس‌جمهور و سلام خاتمي

وي با اين خصوصيات به منظر اولي برمي‌گردد كه در ابتدا به آن اشاره كرده بود؛ يعني " خداحافظ رييس جمهور و سلام خاتمي" .

او مي‌گويد: آنچه ميان بسياري از جوانان و فرهيختگان كشور مطرح است رويكرد مهمي است. گويا خاتمي به جايگاه اصلي خود يعني جامعه‌ي مدني و جهان انديشه برمي‌گردد. مولانا تشبيه زيبايي در اين زمينه دارد و مي‌گويد كه گهواره براي كودك جايگاه خوبي است اما براي بزرگان مانند قفس است. براي اصحاب انديشه و فرهنگ نيز مسووليت‌هاي اجرايي و بودن در قدرت اگر چه لازم و مفيد است، اما گاه مانند همان گهواره براي بزرگان مي‌شود.

به‌هرحال بازگشت مجدد خاتمي به دنياي انديشه و به متن جامعه پس از تجربه‌ي هشت سال سياست‌ورزي و دويدن با مانع براي كشور مي‌تواند مبارك باشد.

* آيا گفتمان خاتمي برگشت‌ناپذير است؟

خانيكي در پاسخ اين سوال اظهار مي‌دارد: من هم اين نگراني را دارم كه گفتمان خاتمي و فرهنگ برآمده از آن، چنانكه بايد نهادينه نشود. نمي‌توان گفت كه هر روندي در مسير دموكراسي و توسعه بازگشت‌ناپذير است.

البته امروز تغيير و تحول گفتمان‌هاي جامعه تحت عنوان "فرهنگي شدن سياست" مطرح است، اين تحول هم در عرصه‌ي ملي و هم در عرصه‌ي بين‌المللي به وضوح ديده مي‌شود. شاخص مهم پيشرفت اين گفتمان هم اين است كه بعضا از سوي مخالفان نيز به عنوان شعار سياسي و يا فرهنگي مطرح مي‌شود، ولي اين كافي نيست. موفقيت جامعه‌ي ما وقتي است كه شعارهاي اصلاح‌گرايانه به باور عملي مخالفان و منتقدان آن تبديل شود نه به شعارهاي موسمي و مقطعي.

در بحث دموكراسي يكي از ساز و كارهاي موثر پيشرفت اين است كه نبايد انتظار داشت شعارها و برنامه‌هاي نو حتما توسط يك نفر يا حتي يك حزب و جريان سياسي خاص به پيش رود بلكه اگر بتواند توسط رقيب و مخالف خود اين شعارها را به پيش ببرد اين خود، پيروزي دموكراسي است.

در عين حال او با اعتقاد به اينكه برخي فرآيندهاي تحول در جامعه‌ها مانند آزادي، نقدپذيري و دموكراسي الزاما برگشت‌ناپذير نيستند، مي‌گويد: مطالعات تاريخي نشان مي‌دهد اگر نهادهاي لازم براي تحقق خواسته‌هاي جامعه به وجود نيامده باشد و شعارهاي آزادي‌خواهانه به باور همگاني تبديل نشوند، نگراني برگشت‌پذيري گفتمان‌ها بيشتر خواهد بود. وقتي تغيير نگرش‌ها به تغيير رفتارها و ساختارهاي اجتماعي، فرهنگي و سياسي رسيده باشد، اين نگراني به حداقل مي‌رسد.

خانيكي مي‌گويد: به رغم سير تاريخي طولاني، ما هنوز در مراحل اوليه‌ي از راه دشوار دموكراسي هستيم، هنوز نهادهاي مدني آسيب‌پذير هستند و قدرت سياسي و اقتصادي در جامعه هنوز عادلانه توزيع نشده است. شهروندان ضعيف‌تر از حكومت‌اند و نگرش‌هاي دموكراتيك و توسعه‌اي از منظر دين هنوز در برابر نگاه‌هاي متحجرانه و قيم‌مآبانه به دين مورد تهديد جدي است. به همين دليل است كه امروز بايد نگران غلبه ديدگاه‌هايي بود كه به آزادي، به مردم‌سالاري و به جمهوريت اعتقادي نداشته و ندارند، اما دارند به نام دين اين نظريات خود را تئوريزه مي‌كنند. امروز تبيين ديدگاه‌هايي مانند نگرش‌هاي امام كه موجب و محرك انقلاب بود و دفاع از انديشه‌هاي متفكران نوانديش مسلمان مثل مطهري، شريعتي، طالقاني و خاتمي كه از سازگاري بين معنويت و معيشت، دين و دموكراسي، توسعه و عدالت، حاكميت مردم و مسووليت فردي و ... سخن مي‌گفته و مي‌گويند ضرورتي است كه خطر تحجري را كه در راه است كمتر مي‌كند. به انديشه و روش خاتمي بايد با اين احساس خطر بيشتر اهميت داد و از آن دفاع كرد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم تیر 1384ساعت   توسط مدیریت خبر  | 

نماينده‌ مردم كرج در مجلس : دولت نمي‌تواند مجموعه‌اي از يك ائتلاف باشد

ایسنا :

نماينده‌ مردم كرج در مجلس شوراي اسلامي معتقد است: در دوره‌ي رياست جمهوري خاتمي تجربه شد كه دولت هميشه نمي‌تواند مجموعه‌اي از يك ائتلاف باشد و اجزاي دولت بايد همديگر را بپذيرند؛ زيرا در غير اين صورت مشكلات در حوزه‌هاي بخشي زياد مي‌شود. رشيد جلالي درخصوص ويژگي‌هاي دولت خاتمي در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) گفت: دولت خاتمي توانست مجموعه‌اي از فضاي بسته سياسي را باز كند و در خيلي مسايل با انديشه و تعقل وارد شود و زيربناهايي را براي كشور ايجاد كند. اما در عين حال در دولت خاتمي موارد زيادي فرصت‌سوزي به چشم مي‌خورد و هم‌چنين وعده‌هايي كه در هر دو دوره انتخابات داده شد و بخشي از آنها تحقق نيافت و نيز چالش‌هايي كه در اين 8 سال جامعه با آن روبه‌رو شد، چه در مسايل جوانان و چه درمسايل فرهنگي اجتماعي. جلالي يكي از مشكلات شاخص دوره‌ي خاتمي را عملي نبودن اراده‌ي خاتمي حتي در خود دولت ذكر كرد و گفت: اركان دولت هم علي‌رغم ظاهر همكاري، در واقع با ايشان همراه نبودند. وي خاطرنشان كرد: در دولت خاتمي هم‌چنين اين تجربه به دست آمد كه نمي‌توان با يك ايدئولوژي كليات انقلاب را بازبيني كرد بلكه با پذيرش قانون اساسي و گنجاندن خواست‌هاي مردم، دستگاه‌هاي اجرايي بايد به حل مسايل بپردازند. عضو كميسيون امنيت ملي مجلس گفت: در طول 8 سال گذشته كارهاي بسياري صورت گرفت و نمي‌توان از آنها گذشت؛ در زمينه‌هاي اقتصادي اگر پيشرفتي نداشته‌ايم ولي با توجه به چند سال خشكسالي دولت توانست اقتصاد را در يك شرايط ثابت حفظ كند و دچار بحران نشود. نماينده‌ي مردم كرج در پايان تصريح كرد: همان‌گونه كه برخي از ديدگاه‌هاي مثبت خاتمي هرگز از ياد نخواهد رفت، برخي از وجوه منفي دولت نيز در يادها مي‌ماند. خاتمي در رابطه با فضاي سياسي ارزش‌هايي ايجاد كرد، كه البته براي اين گفتمان‌ها و بحث‌هايي كه در اين دوره شد قيمت گزافي هم پرداخته شد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم تیر 1384ساعت   توسط مدیریت خبر  | 

ميزگرد دانشجويي تحليل انتخابات در ايسنا /‌٢

ایسنا : 

ميزگرد دانشجويي تحليل انتخابات در ايسنا /‌٢ عضوبسيج دانشجويي دانشگاه تهران : راست سنتي از گردونه تحولات حذف شد روشنفكران ايران مرجع تصميم‌گيري سياسي مردم نيستند

حسام‌الدين علامه، سپس با تاييد سخنان صفارهرندي درباره‌ي جايگاه احزاب و روشنفكران تاكيد كرد: معادلاتي كه در مرحله‌ي دوم شكل گرفت معادلات پيچيده‌اي نبود، بحث عدالت اجتماعي بود. وي افزود: عدالت اجتماعي بر دو محور مي‌چرخد؛ يكي رفع فقر و توزيع ثروت و عدالت در توزيع و توليد و ديگري مبارزه با فساد و تبعيض. اين‌گونه نيست كه مردم فقط خواهان عدالت در توزيع باشند و بگويند اين ثروت‌ها را در جامعه پخش كنيم و اگر يكي بگويد من اين‌قدر مي‌دهم يا نفر بعدي بگويد بيشتر مي‌دهم، براي مردم كافي باشد. آن‌چه كه مطمئنا مردم ما با فهم بالايي كه دارند متوجه شدند اين است كه بايد مقدم بر عدالت توزيع، عدالت در توليد هم وجود داشته باشد. همچنين مبارزه با فساد و تبعيض هم وجود داشته باشد. هاشمي بيشتر بر رفع فقر و مباحث تامين اجتماعي و عدالت اجتماعي كار كرد. در حالي كه مردم بيشتر با توجه به شايعاتي كه متاسفانه بعضا بيش از حد بزرگ شده بود همزمان خواهان مبارزه با فساد و تبعيض هم بودند. دبير انجمن اسلامي دانشگاه تهران اظهار داشت: هاشمي به يك نوع خاص از توسعه‌ي سياسي و آزادي جامه‌ي عمل پوشاند و آن اين بود كه با سياست خصوصي‌سازي و سياست تعديل، اختلاف طبقاتي ايجاد كرد. وقتي اختلاف طبقاتي ايجاد مي‌شود درصد بسيار كمي از مردم كه طبقه‌ي مرفه بودند در هرم مازاد نيازهايشان يكي دو طبقه ارتقا پيدا كردند. دسترسي به ماهواره پيدا مي‌كنند و خواهان روزنامه مي‌شوند و وارد بحث‌هاي روشنفكري مبتني بر شكم‌سيري مي‌شوند، هم آزادي‌هاي جديد اجتماعي مي‌خواهند و فضاي باز پارتي و ... طلب مي‌كنند و منبع فكري و خبري‌شان هم ماهواره و سلطنت‌طلب و ليبرال دموكراتي كه در غرب نشسته و بدون توجه به فضاي بومي كشور يك سري توقعاتي را به توده‌ي مردمي تحميل مي‌كند كه اصلا آن توقعات، توقعات نه تنها فعلي آنها نيست حتي من اعتقاد دارم توقعات آينده آنها هم نخواهد بود(صفارهرندي تاكيد مي‌كند). علامه ادامه داد: سياست تعديل و خصوصي‌سازي و فضاي رانت‌خواري كه در كشور به وجود آمده بود عامل مهمي در تاثيرگذاري تخريب‌هايي كه برعليه هاشمي مي‌شد بود. واقعيت اين است كه هاشمي در اين انتخابات نماد حاكميت بود و اتفاقا مردم به حاكميت اعتراض داشتند. اگر ما اين را درك نكنيم و براي آن چاره‌اي نينديشيم و نماي خوبي از خواسته‌هاي مردم در دولت آينده برآورده نكنيم برايمان مشكل‌ساز خواهد شد. علامه گفت: علت سرخوردگي نخبگان و روشنفكران، بيشتر بودن سقف مطالبات آنها نسبت به ظرفيت‌هاي جامعه و جمهوري اسلامي است. نخبگان وقتي ديدند كه مطالبات در درون روند فعلي برآورده نمي‌شود دچار سرخوردگي شدند و راي ندادند. سپس سيادتي ضمن ابراز خوشحالي از آن‌چه كه نزديك شدن گفتمان تشكل‌ها خواند، گفت: در دوره‌ي قبل از انتخابات در ميزگرد ديگري وقتي ما و دوستان حرف مي‌زديم اصلا حرف همديگر را نمي‌فهميديم، يعني يك افتراق خيلي شديدي وجود داشت. الان خيلي خوشحالم كه حرف‌ها مثل هم شده. عدالت اجتماعي، مردم، خط امام(ره) و ... براي من خيلي جالب است. ديگر بحث‌هاي آزادي بيان و سياسي نيست، گويا كه اين نيازها اقناع و ارضا شده و نيازهاي ديگري آمده است. سيادتي گفت: دوستان دوم خردادي ما امانت‌داران مناسبي براي واژه‌ي اصلاحات نبودند. اين‌كه بنده ابا دارم بگويم اصلاحات شكست خورد به همين نكته برمي‌گردد كه دوم خرداد بازخوردي از يك نياز جامعه بود و آن نياز جامعه به طور كاذب القا نشده بود. من اعتقاد دارم كه دوستاني كه در دوم خرداد و 18 خرداد راي آوردند با اين پشتوانه رايشان مي‌توانستند اصلاحات واقعي را انجام دهند. سيادتي ضمن انتقاد از آن‌چه كه «شخصي كردن خطبه‌هاي نماز جمعه» مي‌داند، گفت: كسي كه مي‌آيد در خطبه‌ي نماز جمعه، بايد به نيازهاي جامعه و مسايلي كه در جامعه مطرح است آگاه باشد، نه اين‌كه در خطبه‌هايشان از خودش شخصا دفاع كند و قلم عفو بر گناهان ديگران بكشد. سيادتي در پاسخ به سخنان علامه در مورد تخريب هاشمي در انتخابات گفت: تخريبي كه مي‌فرمايند از يك كانديداي خاص وجود داشت ريشه‌اش را بايد در حول و حوش دوم خرداد جست و جو كرد، دوستاني كه از اين تخريب سود مي‌برند و نتيجه‌ي كارشان در انتخابات مجلس كاملا مشخص بود؛ در اين انتخابات تخريب دوطرفه بود. وي افزود: از اين 5 ميليون CD و غيره كه مطرح شد يك نمونه هم به دست من نرسيد. اگر دوستان دارند بياورند ما هم ببينيم بلكه ذهنمان از يك بخش نظام خراب شود!!! صفارهرندي هم گفت: SMS هاي راجع به احمدي‌نژاد براي ما رسيد. سيادتي ادامه داد: شايعاتي هم مطرح شد كه البته دوطرفه بود اما اين سمت‌اش بيشتر مي‌چربيد. بيشترين تخريب‌ها عليه احمدي‌نژاد بود. همه مي‌گفتند كه احمدي‌نژاد پاپتي پابرهنه كه راي نمي‌آورد و خيلي جالب بود كه خداوند دل‌ها را به سمت كانديداي اصلح هدايت كرد، كانديدايي كه هدف او تسخير چشم‌ها نبود، تسخير قلب‌ها بود. در اين انتخابات به واسطه‌ي تبليغات ساده روي كاغذ A4، مقوا و تبليغاتي كه برآمده از خود هويت ملي ما بود تمام هجمه‌هاي تبليغاتي شكست خورد. دبير جامعه‌ي اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران گفت: درست است كه ما با خانم شيرين عبادي مشكل داريم اما گاه حرف حق از بعضي افراد صادر مي‌شود. ايشان گفتند احمدي‌نژاد براي اين راي آورد كه از ابتدا تا انتها يك حرف مي‌زد. سيادتي با بيان اين‌كه «به اعتقاد آقايان ما منافع دايمي داريم، نه دشمنان دايمي» گفت: كساني كه تا چند سال پيش همديگر را تخريب مي‌كردند يك دفعه آمدند پشت يك نفر جمع شدند و منافعشان به گونه‌اي در خطر افتاد كه حاضر شدند از چهره‌اي كه مدت‌ها به او بد و بيراه مي‌گفتند حمايت كنند. وي افزود: مردم هنوز اعتقاد دارند كه سيستم و نظام جوابگوي نياهايشان هست و تنها با انتخاب يك فرد اصلح مي‌توانند نيازهايشان را برآورده كنند. يعني اصلاح ساختار نظام بايد توسط يك نيروي خودي انجام شود كه لزوما از عناصر سابقه‌دار انقلاب نيست. سيادتي گفت: بسياري از مسوولاني كه امروز بر اريكه‌ي قدرت هستند اعتقادي به اين ندارند كه انقلاب اسلامي تقابلي با دنياي غرب است؛ تقابل حاكميت ارزش‌هاي معنوي و اسلامي با اباهه‌گري و هواي نفس‌خواهي. مهدي درويش در ادامه‌ي ميزگرد ايسنا، با اشاره به سخنان صفارهرندي درباره‌ي ريشه‌دار نبودن احزاب در ايران گفت: اتفاقا اين انتخابات نشان داد كه احزاب واقعا در جامعه ريشه‌دارند، به‌خصوص احزابي كه در طول 8-7 سال اخير به وجود آمده‌اند چه در جناح چپ و چه در جناح راست. اينها نماينده‌ي يك قشر جامعه‌اند هرچند اين قشر محدود باشد. كارگزاران سازندگي يكي از بارزترين اين نمونه‌هاست، جداي جبهه‌ي مشاركت كه اتفاقا خيلي جدي‌تر ريشه در طبقات اجتماعي دارد. در شهرهاي بزرگ عده‌ي زيادي به كارگزاران اعتقاد دارند هرچند مشخصات خاصي داشته باشند، ولي يك قشر و طبقه‌ي اجتماعي هستند. ما نمي‌توانيم آنها را ناديده بگيريم. نمي‌توانيم بگوييم فلان حزب دست‌ساز است و فلان حزب دولت‌ساز، بالاخره اين احزاب وجود دارند و قشري را نمايندگي مي‌كنند. اين عضو طيف شيراز دفتر تحكيم وحدت با اشاره به دستاوردهاي اصلاحات گفت: اين‌كه امروز خواسته‌ي اول، آزادي بيان و فضاي باز سياسي نيست به اين دليل است كه امروز اينها بديهي شده‌اند، ما در سال 76 شاهد چنين فضايي نبوديم. در سال 76 حتي در يك خبرگزاري دولتي كسي نمي‌توانست بنشيند و عليه هاشمي تندترين حرف‌ها را بزند. اين فضا دستاورد حداقلي خاتمي و دولت اصلاحات است. وي گفت: خاتمي در دوم خرداد يك چهره‌ي جديد بود و در تقابل با نماينده‌ي وضعيت فعلي حكومت ديده شد، براي همين راي آورد و اين‌كه احمدي‌نژاد گفت سوم تير در ادامه‌ي پديده‌ي دوم خرداد بود واقعيتي است. درويش گفت: ما نبايد در حمايت از كسي كه دوست داريم همه چيز را تخريب كنيم و دولت اسلامي را فقط به 2-3 ماه رياست جمهوري و امثال نخست‌وزيري شهيد رجايي محدود كنيم. به نظر من اين جفاي بسيار بزرگي به امام(ره) و رهبر معظم انقلاب است. وي افزود: امام(ره) و رهبري بارها از هاشمي تقدير كرده‌اند، اين يك واقعيتي است، اگر بگوييم آن دولت هم اسلامي نبود و الان آغاز دولت اسلامي است، پس به اين شكل بعد از 8 سال فرد ديگري مي‌آيد و مي‌گويد الان هم آغاز يك دولت اسلامي است! به اين شكل به اين نتيجه مي‌رسند كه دولت كه هيچ، رهبري هم اسلامي نبوده و بايد عوض شود.

ادامه دارد...

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم تیر 1384ساعت   توسط مدیریت خبر  | 

ميزگرد دانشجويي تحليل انتخابات در ايسنا

ایسنا : 

ميزگرد دانشجويي تحليل انتخابات در ايسنا /‌١ دبير انجمن اسلامي دانشگاه تهران : ـ احتمال تقابل اصولگرايان با خط امام ـ بزرگ‌ترين خطر براي دولت آتي تباني سياسي است

ميزگرد دانشجويي بررسي انتخابات رياست جمهوري نهم با حضور نمايندگان چند تشكل دانشجويي در محل خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) برگزار شد. در اين ميزگرد، «سجاد صفارهرندي» عضو بسيج دانشجويي دانشگاه تهران، «حسام الدين علامه» دبير انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشكي، «علي سيادتي» دبير جامعه‌ي اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و «مهدي درويش» عضو طيف شيراز دفتر تحكيم وحدت حضور داشتند. «سجاد صفارهرندي»، در ابتداي ميزگرد، انتخابات نهمين دوره‌ي رياست جمهوري را مبدأ تحولات جديدي دانست و گفت: بر اساس تقسيم‌بندي‌هاي كلاسيك چهار جناح در درون جمهوري اسلامي داشتيم. جناح راست سنتي، راست مدرن، چپ سنتي و چپ مدرن. اما از 4 سال پيش جناح جديدي را در عرصه‌ي سياسي كشور شاهد بوديم كه آن را اصولگرا مي‌ناميم كه به نوعي نسبت‌هايي با جناح راست سنتي دارد. صفارهرندي افزود: سمت و سوي تحولات فضاي قبل از انتخابات بدين گونه بود كه هركدام از اين جناح‌ها نماينده‌ي خودشان را داشتند. به طور مشخص‌تر جناح راست مدرن با نامزدي هاشمي رفسنجاني، جناح چپ مدرن با نامزدي دكتر معين، چپ سنتي با نامزدي كروبي و اصولگرايان و راست سنتي با اتحاد مشترك 3 يا 4 نامزد در صحنه حاضر شدند. به گزارش خبرنگار ايسنا، وي افزود: روند تحولات به سمتي پيش رفت كه جناح راست سنتي عملا از گردونه‌ي تحولات حذف و در حاشيه قرار گرفت. جناح چپ سنتي علي‌رغم راي خوبي كه كروبي كسب كرد تا حدود زيادي در مرحله‌ي دوم نشان داد كه اين راي ايدئولوژيك و فرهنگي جناح چپ سنتي نبود. هرندي با بيان اين‌كه «در آينده جناح چپ سنتي به تقدير جناح راست سنتي نزديك خواهد شد»، گفت: آينده‌ي سياسي كشور بر محور تقابل جناح اصولگرا و راست مدرن يا پيمان كارگزاران سازندگي و چپ مدرن، يعني مجموعه‌اي از مجاهدين انقلاب اسلامي و جبهه‌ي مشاركت خواهد بود. اين فعال دانشجويي افزود: در مرحله‌ي دوم انتخابات اخير، شاهد اتحاد كامل بخش‌هاي مدرنيست كشور بوديم. يعني راست مدرن و چپ مدرن عملا بر روي هاشمي اتفاق كردند، اما تا حدودي از اين به بعد تمايزات راست مدرن و چپ مدرن كه در يك هفته‌ي قبل از انتخابات سوم تير فراموش شده بود به نوعي باز توليد خواهد شد. «حسام‌الدين علامه» دبير انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشكي تهران گفت: گرچه نمي‌خواهم بحث را دوطرفه كنم و وارد تقابل با ايده‌هاي شخصي شوم، اما آقاي صفارهرندي پيام 27 خرداد و سوم تير را درك نكرده‌اند. پيام 27 خرداد و سوم تير اين بود كه اتفاقا احزاب و گروه‌ها نيستند كه در كشور ما حرف اول و آخر را مي‌زنند و توده‌هاي مردم در كشور ما به دلايل زيادي مبناي حركتشان و آينده‌ي سياسي‌شان را از گروه‌ها و احزاب نمي‌گيرند. صفارهرندي پاسخ داد: من پاسخ پرسش مطرح شده درباره‌ي آرايش نيروهاي سياسي را گفتم. من با شما در اين ايده موافقم. علامه سپس با بيان اين‌كه «آن‌چه در كشور ما اتفاق مي‌افتد پديده‌هاي ساده‌ي جامعه‌شناسي است» گفت: متاسفانه در كشور ما بعد از پايان دوران دفاع مقدس و سياست اقتصادي خاصي كه در اين دوران هم بر مبناي فكري خاص و هم به خاطر شرايط خاص دوران جنگ شكل گرفته بود، نگاه به محرومان و مستضعفان فراموش شد. از نظر روانشناسي نيازهاي مردم وقتي در هرم «مازلو»(هرم روان شناسي اولويت نيازها) تعريف مي‌شود در كف نيازها، نيازهاي اقتصادي و معيشتي است. آن‌چه كه در 27 خرداد و سوم تير اتفاق افتاد پاسخ توده‌ي مردم براي برآورده كردن اين اولين نياز بود. وي گفت: وقتي آراي مختلف را بررسي مي‌كنيم اين واقعيت احساس مي‌شود كه محرومان و مستضعفان همان‌هايي كه به نوعي در دوم خرداد بخشي از آراي خاتمي را شكل دادند متوجه شدند كه بعضا شعار خر برفت و خربرفت و خربرفت را تكرار مي‌كنند و توسعه‌ي سياسي‌اي كه بعضي از احزاب حاكم كرده‌اند توسعه‌ي سياسي‌اي بود مبتني بر خصوصي‌سازي، برآمده از قشر مرفه جامعه و خط‌دهي شده بعضا از خارج‌نشينان كه كوچك‌ترين سنخيتي با تفكر و آرمان‌هاي مردم ايران ندارند. مردم ايران خيلي وارد فضاي راست سنتي، چپ سنتي، راست مدرن، چپ مدرن و حتي بي‌تعارف بگويم فضاي اصولگرايان، اصلاح‌طلبان و امثالهم نيستند. علامه گفت: من برخلاف صفارهرندي كه تقابل جدي را ميان اصولگرايان و نيروهاي راست مدرن و چپ مدرن مي‌داند اعتقاد دارم در 4 سال آينده تقابل جدي بين اصولگرايان و نيروهاي خط امام(ره) به وجود خواهد آمد و نيروهاي خط امام هستند كه با هدف قرار دادن تمام آرمان‌هاي حضرت امام كه در كنار عدالت و ارزش‌هاي اصيل و واقعي ديني نه فقط قشري‌گرايي و سطحي‌نگري نگاهشان به آزادي و توسعه است، در حقيقيت خط‌دهنده‌ي جريان‌هاي فكري و انتخاباتي و مردم در 4 سال آينده خواهند بود. «سيد علي سيادتي» دبير جامعه‌ي اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران نيز در ادامه‌ي ميزگرد ايسنا با تاييد سخنان صفارهرندي، با بيان اين كه «خروج كروبي نشانه‌اي از حذف چپ سنتي است» و گفت: بعد از انتخابات تقسيم‌بندي ديگري ايجاد مي‌شود و آن مردمي بودن و مكتبي بودن است. اين تقسيم‌بندي باعث تفكيك در درون خود اصولگرايان خواهد شد و گفتمان جديدي (البته اين گفتمان در زمان شهيد رجايي بوده و بعدها بنا به دلايلي به فراموشي رفته است) را با جرياني كه احمدي‌نژاد سردمدار آن هستند زنده مي‌كند. وي در پاسخ به علامه گفت: انتخابات تنها يك پيام نداشت كه بگوييم شما درك نكرديد، ما درك كرديم. اول براي شناخت پيام‌هاي انتخاب مردم نياز به زمان است. دوم اين‌كه نبايد يكجانبه نسبت به آن نگاه كرد و سوم نبايد تفسير به راي كرد، آن‌چه كه هست را بايد بيان كرد. سيادتي گفت: مشكل معيشتي مردم كاملا مشهود بود. يكي از ويژگي‌هاي اصلي انتخاب رييس‌جمهور براي مردم بحث اقتصادي بود. گرچه بعضي از كانديداها مبالغي را در انتخابات پيشنهاد كردند و به قولي انتخابات رياست جمهوري را به مزايده گذاشتند اما كسي راي آورد كه سخني به طور رسمي از مبلغ نياورد. وي دوران آينده را تقابل جدي بين نيروهاي وفادار به ارزش‌هاي انقلاب اسلامي و كساني كه به قول وي آمال و آرزوهايشان غرب است دانست و گفت: در آينده تقابلي ميان كساني كه الگوهاي پيشرفت و توسعه را در پياده شدن ديدگاه‌هاي غربي مي‌دانند و عده‌اي كه مي‌گويند آن‌چه خود داشت ز بيگانه تمنا مي‌كرد، مي‌بينيم. به گزارش ايسنا، در اين ميزگرد «مهدي درويش» عضو طيف شيراز دفتر تحكيم وحدت نيز گفت: ما براي اولين بار در تاريخ انقلاب به صورت كاملا مشخص و تفكيك شده حضور نيروهاي مختلف سياسي را در عرصه‌ي انتخابات داشتيم كه يك پديده‌ي كاملا مبارك و زيبا بود، فارغ از نتيجه‌اي كه داشت. درويش گفت: گروه‌هاي سياسي از 27 خرداد تا سوم تير طي يك هفته به دو جبهه‌ي كاملا متمايز تقسيم شدند. اما با توجه به صحبت‌هاي دوستان به اين نكته اشاره مي‌كنم كه با توجه به تجارب 16 سال گذشته اولين تقابلي كه خواهد افتاد بين خود نيروهاي اصولگرا به صورت عام و به صورت خاص بين نيروهاي آبادگران و راست سنتي اعم از جامعه‌ي اسلامي مهندسين، جامعه‌ي روحانيت مبارز و ... اتفاق خواهد افتاد و سپس بين نيروهاي اصولگرا در يك جبهه و نيروهاي خط امام(ره) و راست مدرن، چپ مدرن در جبهه‌ي ديگر. سپس صفارهرندي ضمن تاييد اين كه «نمي‌توان معادلات انتخابات ما را با معادلات تغيير و تحولات جناح‌هاي سياسي و احزاب فهميد» گفت: واقعا يكي از درس‌هاي مهم انتخابات اخير هم همين بود. در اين انتخابات فقط اجماعي از احزاب چپ و راست مدرن را شاهد نبوديم، بلكه اجماعي از يك سري نخبگان، دانشگاهيان و روشنفكران در مقابل جناح اصولگرا را هم ديديم. هرندي در بيان علل شكست اين اجماع گفت: اگر انتخابات ايران را در زمينه‌اي قرار دهيم كه در يك هفته‌ي آخر هم دوستان روي آن تاكيد مي‌كردند، يعني انتخابات فرانسه به اين موضوع پي مي‌بريم. در انتخابات فرانسه شيراك 21 درصد راي آورد و ژان ماري لوپن راست‌گراي افراطي 16.5 درصد و سوسياليست‌هاي فرانسه 15 درصد و عملا در دور دوم رقابت بين لوپن و شيراك بود. همه‌ي احزاب و گروه زيادي از روشنفكران و هنرمندان روي شيراك اتفاق كردند و به نوعي يك اجماع ملي را شكل دادند كه از خطر لوپن جلوگيري كنند. ما در يك هفته بين انتخابات اين‌كه اين نسخه اين‌جا هم بايد اجرا شود را در روزنامه‌هاي اصلاح‌طلب مي‌ديديم و تا حدي هم مي‌شود گفت كه اجرا شد و خوب هم پيش رفت و تعداد قابل توجهي با اين پروژه همراهي كردند. صفارهرندي افزود: يكي از جواب‌هايي كه مي‌توان در پاسخ به علت شكست اين اجماع در ايران داد اين است كه تفاوتي بين جامعه‌ي ما و جامعه‌ي فرانسه هم در زمينه‌ي احزاب و هم در زمينه‌ي روشنفكران وجود دارد. در فرانسه احزاب و روشنفكران يك بخش حقيقي برآمده از درون ويژگي‌هاي بومي و تاريخ تحولات اين كشورند. (علامه با تكان دادن سر تاييد مي‌كند) هركدام از اين احزاب طي يك تحولات مشخص اجتماعي زيربنايي به وجود آمده‌اند و نيازي آنها را به وجود آورده است. هر حزب منافع يك عده‌اي را نمايندگي مي‌كند و از يك پايگاه اجتماعي تغذيه مي‌شود. مفهوم روشنفكر نيز در غرب تابع تحولات عميق معرفتي و اجتماعي و فكري‌اي است كه طي چندين قرن به وجود آمده است. وي افزود: احزاب ما بي‌تاريخند و در اغلب موارد برآمده از تحولات اجتماعي نيستند. ما احزاب دولت ساخته داريم. احزابي كه به طور مشخص يك طبقه‌ي اجتماعي را نمايندگي نمي‌كند. در واقع كلوپ‌هاي سياسي هستند كه سياستمداران ما آن‌جا دور هم جمع مي‌شوند و با هم تصميماتي مي‌گيرند. عمده‌ي رونق كارشان هم شب انتخابات است براي اين‌كه ليستي تهيه كنند و يا شب راهپيمايي 22 بهمن براي اين‌كه بيانيه‌اي بدهند و مردم را به شركت در راهپيمايي دعوت كنند. در ايران نمي‌شود گفت وزن هر حزب چه‌قدر است. صفارهرندي با بيان اين‌كه «ما در ايران مرجعيت روشنفكران را آن‌چنان كه در جامعه‌ي مدرن غربي داريم نمي‌بينيم» گفت: ولو اين‌كه تك تك روشنفكران براي مردم محترم و عزيز باشند اما مرجع تصميم‌گيري سياسي نيستند. با حرفي كه مي‌زنند اين احساس در مردم شكل نمي‌گيرد كه نخبگان كشور احساس خطر كردند. وي ادامه داد: در مرحله‌ي دوم انتخابات، از طرف آقايان مطلوب بود كه مردم احساس كنند همه‌ي دانايان و فرزانگان و نخبگان كشور از يك چيزي احساس خطر كردند، پس بايد حتما از آن جلوگيري شود اما چون آن مرجعيت شكل نگرفته، مردم احساس كردند گويي كسي مي‌خواهد بيايد كه معادلات فعلي قدرت را به هم بزند و همه‌ي اصحاب موجود جمع شده‌اند تا نگذارند او بالا بيايد. بنابراين اين ائتلاف ملي بدون زمينه‌اي كه به لحاظ اجتماعي بايد داشته باشد به گونه‌اي اثر معكوس داشت. البته اين يكي از پاسخ‌هايي است كه مي‌توان براي تحليل شكست اجماع روشنفكران داد. به گزارش ايسنا، صفارهرندي گفت: كماكان مرجع اصلي تصميمات سياسي اجتماعي مردم ما روابط رو در رو و چهره به چهره‌شان در محيط‌هاي كوتاه دامنه و نزديك است و لذا در همان حال كه نخبگان و رسانه‌ها عموما از لزوم ائتلاف ملي براي يك كانديدا صحبت مي‌كردند، در محاورات روزمره در كوچه و خيابان، قهوه‌خانه، اتوبوس و مسجد نامي كه بين مردم رد و بدل مي‌شد نام ديگري بود. ادامه دارد...

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم تیر 1384ساعت   توسط مدیریت خبر  | 

عضو جامعه‌ي روحانيت مبارز : تاكنون حدود900نفر براي كابينه‌ي آتي‌ پيشنهاد شده‌اند

ایسنا :

عضو جامعه‌ي روحانيت مبارز : تاكنون حدود900نفر براي كابينه‌ي آتي‌ پيشنهاد شده‌اند دليلي نمي‌شود كه اگر كسي دردولت‌هاي قبل مسووليت داشته بااين كابينه همگرا نباشد

حجت‌الاسلام و المسلمين ابراهيمي گفت: تركيب كابينه قابل پيش‌بيني نيست چون تعداد وزراي پيشنهادي زياد است. عضو جامعه‌ي روحانيت مبارز، در گفت‌وگو با خبرنگار سياسي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، در پيش‌بيني خود از تركيب كابينه‌ي دولت آينده، اظهار داشت: اين امر قابل پيش‌بيني نيست چون تعداد پيشنهاد دهندگان و پيشنهاد شوندگان زياد است. گفته مي‌شود تاكنون حدود 900 نفر براي كابينه پيشنهاد شده‌اند، بنابراين در اين اوضاع نمي‌توان تركيب كابينه‌ي آينده را تشخيص داد؛ اما آنچه مسلم است كابينه‌ي آقاي احمدي‌نژاد طبق شعارهاي ايشان تشكيل خواهد شد. وي در مورد بهترين تركيب كابينه‌ي آينده، گفت: بهترين كابينه، كابينه‌اي است كه بتواند به شعارهاي رييس جمهور منتخب وعده‌ي عمل بپوشاند، يعني كابينه بايد در راستاي شعارهاي آقاي احمدي‌نژاد كه برپايي عدالت و رفع فساد و تبعيض است، باشد. مردم به اين شعارها و روش و منش شخص رييس‌جمهور منتخب راي دادند لذا كابينه بايد در راستاي شعارهاي ايشان و آرمان‌هاي وعده داده شده به مردم تشكيل شود. ابراهيمي شعارهاي دكتر احمدي‌نژاد را بر دو قسم دانست و افزود: يك بخش مربوط به عدالت، فساد و تبعيض است و بخش ديگر به تقويت ارزش‌هاي ديني مربوط مي‌شود. در كابينه بايد هم ارزش‌هاي ديني مطرح باشد و هم، عدالت اجتماعي و رفع فساد به ويژه فساد اداري. مسوول رسيدگي به امور مساجد درباره‌ي استفاده از مديران دولت‌هاي قبل در دولت آينده، خاطرنشان كرد: نبايد تجربيات گذشته را كنار بگذاريم و بايد تجربيات دولت‌هاي قبل به دولت آينده منتقل شود. دليلي وجود ندارد كه اگر كسي در دولت‌هاي قبل مسووليت داشته با اين كابينه همگرا نباشد. عضو جامعه‌ي روحانيت مبارز، وزارتخانه‌هاي كشور، اطلاعات و امور خارجه را جزء وزارتخانه‌هاي حساس برشمرد و تصريح كرد: بايد افرادي كه اين وزارتخانه‌ها را اداره مي‌كنند علاوه بر تجربه، نوآوري نيز داشته باشند و قبلا مديريت آن‌ها به اثبات رسيده باشد. امسال، سال مشاركت عمومي و همبستگي ملي است و در وزارت كشور بايد افرادي باشند كه به اين شعار جامه‌ي عمل بپوشانند و مردم را با دولت و دولت را با مردم پيوند زنند. وي عملكرد وزارت اطلاعات و خارجه در دولت خاتمي را مثبت دانست و بر ارتقاي جايگاه اين دو وزارتخانه تاكيد كرد. ابراهيمي در خصوص نظارت بر دولت آينده بحث دولت سايه، اظهار داشت: بايد دولت بر مردم و مردم بر دولت ناظر باشند. طبق سخن حضرت علي(ع) همه‌ي ما بايد بر يكديگر نظارت كنيم و نقد منصفانه داشته باشيم تا كشور دچار ركود و انحراف نشود. احزاب و تشكل‌هاي مختلف هم مي‌توانند نظارت كنند. وي در پايان گفت: شعار احمدي‌نژاد كشاندن دولت بين مردم بود تا مردم تذكر و پيشنهاد دهند. اگر اين شعار تحقق يابد دولتي كارآمد و پويا شاهد خواهيم بود.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم تیر 1384ساعت   توسط مدیریت خبر  | 

يوسف‌پور : دولت در سايه نداريم طيفهاي مختلف اصولگرا در كابينه آتي حضور دارند

ایسنا :

يوسف‌پور : دولت در سايه نداريم طيفهاي مختلف اصولگرا در كابينه آتي حضور دارند درمديريت و ساختار وزارتخانه‌هاي اطلاعات ، كشور و امورخارجه بايد تغييراتي صورت گيرد

مدير مسوول روزنامه‌ سياست روز گفت: «اگر مجلس در تاييد وزرا دقت لازم را داشته باشد، كمك بزرگي به رييس‌ جمهور آينده خواهد بود و مجلس بايد وظيفه نظارتي خود را به درستي انجام دهد.» علي يوسف‌پور در گفت‌وگو با خبرنگار سياسي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، درباره بهترين نوع تركيب كابينه‌ دولت آتي با بيان اين مطلب افزود: «با توجه به شعارهاي آقاي احمدي‌نژاد در مورد عدالت، تحول و ساده‌زيستي مديران و كارآمدي دولت، افراد كابينه بايد كساني باشند كه بتوانند اين ماموريت‌ها را انجام دهند.» وي افزود: «اعضاي كابينه بايد داراي قدرت تحول و تغيير در حوزه‌ كاري خود و انضباط مالي باشند، همچنين در مسووليت‌هاي قبلي كارآمدي خود را نشان داده باشند.» يوسف‌پور در خصوص تركيب كابينه احمدي‌نژاد گفت: «به نظر مي‌رسد ايشان با توجه به آنكه به جناح و گروه خاصي وابسته نيست و شعار اصلي‌اش اصولگرايي است، طبيعتا افرادي را انتخاب خواهد كرد كه هم معتقد به گفتمان اصولگرايي و عدالت‌خواهي باشند و هم در زندگي خود ساده‌زيستي و انضباط مالي را رعايت كنند.» مدير مسوول سياست روز با بيان اينكه از طيف‌هاي مختلف جريان اصولگرا و حتي كساني كه در دولت‌هاي قبلي توانسته بودند با اين شرايط مديريت كنند در كابينه استفاده خواهد شد،تصريح كرد: «در هر كار جمعي بايد هماهنگي وجود داشته باشد. در بحث همگرايي دولت نيز اين مساله لازم است. در دولتهاي گذشته معمولا بسياري از وزارتخانه‌ها جزاير مستقل از هم بودند و اين مساله باعث اتلاف نيرو و هزينه مي‌شد. لذا همگرايي و هماهنگي بين اعضاي كابينه لازم است اما اين مساله مي‌تواند در چارچوب برنامه و رفتار مديريتي و شيوه‌هاي رييس‌ جمهور باشد.» يوسف‌پور در خصوص كابينه 70 ميليوني با بيان اينكه احمدي‌نژاد در اين مورد توضيح كاملي ارائه كرده است، افزود: «منظور از كابينه 70 ميليوني اين است كه مردم در همه صحنه‌ها حضور داشته باشند و ناظر بر تمام كارهاي دولت باشند. در عمل نمي‌توان 70 ميليون را در كابينه جاي داد و در اين راستا نيروهايي كه انتخاب مي‌شوند بايد دلسوز و خدمتگزار مردم باشند و مردم بايد نسبت به دولت احساس علاقه و وابستگي داشته باشند و دولت را از خود بدانند.» وي در مورد تغيير رويه وزارتخانه‌هاي اطلاعات، كشور و امور خارجه به خبرنگار ايسنا گفت: «قاعدتا در سياست‌هاي كلان تغييري ايجاد نمي‌شود، چراكه رهبري اين سياست‌ها را تعيين مي‌كند؛ اما در سيستم مديريت و ساختار اين وزارتخانه‌ها بايد تغييراتي صورت گيرد.» دبيركل انجمن روزنامه‌نگاران مسلمان در بخش ديگري از اين گفت‌وگو تاكيد كرد: «مجلس بايد به وظيفه‌ خود عمل كند و وزرا را تاييد كند. ممكن است كه دولت و مجلس با هم در مسائل كلي همگرا باشند اما مجلس نيز بايد وظايف قانوني خود را انجام دهد و به وزيري راي دهد كه مورد اعتماد باشد.» يوسف‌پور در مورد محقق شدن دولت سايه در ايران گفت: «تاكنون اين مساله اتفاق نيفتاده است. با توجه به آنكه در ايران احزاب سراسري و فراگير نداريم و چون احزاب در كشورهاي ديگر دولت سايه را تشكيل مي‌دهند، لذا تاكنون بطور رسمي اين كار در ايران انجام نشده است. جناحهاي سياسي ما تا كنون اين‌گونه بوده‌اند كه وقتي در انتخاباتي برنده مي‌شوند سعي مي‌كنند از نيروهايي در دولت استفاده كنند كه چارچوب آن تفكر را پذيرفته باشند.»

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم تیر 1384ساعت   توسط مدیریت خبر  | 

امير محبيان : تغييرات چشمگير در وزارت خارجه بعيد است

ایسنا : 

امير محبيان : تغييرات چشمگير در وزارت خارجه بعيد است تشكيل كابينه‌ ناهمگرا از كارآمدي دولت خواهد كاست دولت سايه براي پرورش نيروهاي شايسته و آگاه ضرورت دارد

عضو شوراي سردبيري روزنامه‌ي رسالت، گفت: احمدي‌نژاد در تلاش است كه دولت را از مرحله‌ي تئوري‌پردازي به فاز عمل و كار اجرايي وارد نمايد. امير محبيان در گفت‌وگو با خبرنگار سياسي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، افزود: با در نظر گرفتن دو ويژگي نوگرايي در نيروي انساني و اصالت "مجري" بودن دولت، گمان دارم رييس‌جمهور منتخب در پي نيروهايي با چهره جديد است كه بتوانند طبق اصل اصالت "كار" برنامه‌ها را از روي كاغذها خارج كرده و به پروژه‌هاي جدي و علمي تبديل نمايند. وي گفت: همگرايي براي مديريت را يك اصل مهم دانست و افزود: اين اصل به ويژه براي احمدي‌نژاد اهميت ويژه‌اي مي‌يابد زيرا اگر كابينه‌اي ناهمگرا با رييس‌جمهور تشكيل شود بخش اعظم وقت وي صرف توجيه نيروهاي ناهمسو شده و عملا از كارآمدي دولت كاسته خواهد شد. وي با بيان اين كه مجلس وظيفه‌اي خاص دارد و نبايد به هيچ قيمتي از جايگاه قانونگذاري و نظارتي خود نزول كند ادامه داد: لذا طبيعي است كه در تعيين كابينه و نظارت بر حسن وظيفه انجام كار دولت سخت‌گيري نمايد، از سوي ديگر، در مواجهه با نيروهاي فعلي اجرايي در بدنه‌ي دولت، ضمن عمل بر اساس قاعده شايسته‌سالاري، نبايد به گونه‌اي عمل شود كه پيكره‌ي مديريتي كشور صدمه خورده و تغييرات سياسي عملا اين پيكره را از كار بياندازد در عين حال، بايد استراتژي اعمال تغييرات در پيكره مديريتي به نحوي آرام و منطقي صورت پذيرد كه واكنش و مقاومت‌هاي نامعقول؛ دولت را گرفتار تنش‌هاي ديوانسالارانه ننمايد. محبيان در تعريفي از كابينه‌ي هفتاد ميليوني، اظهار داشت: كابينه‌ي هفتاد ميليوني به معناي آن است كه دغدغه‌ي دولت فقط مشكلات آن گروهي نيست كه به دكتر احمدي‌نژاد راي داده‌اند و دولت خود را نماينده‌ي تمامي ملت ايران مي‌داند ولي شكي نيست براي اداره‌ي معقول دولت، توافق و همگرايي ميان اعضاي كابينه ضروري است. عضو شوراي سردبيري روزنامه‌ي رسالت، در مورد آينده‌ي سه وزارتخانه‌ي اطلاعات، كشور و امور خارجه معتقد است: وزارتخانه‌هاي اطلاعات، امور خارجه و كشور به طور سنتي از اهميت بسياري برخوردارند، پيرامون وزارت خارجه بر اين گمانم كه ساز و كار تصميم‌گيري در سطح سران كشور و نهادهاي ارشد به گونه‌اي است كه تغييرات چشمگير رفتاري و سياسي بعيد است. وزارت اطلاعات ساختار پيچيده و كارشناسي خاصي دارد كه پذيراي هر كسي به عنوان وزير نخواهد بود، وزير بايد مجتهد بوده و از ساز و كار اطلاعاتي و امنيتي در سطوحي بالا مطلع باشد والا ممكن است فجايعي رخ دهد. وزارت اطلاعات به دليل اهميتش درون چارچوب نظارتي كلان از سوي مديران ارشد كشور عمل خواهد كرد. محبيان ادامه داد: وزارت كشور نيز اهميت بسيار دارد چراكه عملكرد وزير منتخب سريعا در استان‌ها خود را به نمايش خواهد گذاشت، از همين رو بايد در گزينش وزير كشور دقت زيادي صورت گيرد. عضو شوراي سردبيري روزنامه‌ي رسالت، در مورد محقق شدن دولت سايه در ايران، گفت: دولت سايه اصولا در بسياري از كشورها از سوي احزاب تشكيل مي‌شود، در ايران بعضا متاسفانه دولت سايه را با دولت مخفي كار اشتباه مي‌گيرند، به گمانم ايجاد دولت سايه براي پرورش نيروهاي شايسته و آگاه ضرورت دارد به شرطي كه پيشاپيش فرهنگ سياسي آن شفاف و تعميق گردد.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم تیر 1384ساعت   توسط مدیریت خبر  | 

سخنگوي دولت خاتمي با خبرنگاران خداحافظي مي‌كند

ایسنا :

دكتر عبدالله رمضان‌زاده تقريبا از ماههاي اوليه‌ي دور دوم رياست جمهوري حجت‌الاسلام و المسلمين سيدمحمد خاتمي به عنوان سخنگوي دولت وي منصوب شد و شنبه‌ي هفته‌ي آينده در آستانه‌ي واگذاري منصب رياست جمهوري از سوي رييس‌جمهور، طي مراسمي با خبرنگاران حوزه‌ي دولت خداحافظي خواهد كرد. به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) ، رمضان‌زاده در پس از قرار گرفتن در اين سمت در راستاي رويه‌ي پاسخگويي دولت خاتمي تقريبا هر هفته طي جلسه‌اي به پاسخگويي به خبرنگاران پرداخت. اين جلسات در اوايل روزهاي چهارشنبه‌ي هر هفته برگزار مي‌شد كه به دليل تداخل آن با پاسخگويي وزراي دولت به خبرنگاران در اين روز، به روزهاي دوشنبه موكول شد و پس از آن به جز موارد معدودي شاهد پاسخگويي سخنگوي دولت به خبرنگاران رسانه‌هاي داخلي و خارجي بوديم. رمضان‌زاده پيش از انتخابات رياست جمهوري نهم جلسات خود با خبرنگاران را برگزار نكرد و در اين باره خاطرنشان كرد كه براي جلوگيري از شائبه‌ي دخالت دولت در انتخابات اين جلسات برگزار نمي‌شود.

 عبدالله‌رمضان‌زاده سال 1340 در گچساران متولد شد، داراي دكتراي علوم سياسي از دانشگاه لوون بلژيك است. وي پيش از اين كه سخنگوي دولت خاتمي شود، دبير آموزش و پرورش، رييس اداره‌ي طرح و برنامه‌ي وزارت كشور، مدير كل سياسي وزارت كشور و استاندار كردستان بوده است. رمضان‌زاده هم‌چنين در اين سمت‌ها بوده است: استاد دانشگاه تهران، عضو هيات امناي دانشگاههاي غرب كشور، عضو شورايعالي خبرگزاري جمهوري اسلامي ايران، رييس فدراسيون بيس بال، عضو هيات امناي دانشگاههاي علوم پزشكي مناطق محروم ، عضو هيات علمي دانشگاه تهران و استاديار دانشكده حقوق و علوم سياسي. سخنگوي دولت خاتمي اهم اقداماتي را كه در مسووليت‌هاي اجرايي داشته به اين شرح است: اجراي پروژه‌ي سايت سخنگو در حوزه‌ي مسووليت دبيرخانه‌ي شوراي اطلاع رساني و تحرك بخشي به ساختار دبيرخانه و دفتر هيات دولت و .... سوابق و تجربيات در زمينه‌هاي علمي، تحقيقاتي و آموزشي وي نيز عبارتند از: تاليفات و مقالات و پژوهش‌هاي علمي در زمينه‌ي تحصيلي. عضويت دركميته‌ي انقلاب اسلامي در دوران خدمت مقدس سربازي و حضور در فعاليتهاي سياسي ، مذهبي واجتماعي همراه با آحاد جامعه نيز از جمله فعاليت‌هاي سياسي و مذهبي وي محسوب مي‌شود.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم تیر 1384ساعت   توسط مدیریت خبر  | 

عضو كارگزاران سازندگي : احمدي‌نژاد در تشكيل كابينه زير فشار زيادي است

ایسنا :

عضو كارگزاران سازندگي : احمدي‌نژاد در تشكيل كابينه زير فشار زيادي است سخنان حداد، منعكس‌كننده‌ي نظريات بخشي از نمايندگان بود كارگزاران فعال‌تر شده‌اند

يك عضو حزب كارگزاران سازندگي معتقد است: انتخاب يك كابينه‌ي فراجناحي از سوي دولت، آخرين فرصت براي ايجاد همدلي در فضاي سياسي كشور است. هدايت آقايي، در گفت‌وگو با خبرنگار سياسي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، با اشاره به آنچه دو قطبي شدن جامعه در انتخابات نهمين دوره‌ي رياست‌جمهوري مي‌ناميد، گفت: در اين انتخابات بسياري از روشنفكران، صاحب‌نظران، اهل انديشه و فرهيختگان كشور در يك طرف قرار گرفتند و بخشي از توده‌هاي مردم در طرف ديگر جاي داشتند، از اين رو امروز و در اين مقطع زماني به نظر مي‌رسد، كشور به يك همدلي و اتحاد مجدد نياز دارد. وي، تركيب كابينه‌ي دولت را آخرين فرصت براي ايجاد همدلي در فضاي سياسي عنوان كرد و با اعتقاد به اينكه مي‌توان از ابزار كابينه، چتري درست كرد تا در سايه‌ي آن، همه‌ي اقشار و آحاد مردم قرار بگيرند، اضافه كرد: اين فرصت را نبايد از دست داد. اگر جرياني كه به دنبال در دست گرفتن قدرت اجرايي بوده و تاكنون موفق شده به هر روشي قدرت را در دست بگيرد، بخواهد اين قدرت و نظام را نگه دارد، مجبور است كه همه‌ي تفكرات و طيف‌هاي فكري و روشنفكران جامعه و اقشار مختلف را به نوعي با خود همراه كند. آقايي، بهترين چينش كابينه‌ي آينده را به دست‌برداشتن جريان موافق دولت از برخي خواسته‌هاي جناحي و تشكيل يك كابينه‌ي فراجناحي وابسته دانست و اظهار داشت: معتقدم بسياري از شخصيت‌ها و وزرا كه در كابينه‌ي فعلي محمد خاتمي هستند، قابليت اين را دارند كه در آينده نيز كار خود را ادامه دهند. اين عضو حزب كارگزاران سازندگي با بيان اينكه تركيب كابينه‌ي خاتمي نيز به همين شكل بود، افزود: دولت خاتمي بعضا خارج از قافله‌ي جبهه و جناح سياسي فكر مي‌كرد و يك چتر وسيع را درست كرده بود كه از طيف اصولگرا گرفته تا اصلاح‌طلب، همه به نوعي در آن حضور داشتند. با توجه به اين امر به دولت آينده توصيه مي‌كنيم اين فرصت را از دست ندهند، چرا كه اگر اين فرصت از دست رود، به نظر مي‌رسد مدافعان دولت و حاكميت كاهش يابند و هجمه‌هايي از طرف جامعه‌ي بين‌الملل به كشور وارد آيد. آقايي در عين حال در پيش‌بيني از تركيب كابينه احمدي‌نژاد خاطرنشان كرد: به نظر مي‌رسد كه احمدي‌نژاد از سوي جريان‌هاي خاصي زير فشار زيادي قرار دارد تا يك كابينه‌ي يكدست با يك خط فكري مشخص تشكيل دهد و اين درحاليست كه اگر چنين اتفاقي بيفتد، قطعا در نهايتا ضررش نه تنها به كشور كه به همان جريان خواهد رسيد. وي با اعتقاد به اين‌كه احمدي‌نژاد، به تنهايي در مسند رياست‌جمهوري تصميم‌گير نيست، ابراز عقيده كرد: جريان‌هاي پشت پرده‌اي وجود دارند كه بايد ببينيم در آينده چه‌طور تصميم مي‌گيرند، اما تا آن‌جا كه ما اطلاع داريم اصرار و تلاش آن‌ها بر اين است كه يك كابينه‌ي يكدست از يك جريان فكري خاص، روي كار آورند. آقايي درباره‌ي نسبت اين عمل با شعار كابينه‌ي هفتاد ميليوني كه پيش از آن احمدي‌نژاد آن‌را مطرح كرده بود، اضافه كرد: شايد تصور آن جريان خاص اين باشد تفكر خودشان ، تفكر هفتاد ميليون جمعيت ايران است. با اين قياس اين تصور درست است. اما واقعيت چيز ديگري است كه با ذهنيت آن‌ها متفاوت است. اين عضو ارشد حزب كارگزاران سازندگي در ادامه گفت‌وگويش با ايسنا گفت: بايد به اين موضوع توجه داشت كه هفده ميليون در اين انتخابات به كانديداي آن جريان راي دادند و سي ميليون راي ندادند، لذا بيش از هرچيز اين مسئله بايد در نظر گرفته شود. آقايي با اعتقاد به اين‌كه امروز روند به اين سمت پيش مي‌رود كه كابينه‌ي آينده از يك فكر و جريان خاص باشد، افزود: مگر اين‌كه عقلاي جناح مقابل طرح ديگري دراندازند. اين عضو حزب كارگزاران سازندگي، درباره‌ي اين گفته‌ي رييس مجلس شوراي اسلامي مبني بر اينكه با سر كار آوردن نيروهاي جوان و جديد نبايد نيروهاي با تجربه‌ي قديمي را فراموش كرد، گفت: آقاي حداد عادل به عنوان سخنگو و رييس مجلس به نوعي منعكس كننده‌ي نظرات بخش عمده‌اي از نمايندگان است كه معتقدند نظراتشان در تركيب كابينه بايد اعمال شود. اين‌ها قصد دارند با فشار به رييس‌جمهور جديد تركيب كابينه‌ي آتي مركب از افرادي باشد كه به نوعي منعكس‌كننده‌ي نظرات نمايندگان مجلس هم در دولت باشند. وي با اشاره به آن‌چه مرزبندي‌هاي صورت گرفته در اين مقطع مي‌ناميد، گفت: صحبت حداد عادل نشان دهنده‌ي اين مرزبندي‌ بين مجلس و دولت بود. يعني مجلس قصد دارد گليم و حريم خود را حفظ و از قدرت خود دفاع كند. صحبت‌هاي حداد عادل ناظر بر اين است و به نظر مي‌رسد كه ادامه خواهد داشت؛ به اين معنا كه چه از طريق شخص رييس مجلس و چه از طريق نمايندگان، فشار براي اين‌كه به نوعي تفكرات طرفدار آن‌ها در مجلس در كابينه هم حضور داشته باشند، ادامه خواهد داشت. آقايي افزود: اگر واگرايي به حدي باشد كه تامين‌كننده‌ي نظر نمايندگان مجلس نباشد، چه بسا بخشي از وزراي پيشنهادي حتي در مجلس راي كسب نكنند. وي درباره‌ي نوع فعاليت برخي وزارتخانه‌ها از جمله كشور، اطلاعات، امور خارجه و ارشاد افزود: اين وزارتخانه‌ها، وزارتخانه‌هايي هستند كه تصميم‌گيري به تنهايي راجع به آن‌ها امكان‌پذير نيست. اين عضو حزب كارگزاران سازندگي، در پايان گفت‌وگويش با ايسنا درباره‌ي فعاليت‌هاي حزب متبوعش پس از انتخابات اخير رياست‌جمهوري، گفت: اين حزب جلساتش را پس از انتخابات بيشتر كرده كه اعتلاي ساختاري در تشكيلات و ماموريت حزب را به دنبال داشته باشد. هم‌چنين برنامه‌ريزي‌هايش براي نشريه‌ي كه از قبل مجوز آن را گرفته بود، ادامه دارد تا اگر بشود، به زودي اين نشريه با عنوان كارگزاران منتشر شود.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم تیر 1384ساعت   توسط مدیریت خبر  | 

فاضل ميبدي : آقاي احمدي‌نژاد از ايجاد هاله‌ي قدسي دور كابينه دوري كند

ایسنا :

فاضل ميبدي : آقاي احمدي‌نژاد از ايجاد هاله‌ي قدسي دور كابينه دوري كند سياست خارجي در دولت آينده بايد از كمترين ميزان تنش برخوردار باشد

يك عضو شوراي مركزي مجمع مدرسين و محققين حوزه‌ي علميه‌ي قم، اظهار داشت: آقاي احمدي‌نژاد اگر مي‌خواهد موفق باشد، بايد از ايجاد هاله قدسي دور كابينه، دوري كند و بر اساس عقل و تجربه، اعضاي دولت را برگزيند. حجت‌الاسلام محمدتقي فاضل ميبدي، در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اظهار داشت: آقاي احمدي‌نژاد وعده‌هاي زيادي داده و بايد به اين وعده‌ها عمل كند، نمي‌تواند به سادگي از كنار اين وعده‌ها بگذرد و براي تحقق اين وعده‌ها نيز به افراد كارآزموده و باتجربه نيازمند است، زيرا آزمون و خطا درست نيست. وي افزود: در دولت آينده بايد از مديران باتجربه‌اي كه در دوره‌هاي گذشته موفق بوده‌اند، استفاده شود. فاضل ميبدي با تاكيد بر اينكه سياست خارجي در دولت آينده بايد از كمترين ميزان تنش برخوردار باشد، گفت: اگر كمترين تنشي در سياست خارجي پيش بيايد، دولت آينده موفق نخواهد شد، زيرا فشارهاي بين‌المللي بر كشور ما بسيار زياد است و دولت آينده بايد مسير تنش‌زدايي را دنبال كند، وگرنه با الا و لابدهايي كه از سوي جرايد جناح راست مطرح مي‌شود، موفق نخواهد بود. اين عضو شوراي مركزي مجمع مدرسين و محققين حوزه‌ي علميه‌ي قم، تاكيد كرد: اگر عده‌اي جوان بي‌تجربه از يك طيف خاص بر سر كار بيايند و مزه‌ي قدرت و ثروت را بچشند، حواسشان به همين مقولات خواهد رفت و كاري از پيش نمي‌برند. اگر آقاي احمدي‌نژاد دلش براي مملكت سوخته كه چنين است، بايد از افرادي با سوابق كاري موفق كه به دنبال قدرت و ثروت نيستند، از هر جناحي كه باشند، در كابينه استفاده كند. وي با بيان اينكه خاتمي در دولت خود از همه‌ي جناح‌ها استفاده كرد و از نظرات و ديدگاه‌هاي افراد با تجربه بهره گرفت، گفت: اگر در چهار سال آينده چنين مشي‌اي از سوي آقاي احمدي‌نژاد دنبال شود، مردم دوباره به وي اقبال نشان خواهند داد. فاضل ميبدي درباره وزراي امور خارجه، كشور و اطلاعات، اظهار داشت: اين وزرا نبايد خطي، جناحي و وابسته به گروه خاصي باشند. مثلا آقاي خاتمي، آقاي خرازي را در وزارت امور خارجه به كار گرفت كه خطي و جناحي نبود. آقاي احمدي‌نژاد نيز بايد با توجه به حساسيت اين وزارتخانه‌ها به خصوص وزارت امور خارجه افرادي را انتخاب كند كه به دنبال شعارهاي تنش‌زا نباشند.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم تیر 1384ساعت   توسط مدیریت خبر  | 

آیت الله مصباح يزدي : آنهايى در انتخابات پيروز شدند كه زيارت عاشورا خواندند!

مصباح يزدى با بيان اينكه از ابتداى انقلاب تاكنون دولت اسلامى نداشته ايم ، گفت: مطرح كردن شعار دولت اسلامى در چنين موقعيتى پيش از زمان انتخابات و اين موج معنوى پيدا شده در مردم، نشانه اين است كه خداى متعال اراده فرموده تا انقلاب ما وارد مرحله اى نوين شود و جهشى در آن پديد آيد.
نشريه پرتو سخن در شماره روز گذشته خود به نقل از «محمدتقى مصباح يزدى» مدير مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى (ره) نوشت : در انتخابات رياست جمهورى آنهايى در انتخابات پيروز شدند كه زيارت عاشورا خواندند.

مصباح يزدى گفت: در اين ايام ديديد آنهايى كه به خدا اعتماد كردند و پشتيبانشان توده مردمى بودند كه دست به دعا برداشتند ، نذرها كردند ، روزه ها گرفتند ، ختم هاى قرآن خواندند و زيارت عاشورا خواندند ، پيروز شدند.

وى افزود: كسانى كه براى پيروزى در عرصه سياست از روش هاى تبليغى غربى استفاده كردند، پيروز نشدند.

مدير اين مؤسسه با بيان اينكه از ابتداى انقلاب تاكنون دولت اسلامى نداشته ايم ، گفت: مطرح كردن شعار دولت اسلامى در چنين موقعيتى پيش از زمان انتخابات و اين موج معنوى پيدا شده در مردم، نشانه اين است كه خداى متعال اراده فرموده تا انقلاب ما وارد مرحله اى نوين شود و جهشى در آن پديد آيد.
وى همچنين گفت: اگر مشكلات اقتصادى ما بعد از ۲۶ سال حل نشده و بلكه هر روز افزوده شده، بدين سبب است كه راه حل آنها را از فرمول هاى غربى و غير اسلامى جست و جو مى كرديم. مصباح! يزدى گفت: با نام بانك هاى غير ربوى ، «بدترين نوع ربا» را در مملكت اعمال مى كنيم و فرمول هايى خلاف دستورات اسلام را مقدم مى داريم.

وى افزود: اقتصاد ما روز به روز بيمارتر مى شود ، زيرا به جاى توكل بر خدا و اجراى راه حل هاى اسلامى، سراغ راه حل هاى كفار و دشمنان اسلام رفته ايم .

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم تیر 1384ساعت   توسط مدیریت خبر  | 

دوهزار مدير تغيير خواهند كرد

امروز :

حسين صفار هرندي برنامه گسترده حذف مدیران اجرائی کشور توسط احمدی نژاد رافاش کرد . صداي عدالت به نقل از وی خبرداد که دولت آينده نمي تواند با افراد ناسالم كار كند، بنابراين تغيير حدود 2 هزار نفر از مديران طبيعتاً، دولت را با چالش هايي از سوي زخم خوردگان مواجه خواهد كرد.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم تیر 1384ساعت   توسط مدیریت خبر  | 

ناگفته‌هاي حضور احمدي نژاد در مجلس

خبرنگار «بازتاب» گزارش داد، در جلسه امروز احمدي‌نژاد در مجلس شوراي اسلامي در حالي كه فراكسيون اقليت با گرمي از رئيس‌جمهور استقبال كردند، رئيس مجلس و سخنگوي هيات رئيسه با لحن صريحي مواضع خود را به اطلاع رئيس‌جمهور منتخب رساندند.
بنا بر اين گزارش، در جلسه امروز، محمد قمي عضو فراكسيون اقليت با تاكيد بر اين‌كه انتخابات سوم تير در راستاي حماسه دوم خرداد و بيست و دوم بهمن بود، بر حمايت مجلس از دكتر احمدي‌نژاد تاكيد كرد. پير موذن عضو ديگر فراكسيون اقليت نيز اظهارات مشابهي را ايراد كرد.
طلايي نيك و دانش‌منفرد از طرف فراكسيون وفاق و كارآمدي و سبحاني، مصباحي و خانم آليا از طرف فراكسيون اكثريت نيز در سخنان خود بر اصلاح ساختار اقتصادي، برقراري عدالت، افزايش كارآمدي، ادامه راه امام و تحقق شعارهاي رئيس‌جمهور منتخب تاكيد كردند.
در اين جلسه كه باحضور بيش از 170 نماينده مجلس برگزار مي‌شد، كوهكن سخنگوي هيات رئيسه با يادآوري رايزني روساي جمهور گذشته با مجلس، از احمدي‌نژاد خواستار هماهنگي رئيس‌جمهور با مجلس در معرفي كابينه شد و تاكيد كرد كه ما هستيم و مجلس هست.

رييس مجلس نيز در پايان طي سخناني با تاكيد بر خودداري مجلس از ارائه پيشنهاد به رييس جمهور در معرفي كابينه تصريح كرد كه رييس جمهور فهرست خود را ارائه كند و مجلس كار خود را انجام مي دهد و بدقت دولت پيشنهادي را بررسي خواهيم كرد.
حداد عادل بالحني متفاوت با فضاي صميمانه صحبتهاي احمدي نژاد گفت:مابايد صلاحيت وزراي پيشنهادي احمدي نژاد را احراز كنيم.رييس مجلس ادامه داد:احمدي نژاد نبايد بگونه اي عمل كند كه مديران احساس ناامني شغلي كنند.
احمدي نژاد كه بهمراه چمران و زريبافان در مجلس حاضر شده بود نيز در اظهاراتي با تاكيد بر اينكه نظر كميسيونهاي سه گانه درباره انتخاب اعضاي كابينه به هيچ وجه نظر قطعي او نيست، افزود: اين كميسيونها قبل از انتخابات نيز وجود داشتند و من غير از آنها كانالهاي ديگري مانند دانشگاهيان ومجلس هم براي گرفتن مشورت براي انتخاب دولت دارم.
احمدي نژاد پس از نشست صميمانه با نمايندگان مجلس و در گفتگوي مشترك با رئيس مجلس و در حضور خبرنگاران داخلي و خارجي ضمن بيان اين مطلب اظهار داشت: همانطور كه مي‌دانيد جايگاه مجلس در نظام جمهوري اسلامي بسيار ويژه است،‌ چرا كه مجلس عصاره ملت، در راس امور، خانه ملت، چشم بيدار ملت و فريادگر مطالبات به حق ملت است.
وي تصريح كرد: جايگاه مجلس در نظام جهوري اسلامي بسيار جايگاه برجسته و شايسته و ويژه‌اي است و خوشبختانه هم مجلس ما برآمده از ملت است و هم دولت منتخب برآمده از اراده و خواست ملت عزيز است.
احمدي نژاد افزود: براي ساختن كشور و رفع مشكلات همه ارگان‌ها و نهادها به خصوص مجلس و دولت بايد دست به دست هم بدهند و در يك فضاي پر از تفاهم و پر از همدلي كشور را بسازيم و مشكلات را برطرف كنيم و به سرعت ايران را به جايگاه شايسته خود برسانيم.
وي با بيان اينكه خوشبختانه بين دولت و مجلس آرمان‌هاي مشترك فراواني وجود دارد،‌گفت: ‌امروز در مجلس و دولت برآمده از راي ملت آرمان عدالت خواهي، مبارزه با فقر، فساد و تبعيض، گسترش وحدت، محبت،‌ همدلي و صميميت و آرمان خلاقيت و ساختن كشور عزيزمان موج مي‌زند.
احمدي نژاد بيان داشت:‌ دولت و ملت در ديدگاه‌هاي اساسي و جهت‌گيري‌هاي ملي و خدمت به مردم وجه مشترك فراواني دارند و هم دلي و هم جهت هستند.
رئيس جمهور منتخب مردم كشور اضافه كرد: ضروري بود در ابتداي انتخاب ملت و قبل از رسميت دولت يك نشست صميمانه با مجلس داشته باشيم و حرف‌ها را بگوييم و بشنويم و تجديد عهد بكنيم و خوشبختانه با ابتكار عمل رئيس محترم مجلس و هيات رئيسه امروز اين اتفاق افتاد.
وي در خصوص نشست مشترك مجلس و دولت گفت:‌ جلسه‌اي بسيار صميمي داشتيم و عزيزان ما در مجلس ضمن تاكيد بر آرمان‌هاي انقلاب و آرمان‌هاي مشترك دولت و مجلس، نظرات خود را در باره راهكار‌ها و چگونگي تحقق آنها بيان داشتند، بنده هم به همين ترتيب و رياست محترم مجلس هم بحث‌ها را جمع بندي كردند.
احمدي نژاد خاطرنشان ساخت: بسيار خوشحالم و خدا را سپاسگزارم و اميدوارم كه در سايه اين همدلي كه براساس اعتقادات ديني و آرمان‌هاي ملي و قانون اساسي شكل گرفته است، پس از استقرار دولت شاهد شكوفايي، تحول و توسعه فعاليت‌هاي دولت و مجلس در خدمت رساني به مجلس و رفع مشكلات باشيم.
وي با تاكيد بر اينكه به دنبال كابينه منسجم هستيم، گفت:‌ از اختلاف نظرها و واگرائي‌هاي دورن دستگاه‌هاي اجرايي صدمات سنگيني خورده‌ايم، بنابراين با مشورت و با همدلي همه نخبگان عزيز دنبال يك كابينه همگرا، منسجم و كارآمد هستيم.
رئيس جمهور منتخب در پاسخ به اين سوال كه براي تشكيل كابينه خود از احزاب سياسي كمك خواهيد گرفت،‌ گفت: مرزبندي‌هاي سياسي و حزبي در اداره كشور نقشي ندارد و اصولاً معياري براي انتخاب اعضاء كابينه محسوب نمي‌شود، معيارهايي كه ما اعلام كرده‌ايم تعهد، تخصص، سلامت، كارآمدي، شجاعت، مردمي بودن، همگرايي و انعطاف پذيري است.
منتخب مردم افزود:‌ اصولاً اين مرزبندي‌هاي سياسي در انتخاب كابينه نقش ندارد، همانطور كه ديديم در نگاه ملت هم يك نقشي نداشت.
احمدي نژاد در پاسخ به سوالي در باره سهم خواهي محلي از كابينه، گفت:‌ اصولاً شأن مجلس بالاتر از آن است كه سهم خواهي كند، اينكه دولت منتخب ملت، اصولا يك دولت كاملاً مردمي است و وامدار احزاب و گروه‌ها نيست ولي بنده خودم از رئيس مجلس درخواست كردم تا طراحي بكنند براي اينكه ما در يك همدلي و مشورت نزديك با نمايندگان كار را به جلو ببريم.
وي افزود: رئيس مجلس هم بزرگواري كردند و با مشورت با نمايندگان طراحي بسيار خوبي انجام دادند و بنده هم با فراكسيون‌هاي مجلس ديدار كرده‌ام و بدانيد حوزه مشورت هيچ گاه انحصاري و معدود نيست.
وي ادامه داد: ‌خوشبختانه با نمايندگان مجلس كه ديدار كرده‌ام نيز هيچ گاه چنين ديدگاهي نداشته‌اند و من شأن مجلس را بالاتر از آن مي‌دانم. البته گفتگو و مشاوره امري لازم است.
احمدي نژاد تاكيد كرد: ‌در جلسه امروز از نمايندگان مجلس استدعا كردم كه هم ما را ياري دهند و هم بعد نظارتي مجلس را تقويت كنند، ‌دولت و مجلس درست است كه دو قوه هستند اما مجموعه‌اي از پيكره واحد هستند، درست است كه وظايف مختلفي را ايفاء مي‌كنيم، اما هر دو يك بدن را راهبري مي‌كنيم و يك هدف مشترك را تعقيب مي‌كنيم و خوشبختانه همدلي بسيار بالايي است و نگرش‌ها هم بسيار بالا است.
وي در پاسخ به اين سوال كه از كابينه شما به عنوان كابينه شگفتي‌ها نام برده مي‌شود، علت اين امر چيست،‌ گفت: اين انتخاب، انتخاب شگفتي‌ها بود و مردم در اين انتخابات گفتند كه روش ديگري را مي‌پسندند و خواهان تحول، عدالت، خدمت‌گذاري بي منت و دخالت گسترده‌تر در اداره امور هستند.
وي افزود: طبيعي است كابينه‌اي كه تشكيل مي‌شود بايد اين خواسته‌هاي ملت را پاسخ بدهد،‌ البته به نظر من در اداره كشور حتماً شاهد شگفتي خواهيد بود و يك راه و رسم‌هايي كه طي چند سال گذشته شكل گرفته بايد متحول بشود و حتماً اين موارد نمادي از شگفتي خواهند بود.
احمدي نژاد بيان داشت:‌ اگر فكر مي‌كنيد در كابينه دنبال آدم‌هاي عجيب هستيم اينگونه نيست بلكه تحول در نگاه، تحول در شيوه مديريت و تحول در مش‌ي مديريت از جمله اين شگفتي‌ها خواهد بود.
وي در مورد سياست هسته‌اي ايران، گفت: امروز دولت عزيز ما مستقر است و در چارچوب قوانين تصميم گيري مي‌كند و همه تصميمات دولت فعلي مورد احترام است و قطعاً دولت آينده تدابير و طراحي‌هاي جديدي خواهد داشت كه به وقت آنها را اعلام خواهيم كرد.
احمدي نژاد در پاسخ به سوالي در خصوص توجه دولت آينده به بورس و بازار سهام، بيان داشت:‌ بازار سهام و بورس در دولت آينده جايگاه ويژه‌اي دارد، در بورس چند اصلاحات بايدانجام شود تا مردم اعتماد كنند و وارد بورس شوند، اينكه بايد تحولات و تاملات بورس بسيار شفاف باشد و نبايد اطلاعات محرمانه باشد.
شهردار سابق تهران افزود: بورس بايد از سيطره چند شركت دولتي كه با تفاهم و توافق تعاملات بورس را تحت تاثير قرار مي‌دهند خارج شود و "بورس" بشود.
اين استاد دانشگاه تاكيد كرد: فكر مي‌كنم با اين اصلاحات بازار بورس بسيار رونق خواهد گرفت و بابت پشتوانه اقتصاد و توليد ملي خواهد شد.
احمدي نژاد در پايان گفت:‌ عده‌اي قبل از انتخابات مردم را به تحريم تشويق مي‌كردند و حالا تخريب مي‌كنند به اين خاطر فكر مي‌كنم آنها ملت ما را نمي‌شناسند و در برابر عظمت ملت ما سر فرود آورده‌اند

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم تیر 1384ساعت   توسط مدیریت خبر  | 

خاتمی : کتاب خواندن را بريک عمر حکومت ترجيح مي‌دهم

بازتاب

محمدعلی ابطحی رییس دفتر سابق خاتمی بخشی از خاطرات سفر رییس جمهور به مسکو در دوراول دولت خاتمی را در سایت شخص اش منتشر کرده است:پس از آن به ميدان سرخ رفتيم و آقاي خاتمي در مراسمي ويژه گل نثار مقبره­ي سرباز گمنام کرد و بعد يکسره به طرف دانشکده­ي روابط بين الملل دانشگاه مسکو رفتيم. سالن پر از اساتيد و دانشجويان بود و مراسم اعطاي دکتراي افتخاري به آقاي خاتمي برگزار شد. ابتدا رئيس دانشگاه صحبت کرد و گفت آقاي خاتمي با ارائه تز گفت و گوي تمدن­ها نقش برجسته­اي در صلح جهاني و ثبات منطقه­اي ايفا کرده و به همين خاطر دکتراي افتخاري به ايشان اعطا مي­شود. سپس دو سؤال که معمولاً در اين مراسم پرسيده مي­شود، از آقاي خاتمي هم پرسيده شد: آيا حاضريد هميشه از برقراري صلح حمايت کنيد؟ آيا حاضريد زندگي خود را وقف علم و دانش کنيد؟ و آقاي خاتمي به هر دو سؤال جواب داد: با کمال ميل. بعد سرود مخصوص اعطاي دکتراي افتخاري نواخته شد و آقاي خاتمي دکتراي خود را دريافت کرد.ايوانف، رئيس گروه دوستي ايران و روسيه، هم فرا رسيدن عيد نوروز را تبريک گفت. يرژينفسکي، نماينده­ي جنجالي دوماي روسيه، سخنران بعد بود. او گفت «سخنراني کردن در مراسم اعطاي دکتراي افتخاري به شما باعث افتخار من است ... اميدوارم ملت روسيه کتاب آئين و انديشه در دام خودکامگي شما را بخوانند.» سپس دختر خانمي به زبان فارسي سخناني گفت. او دانشجوي رشته­ي زبان فارسي است. در انتهاي مراسم دانشجويان هم سؤالاتي کردند. يکي از آن ها پرسيد: «عدالت و آزادي در کجا با هم جمع شده اند؟ به نظر من عدالت و آزادي قابل جمع نيستند.» آقاي خاتمي گفت: «احتمال مي­دهم شما دانشجوي فيزيک يا شيمي باشيد که همه چيز را سياه و سفيد مي­بينيد.» اتفاقاً دانشجوي شيمي بود. جمعيت زد زير خنده. سپس دانشجوي ديگري گفت: «شما چرا اين قدر مورد استقبال قرار گرفته ايد؟ آيا رهبراني که در سفرهايتان با آن­ها مواجه شده ايد، حرف هايتان را قبول داشته اند؟» آقاي خاتمي در بخشي از جوابش گفت: «من کتاب خواندن و دانشجو بودن را بر يک عمر حکومت کردن ترجيح مي­دهم.» حضار کف مفصلي زدند.
بعد از آن که به محل اقامتمان آمديم و ناهار خورديم. من به نمايندگي از رئيس جمهور به کتابخانه­ي بزرگ روسيه که هفده ميليون جلد کتاب خارجي دارد، رفتم تا از مجسمه­ي فردوسي پرده برداري کنم. رئيس کتابخانه و معاون وزير فرهنگ روسيه ميزبان بودند. خانم ايکاترينا، رئيس کتابخانه، گفت: «يک بار به ايران آمدم و گفتم که مايلم با رئيس کتابخانه­ي ملي ملاقات کنم. به من گفتند ايشان در حال تبليغات انتخاباتي است. حالا خوشحالم که فردي از کتابخانه به رياست جمهوري رسيده است.» من هم در صحبت هايم گفتم مهم­ترين تفاوت خاتمي با ساير رؤساي جمهور اين است که عمري را در کتابخانه گذرانده است. پرده برداري از مجسمه­ي فردوسي، همزمان شد با تخريب مجسمه بودا در افغانستان. و به همين خاطر خيلي مورد توجه رسانه­ها قرار گرفت.
پس از آن به مسجد جامع مسکو رفتيم. طلبه­هاي علوم ديني ۴ سال در مسکو درس مي­خوانند و پس از آن مي­توانند امام شوند. دروس آن­ها مشتمل بر قرآن، حديث، فقه و سيره است. دو نفر از سی نفر عضو مسلمان دوماي روسيه، عضو رسمي هيأت مديره مسجد جامع هستند.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم تیر 1384ساعت   توسط مدیریت خبر  | 

الهام‌ : تعداد آرا از تعرفه‌ها بيشتر نبوده است

بازتاب

سخنگوي شوراي نگهبان درخصوص اظهارات عبدالواحد موسوي لاري، وزير كشور، مبني برآمادگي براي رسيدگي به شكايت يكي از نامزدهاي انتخابات رياست جمهوري، گفت: انتخابات موضوع تمام شده‌اي است، نمي‌دانم مبناي قانوني سخنان آقاي موسوي لاري چيست.

به گزارش ايرنا، غلامحسين الهام، كه روز شنبه در جلسه هفتگي خود با خبرنگاران به سؤالي در اين زمينه پاسخ مي‌داد، بااشاره به اينكه نمي‌داند اين سخنان جدي است،يا يك دلجويي سياسي است، تاكيد كرد: اعتبار نامه آقاي محمود احمدي‌نژاد از سوي شوراي نگهبان صادر و ارسال شده است.
وي افزود: از نطر قانوني ديگر هيچ موجبي براي بررسي نتايج انتخابات وجود ندارد، تنها جرائم انتخاباتي بعنوان جرم كه به قوه قضائيه اعلام شده، قابل رسيدگي در اين قوه است.

موسوي لاري، وزير كشور، درنامه‌اي به رئيس‌جمهوري، آمادگي اين وزارتخانه براي رسيدگي به‌انتخابات دو حوزه مورد اعتراض مهدي كروبي را اعلام كرد.
كروبي از نامزدهاي نهمين دوره انتخابات رياست جمهوري پيشتر نسبت به نحوه بازشماري حوزه‌هاي انتخابي تهران و اصفهان اعتراض كرده بود.

عضو حقوقدان شوراي نگهبان همچنين درپاسخ به سؤال ديگري درخصوص انتخابات مياندوره‌اي شهرستان بم،گفت: انتخابات مياندوره‌اي مجلس شوراي اسلامي در حوزه انتخابيه بم بعد از بررسي‌هاي انجام گرفته توسط بازرسان در اين حوزه انتخابيه و بازشماري آرا، از سوي شوراي نگهبان باطل اعلام شد.

الهام با اعلام اينكه نظر شوراي نگهبان به تفصيل در شانزدهم تيرماه‌جاري به وزارت كشور اعلام شده، اظهار داشت: شكايات مختلفي از سوي نامزدهاي اين حوزه و ناظران و بازرسان انتخابات وجود داشت كه بعد از رسيدگي به اين شكايات، اعضاي شوراي نگهبان راي به ابطال انتخابات در اين حوزه دادند.

سخنگوي شوراي نگهبان در عين‌حال خاطرنشان كرد:بلحاظ اوضاع خاص شهرستان بم، هر زماني كه وزارت كشور آمادگي برگزاري انتخابات مجدد در اين حوزه انتخابيه را داشته باشد، مي‌توان انتخابات بم را برگزار كرد.
الهام همچنين در خصوص انتخابات مياندوره‌اي مجلس در شهرستان قزوين نيز گفت: شوراي نگهبان انتخابات اين حوزه را تاييد كرده و شكايات واصل شده از برگزاري انتخابات در اين حوزه، تاثيري در نتيجه انتخابات نداشت.

سخنگوي شوراي نگهبان درمورد اعتراضات مطرح شده بعد از اعلام نظر شوراي نگهبان درمورد انتخابات قزوين و رسيدگي نشدن به شكايات اين حوزه انتخابيه، گفت:نوع شكايات مربوط به اين حوزه، ناظر به فضاي تبليغاتي قبل از انتخابات بود.
الهام افزود:در تبليغات انتخاباتي هميشه اين مسائل را داشته‌ايم و نامزدها بعضا وعده‌هايي مي‌دهند كه بعضي از اشخاص اين وعده‌هاو اقدامات را تطميع و يا خريد آرا مي‌دانند و قانون انتخابات بايد بطور صريح درمورد اينگونه اقدامات در تبليغات انتخاباتي اعلام نظر كند.

سخنگوي شوراي نگهبان همچنين اظهارداشت: موردي نيز درخصوص تعرفه‌هاي راي در اين حوزه مطرح بود و آن اينكه تعرفه‌هاي ارسال شده براي انتخابات مياندوره‌اي مجلس دراين حوزه حدود 200 هزار تعرفه‌از انتخابات رياست جمهوري بيشتر بود.

الهام، وجود اختلاف 41 هزار راي، كه در برخي رسانه‌ها مطرح شده را ناشي از اشتباه ثبت نتيجه انتخابات مجلس و رياست جمهوري در اوراق مربوطه عنوان كرد و گفت: با بررسي‌هاي انجام شده مشخص شده كه اشتباه در ثبت ارقام بوده و شمارش آرا مشكلي نداشته و تعداد آرا صندوقها بيشتر از تعرفه‌ها نبوده است.

سخنگوي شوراي نگهبان در عين حال تاكيد كرد: مجلس نيز در چارچوب آيين نامه داخلي خود حق بررسي اعتبارنامه نمايندگان را دارد و اعتبار نامه ها نيز طبق آيين نامه داخلي مربوط به مسائل خاصي است و ناظر به مواردي كه شوراي نگهبان در صحت انتخابات اعلام مي‌كند، نيست.

عضو حقوقدان شوراي نگهبان همچنين درپاسخ به سؤالي مبني بر وجود تشكيك هايي درمورد مفسر قانون اساسي بودن شوراي نگهبان، گفت: طبق قانون اساسي، تفسير خود قانون اساسي بر عهده شوراي نگهبان است و تفسير قانون اساسي يكي از وظايف مصرح شوراي نگهبان است.

الهام افزود: مطابق اصل 98 قانون اساسي، تفسير قانون اساسي وظيفه شوراي نگهبان است و براي اين تفسير، تصويب سه چهارم اعضاي شورا لازم‌است.
خبرنگاري ازسخنگوي شوراي نگهبان پرسيد، آيا درمورد حضور همزمان اعضاي شوراي شهر تهران در دولت، از شوراي نگهبان استفسار شده است، هنوز كسي از شوراي نگهبان دراين خصوص استفسار نكرده است و هرگاه استفسار شد مابه آن پاسخ خواهيم داد كه از موجبات تفسير اصل 141 قانون اساسي هست يا نه.

سخنگوي شوراي نگهبان همچنين در پاسخ به سؤال خبرنگاري كه اعلام آمار تخلفات انتخاباتي از سوي شورا را خواستار شده بود، گفت: جرايم مربوط به قوه قضائيه است و ما شاكي نيستيم كه بخواهيم اعلام كنيم.
الهام افزود: شما مي‌توانيد از ستادهاي انتخاباتي كه شاكي هستند، سؤال كنيد و پيگيري نماييد، شوراي نگهبان نيز گزارشات جرائم انتخاباتي را اعلام مي كند و اگر قوه قضائيه نيز بخواهد تحقيق كند، بعنوان مطلع اطلاعات را مي‌گيرد،مانقش شاكي نداريم و علاقه هم نداريم درمسائل قوه قضائيه واردشويم.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم تیر 1384ساعت   توسط مدیریت خبر  | 

خداحافظي معنادار وزير خارجه با اعراب

خبرنگار «بازتاب» گزارش داد: كمال خرازي، وزير خارجه، در ديدار محرمانه سه‌شنبه هفته گذشته خود با تعدادي از سفراي كشورهاي عربي، با آنان وداع كرده است.

بنا بر اين گزارش، اين اقدام كه بدون هماهنگي و اطلاع رئيس‌جمهور منتخب و آقاي خاتمي انجام شده، بر نگراني اين كشورها به فضاي آينده ديپلماسي كشور افزوده است.

اقدام معنادار و قابل تأمل كمال خرازي، در حالي صورت مي‌گيرد كه وي غيرمستقيم براي باقي ماندن در پست وزارت خارجه، ابراز تمايل كرده است و برخي منابع، اين اقدام را در چهارچوب وارد كردن فشارهاي لابي عربي به دكتر احمدي‌نژاد براي ابقاي خرازي تعبير مي‌كنند.

طي يك ماه اخير و پس از دور نخست انتخابات رياست‌جمهوري، عملكرد وزارت خارجه در تضعيف دولت آينده به صورت جدي قابل بررسي است.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم تیر 1384ساعت   توسط مدیریت خبر  | 

احمدي‌نژاد، دیروز در مشهد

بازتاب

عسگري گفت: رييس جمهور منتخب شنبه به مشهد سفر مي‌كند.

حجت‌الاسلام تيمورعلي عسگري، نماينده‌ي مردم مشهد در خانه‌ي ملت، در گفت‌وگو با ايسنا، با اعلام خبر فوق گفت: اين سفر در مرحله‌ي اول به عنوان يك سفر زيارتي محسوب مي‌شود ولي ايشان قطعا با مسوولان استان و نمايندگان ديدار خواهد داشت.

عضو شوراي عالي فرهنگي آستان قدس رضوي، افزود: ما جمع‌بندي مشكلات استان، به ويژه كلان شهر مشهد را به ايشان ارايه مي‌كنيم و با توجه به اينكه دكتر احمدي‌نژاد شهردار تهران بوده، مشكلات اين شهر برايشان ملموس است و قطعا مشكلات كلان‌شهر مذهبي مشهد كه پيشاني جهان اسلام و تشييع محسوب مي‌شود، را درك مي‌كنند.

عسگري ادامه داد: بازسازي بافت سنتي و قديمي مشهد، حاشيه‌نشيني، پروژه‌هاي ملي مثل راه‌اندازي قطار سريع‌السير مشهد - تهران، خدمات‌دهي به شانزده ميليون زائر از جمله مباحثي است كه مورد بحث با رييس جمهور منتخب قرار مي‌گيرد.

گفتني است دفتر رييس جمهور منتخب هنوز سفر دكتر احمدي نژاد به مشهد را رسما اعلام نكرده است.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم تیر 1384ساعت   توسط مدیریت خبر  | 

خاتمي ، تك‌ستاره سياست خارجي ايران

بازتاب

در ديداري كه سال گذشته با سخنگوي وزارت امور خارجه داشتم، مطلع شدم، نام نگارنده و پايگاه «بازتاب» در فهرست منتقدان پروپاقرص وزارت خارجه و سياست خارجي قرار گرفته است و چكيده يادداشت‌هاي اينجانب و همكارانم در «بازتاب» را براي اطلاع و استحضار آقايان دست‌اندركار سياست خارجي، ارسال مي‌كنند كه اگر تأثيرگذار باشد، البته جاي بسي خرسندي است. ولي نكته‌اي كه در آن جلسه روي آن تأكيد شد و نوع يادداشت‌هاي «بازتاب» هم آن را تأييد مي‌كند، نگاه نقادانه و در عين حال منصفانه و كارشناسي ما به حوزه سياست خارجي است؛ يعني چشمان تحليلگران «بازتاب» روي دستاوردها و توفيقات سياست خارجي نيز باز است، ولي اولا؛ بنا نداريم در بررسي عملكرد نهادها و دستگاه‌هاي دولتي، فقط تحسين و تمجيد كنيم و ثانيا؛ رويكرد ما اصلاح روش‌ها و ساختارها در خدمت تأمين منافع ملي است. ذكر اين مقدمه براي اين است كه تعجب نكنيد، چه شده كه سياست خارجي خاتمي را «ماندگار» ناميديم.

ماجرا از اين قرار است كه بي‌ترديد و با هزار و يك دليل و سند، بايد به رويكرد و عملكرد شخص رئيس‌جمهور خاتمي در هشت سال اخير در صحنه‌هاي جهاني و بين‌المللي، نمره مثبت داد و براي فرهنگ‌سازي از آن تجليل كرد. يكي از معاونان وزرا كه سفري به بزريل داشته است، نقل مي‌كند، رئيس‌جمهور برزيل كه با پنجاه ميليون رأي روي كار آمده در ديدار با هيأت ايراني گفته بود: من، ايران را با نام خاتمي مي‌شناسم و براي وي احترام زيادي قايلم. اينچنين موضع‌گيري‌ها در قبال آقاي خاتمي در صحنه بين‌المللي كم نبوده و نيست و نخواهد بود. فراموش نكنيم، كوفي عنان در نامه‌اي به آقاي خاتمي، خواستار نظر ايشان درباره اصلاح ساختار سازمان ملل شده بود و اين اقدام دبيركل سازمان ملل، حاكي از منش و بينش والاي خاتمي است و اين اقدام عنان حاوي احترام به ملت ايران و جمهوري اسلامي است.

ارائه تصويري مثبت و واقعي از اسلام و ايران و انقلاب اسلامي در جهاني كه همه بلندگوها و رسانه‌ها عليه اين مثلث مقدس كار مي‌كنند، مهم‌ترين استراتژي خاتمي كه تا حد قانع‌كننده‌اي به نتيجه رسيد و بي‌انصافي است كه اين دستاورد مهم را ناديده بگيريم.

اما نكته مهم اينجاست كه سياست خارجي در مواضع و تحركات شخص رئيس‌جمهور خلاصه نمي‌شود. رئيس‌جمهور كسي است كه مي‌تواند با ذوق، هنر، استعداد و توانمندي خود، بسترسازي و ظرفيت‌سازي كند و اين دستگاه سياست خارجي است كه وظيفه اجرايي كردن و تحقق بخشيدن به اهداف و منافع ملي را بر عهده دارد. ما اگر نقد و اعتراضي داشته و داريم، در اين حوزه است. ما معتقديم، وزارت خارجه، عملكرد موفقي در بهره‌برداري از فرصت‌هاي ايجادشده براي كشور در عرصه سياست خارجي نداشته است، به گونه‌اي كه از تصوير مثبتي كه از ايران در صحنه جهاني ايجاد شد و نيز از تلطيف روابط جمهوري اسلامي ايران با جامعه جهاني نتوانست، براي تأمين منافع اقتصادي به شكل مطلوب بهره‌برداري كند. اين در حالي است كه به رغم ايجاد بسترهاي مناسب و مساعد در صحنه جهاني ساختار و تشكيلات و نيروي انساني وزارت امور خارجه و ديگر نهادهاي مرتبط با سياست خارجي، بازسازي و امروزي شد.

امروز، دولت آقاي احمدي‌نژاد، وارث فضايي مثبت و عرصه‌اي باز در صحنه جهاني است كه نتيجه عملكرد دولت قبلي بوده و براي تحقق آن،‌ هزينه‌هاي زيادي پرداخت شده است. ولي پتانسيل داخلي اعم از ساختاري و اساسي براي بهره‌برداري از آن وجود ندارد و يا دست‌كم، محود است. ديپلمات‌هاي ورزيده و كاردان كم هستند يا كمتر به كار و بازي گرفته مي‌شوند، هنجارهاي حاكم بر وزارت خارجه، سنتي و قديمي و ناكارآمد است و بخشي از سفراي ايران در خارج، بيلان كاري بسيار پاييني دارند و وزارت خارجه نيز به دستگاه تشريفاتي و اداري تنزل است و از نيروهاي متخصص و متعهد و كارآمد اين وزارتخانه كمتر استفاده مي‌شود.

ارتباط سياست خارجي با متفكران و صاحب‌نظران حوزه سياست خارجي، مستمر و نهادينه نيست. علم سياست و روابط بين‌الملل ـ كه علمي بسيار تخصصي و پيچيده است ـ جدي گرفته نمي‌شود و برخي به غلط مي‌پندارند، با سفر به خارج از كشور و گرفتن پست‌هاي مديريتي در وزارت خارجه، صاحب بينش و نگرش در سياست خارجي مي‌شوند.

اينها خلأها و حلقه‌هاي مفقودي است كه دولت جديد بايد براي پر كردن آنان، كمر همت ببندد و اميدواريم چنين شود.
در هر گفتماني كه مسائيل سياست خارجي ايران تحليل و سياست شود، متضمن تأمين منافع ملي است. گفتمان ژئوپلتيك، گفتمان فرهنگي و تاريخي، گفتمان منطقه‌اي، گفتمان ام‌القرا، گفتمان توسعه و... مهم اين است كه دولت جديد با قدر شناختن موقعيت و فضاي كنوني صحنه بين‌الملل به ويژه در قبال ايران، براي بهره‌گيري و استفاده انضمامي از اين فضا در خدمت منافع ملي بهره‌گيري كند. ناگفته نماند كه درباره فرصت‌ها و اهداف و تاكتيك‌هاي معطوف به هدف، سخنان زيادي است كه در زمان مناسب به آنها خواهيم پرداخت.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم تیر 1384ساعت   توسط مدیریت خبر  | 

الهام ، رئيس دفتر احتمالي احمدي‌نژاد

بازتاب

دکتر غلامحسين الهام ، سخنگوي شوراي نگهبان، با بر عهده گرفتن يک مسئوليت مهم با رئيس‌جمهور منتخب همکاري خواهد کرد.

يک منبع آگاه در گفت‌وگو با مهر ضمن اعلام اين مطلب افزود: همکاري الهام با دکتر احمدي‌نژاد قطعي است و البته شنيده‌ها حاکي است فعاليت وي در سمت رئيس دفتر رئيس‌جمهور در کابينه آينده از احتمال بيشتري برخوردار است.

وي توضيح بيشتر در اين مورد را به آينده نزديک موکول کرد.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم تیر 1384ساعت   توسط مدیریت خبر  | 

وزير اطلاعات : مشكل مردم همان چيزي است كه كروبي گفت

بازتاب

علي يونسي ، وزير اطلاعات در ادامه‌ي گفت‌و‌گوي خود با خبرنگاران ايسنا، ايرنا و واحدمركزي خبر، با اشاره به انتخابات اخير رياست‌جمهوري و آن‌چه تحريك اختلافات قومي از سوي برخي كانديداها ‌ناميد، اظهار داشت: برخي از كانديداها در اين انتخابات بيش از حد انتظار در حالي كه مطمئن بودند قول‌هايي كه مي‌دهند قابل عمل كردن نيست، وعده‌هايي دادند و البته جالب اين‌جاست كه قوميت‌ها به اين قول‌ها توجه نكردند. اين امر مي‌رساند كه مردم مشكلاتشان آن نيست كه روشنفكران و سياسيون فكر مي‌كنند، مشكل مردم امنيت، كار و نان است.

وي با بيان اين‌كه مشكلات مردم كل كشور، مشابه هم است، اظهار داشت: سياسيون و روشنفكران مشكلات درون خود را مي‌بينند و از زبان مردم چيزي مي‌گويند كه آنها دنبالش نيستند. به همين دليل عده‌اي در اين انتخابات شعار دادند، اما مردم به اين شعارها توجه نكردند.

وزير اطلاعات با اشاره به شعار كروبي مبني بر ارايه‌ي 50 هزار تومان در ماه به هر فرد بالاي 18 سال در انتخابات گفت: مشخص شد كه مشكل مردم همان چيزي است كه كروبي مطرح كرده است. كروبي بر روي نياز واقعي مردم دست گذاشت و مردم به آن اقبال كردند و اين در حالي است كه روشنفكران فكر مي‌كنند مشكل مردم اين است كه چرا مثلا { فلاني} در فلان مديريت به كار گرفته نشده است.

يونسي با تاكيد بر اين‌كه كروبي برخلاف نظر روشنفكران، نخبگان و سياسيون كه مشكلات مردم را بيشتر از درون خود دنبال مي‌كنند، تا از درون مردم، زبان مردم و مشكلات آنها را فهميد، خاطرنشان كرد: اين شعار از درك واقعي نياز مردم خبر داد و مردم به آن اقبال نشان دادند؛ در حالي كه بسياري از روشنفكران به اين نيازها توجه نمي‌كنند و مشكلات محفل علمي و سياسي خود را به جامعه تعميم مي‌دهند.

وي با بيان اين‌كه اين واقعيت است كه روشنفكران نتوانستند در انتخابات اخير رياست‌جمهوري، زبان مردم را بفهمند، در عين حال يادآور شد: دو نوع روشنفكري وجود دارد؛ يكي روشنفكري مستقل و ديگري روشنفكري بيمار.

وزير اطلاعات در پايان سخنان خود گفت: اگر نمره‌ي وزارت اطلاعات را 20 ندهيم، بايد بگويم اين نمره بسيار عالي است.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم تیر 1384ساعت   توسط مدیریت خبر  | 

نامه سرگشاده دانشجويان شريف به خاتمي

بازتاب

جمعي از دانشجويان دانشگاه صنعتي شريف در نامه‌اي خطاب به سيدمحمد خاتمي رئيس‌جمهور خواستار رسيدگي فوري به سرنوشت چهار ديپلمات ربوده شده ايراني از طريق سرنخ هاي موجود در طول مدت باقي‌مانده از رياست جمهوري وي شدند.

به گزارش مهر، در اين نامه خطاب به سيدمحمد خاتمي آمده است: بيش از 23 سال پيش فرزندان عزيز اين ملت که در کشور لبنان مشغول انجام وظيفه براي سربلندي ايران اسلامي بودند، توسط نيروهاي مزدور و فالانژ ربوده شدند و تاکنون تحقيقات انجام شده در مورد سرنوشت اين چهار ديپلمات ايراني هيچ نتيجه‌اي نداشته و اين درحالي است که در آينده اي نزديک شاهد آزادي تنها سرنخ اين ماجرا، يعني «سمير جعجع» مي‌باشيم. تمام اين وقايع در شرايطي است که خانواده‌هاي اين عزيزان هنوز چشم براه عزيزانشان هستند و در اين سالهاي چشم انتظاري متأسفانه شاهد وفات تني چند از والدين اين عزيزان بوده‌ايم.

جناب آقاي خاتمي، مردم ايران جدايي اين چهار ديپلمات را که پاره هايي از پيکر ايران عزيز هستند به سختي تحمل مي کنند لذا ، ما دانشجويان دانشگاه صنعتي شريف از جنابعالي انتظار داريم که تحقيقات گسترده اي را در اين زمينه به انجام رسانيد و از اطلاعات تنها سرنخ اين ماجرا، يعني سمير جعجع نهايت استفاده را نماييد تا انشاءالله دوره رياست جمهوري جنابعالي با افتخار آزادي اين عزيزان و شوق حاصل از رهايي اين فرزندان غيور ملت ايران پايان يابد.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم تیر 1384ساعت   توسط مدیریت خبر  | 

بازداشت يك روحاني شناخته‌شده به اتهام تخريب رفسنجاني

خبرنگار «بازتاب» گزارش داد: دادگاه ويژه روحانيت قم، يك روحاني شناخته‌شده به نام «د» را به اتهام تخريب گسترده هاشمي رفسنجاني در انتخابات رياست‌جمهوري، بازداشت كرد.

بنا بر اين گزارش، فرد مذكور، ده‌ها هزار شبنامه را عليه هاشمي رفسنجاني تهيه و در نقاط پرتردد شهر قم مانند مسجد جمكران و نماز جمعه توزيع و هزاران شبنامه را نيز به منازل شهروندان قم ارسال كرده بود.

اين فرد كه پيش از اين نشريه افراطي «فيضيه» را منتشر مي‌كرده است، در اعترافات اوليه خود، تهيه و توزيع ده‌ها هزار شبنامه از طريق يك چاپخانه عليه هاشمي رفسنجاني را پذيرفته و هم‌اكنون با قرار وثيقه، آزاد است.

گفتني است، پيش از اين تعدادي از علماي قم نسبت به عملكرد فرد مذكور و فعاليت‌هايي از اين دست، ابراز نگراني كرده و خواستار برخورد با عوامل آن شده بودند.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم تیر 1384ساعت   توسط مدیریت خبر  | 

هيچ‌ رئيس‌جمهوري براي ملت ايران ، خاتمي نخواهد شد

بازتاب

روزهاي واپسين رياست‌جمهوري خاتمي و لزوم تحليلي واقع‌بينانه و تقدير از تلاش‌هاي طاقت‌فرساي اين چهره ماندگار ايران‌زمين، آنچنان اهميتي دارد كه مرا وادار مي‌كند، برخلاف رويه يك سال اخير، سكوت قلم را شكسته «براي خاتمي» بنويسم؛ نوشته‌اي كه اگر خاتمي همچنان صاحب و بر مصدر قدرت بود و اگر اين‌گونه به وي جفا نمي‌شد، به خود اجازه تحرير و انتشارش را نمي‌دادم و تنها اكنون كه زمان «خاتمه خاتمي» يا به عبارتي دقيق‌تر، «خاتمه قدرت خاتمي» است، مي‌توان با وجداني آسوده از آن سخن گفت.

1ـ نخست، از «آغاز خاتمي» وارد مي‌شوم. بي‌ترديد، يكي از زمينه‌هاي رجوع توده‌وار و عمومي جامعه ايران به خاتمي در دوم خرداد، شباهت‌ها و نوعي ارتباط مفهومي بود كه افكار عمومي از شخصيت و منش وي با «سيره نبوي» استنباط مي‌كرد.

نام سه‌كلمه‌اي «سيدمحمد خاتمي» كه هر سه واژه آن با پيامبر اسلام(ص) گره خورده بود و از سيادت و انتساب نسبي وي به خاندان پيامبر تا همنامي با رسول اكرم(ص) و به عاريت گرفتن عنوان خانوادگي خاتمي از لقب «خاتم‌الانبياء» به همراه قراين ديگر از رفتار وي، چون تأكيد بر تسامح و تساهل كه اشاره به «شريعت سهله و سمحه» داشت، محوريت دوستي و مهرباني و عطوفت با همگان كه متأثر از جلوه «رحمةللعالمين» پيامبر است، نشانه‌هايي بود كه باعث شد، جامعه‌ي اكثراً متدين و سنتي ايران، در چهره خاتمي شباهت بيشتري به پيامبر اكرم(ص) نسبت به ديگر روحانيون احساس كنند، جالب آنجاست كه پس از رياست‌جمهوري خاتمي، برداشت جهان نيز از خاتمي در همين راستا شكل گرفت و وي كه يك روحاني شيعه و متعلق به اقليت جهان اسلام بود، به عنوان سمبل و نماد اسلام و پيامبر اكرم(ص) در عرصه بين‌المللي مطرح شد.

بنابراين، بايد تحليل و ارزيابي از نقش‌آفريني و عملكرد خاتمي در هشت سال مديريت كشور را در چهارچوب «سيره نبوي» مورد توجه قرار دهيم و از تطبيق نقاط قدرت و ضعف شخصيت و عملكرد وي در اين گفتمان، معيارهاي قضاوت درباره خاتمي را به دست آوريم، در حالي كه رويكرد و مشي عمده منتقدان خاتمي به وي، در چهارچوب تفاوت‌هاي رفتاري خاتمي با سيره علوي تمركز داشت.

گرچه در اين فرصت مجال آن نيست كه تفاوت‌هاي سيره حكومتي نبوي با سيره علوي حكومت كه ريشه در تفاوت‌هاي زمان و جامعه تحت اداره آن دو بزرگوار در زمان مسئوليت پيامبر(ص) و علي‌(ع) دارد، مورد تأمل قرار گيرد، اما توجه به اين نكته لازم است كه شرايط ظهور خاتمي، يعني فضاي حاكم بر كشور پيش از دوم خرداد كه افراط‌گري، كج‌روي و رويكرد ناصحيح به مفاهيم ديني باعث شده بود تا جامعه در آستانه يك انفجار قرار گيرد، رجوع به سيره نبوي، گشايش و همگرايي با عموم جامعه و تمامي اقشار را اقتضا مي‌كرد و دست تقدير، خاتمي را براي بر عهده گرفتن مسئوليت در اين شرايط سخت برگزيد كه اتفاقا بيشترين قرابت و نزديكي با سيره نبوي را در شخصيت، چهره و منش خود داشت.
به هر تقدير، خاتمي براي جامعه ايران موهبتي كم‌نظير بود كه به تعبير رهبر انقلاب در «حماسه دوم خرداد» به ايرانيان هديه شد.

2ـ خاتمي، رئيس‌جمهوري غيرمتعارف بود و اين غيرمتعارف بودن، نه تنها مختص به ايران بود كه سرزمين «خرق عادت» و شگفتي‌هاست، بلكه با عرف جهاني نيز سازگاري نداشت.
عهده‌داري مسئوليت و سكانداري سياست و اقتصاد كشور حادثه‌خيز و پيچيده‌اي، چون ايران براي شخصي كه نه سياست (نه به مفهوم علمي كه در اين موضوع صاحب آثاري نيز هست بلكه به معناي تجربي و اجتماعي) مي‌داند و نه از اقتصاد سررشته چنداني دارد، نه تنها يك خلاف عادت بلكه از ديدگاه بسياري از نخبگان، بحران‌زاست.

اما خاتمي به خوبي دريافته بود كه مردم به خاطر همين ويژگي‌ها، وي را برگزيده‌اند؛ چراكه در مقايسه با رقبايش كه سمبل سياست‌ورزي و پيچيدگي‌هاي اطلاعاتي و امنيتي بودند، او شخصيتي بسيط، ساده و شفاف داشت.
خاتمي از طبقه روشنفكران بود، اما نه روشنفكراني كه از عمق مفاهيم پيچيده فلسفي و تمدن غربي و با زباني غيرقابل‌فهم براي عموم جامعه سخن گويند، بلكه روشنفكري كه از دل سنت‌ها برخاسته و با زبان و ادبيات اين مردم، با آنان سخن مي‌گفت و به همين خاطر، بسياري از روشنفكران از تشبيه جامعه مدني به «مدينةالنبي» از سوي خاتمي برآشفتند، همانگونه كه بسياري از اقتصاددانان از تصريح وي بر اين‌كه از پيچيدگي‌هاي اقتصاد و آمار چيزي نمي‌داند، گلايه كردند و آن را نقطه ضعف بزرگي براي وي مي‌شمردند، اما خاتمي نشان داد آنگونه كه مي‌داند، مي‌تواند و مردم از او انتظار دارند، به دنبال ايفاي مسئوليت است و همانگونه هم ماند و به اين دليل حتي در شرايطي كه بسياري از ايده‌ها و شعارهاي خاتمي در سياست و اقتصاد مانند «طرح ساماندهي اقتصاد كشور» عملي نشد، مردم در آن كوتاهي، نقض عهد و فريبكاري نيافتند، بلكه اين عملي نشدن را ناشي از كوتاهي و ناهمراهي ياران خاتمي و ديگر صاحبان قدرت دانستند و به همين دليل در دور دوم مسئوليت خاتمي، آراي وي در ميان شركت‌كنندگان در انتخابات، نه تنها دچار افت منطقي دو رئيس‌جمهور قبلي نشد، بلكه رشدي 10 درصدي نسبت به كل آرا داشت.

بدين‌سان، خاتمي در طول هشت سال مسئوليت خود، نه تنها شخصيت و ماهيت خود را تغيير نداد، بلكه با اصرار بر خصوصياتش شيوه و سبك جديدي را از سياست‌ورزي در ايران و جهان بر جاي گذاشت، سبكي كه به جاي تكيه بر پيچيدگي‌ها، بر سادگي‌ها تأكيد دارد و شفافيت و صداقت را كه با ريشه‌هاي سياست‌ورزي مرسوم تناقض دارد،‌ نهادينه مي‌كند.

3ـ خاتمي در ايران به سمبلي براي سلامت تبديل شد، شائبه فساد مالي كه جامعه ايران براي هر صاحب‌قدرتي اگرچه در مدت و مسئوليتي پايين تصوير مي‌كند، درباره خاتمي حتي پس از عهده‌داري بالاترين مسئوليت اجرايي كشور آن هم به مدت هشت سال به وجود نيامد. چراكه وي دخالت در اقتصاد و سياست را براي بستگانش مجاز ندانست و اگرچه برخي از نزديكان وي به فعاليت‌هاي حزبي روي آوردند، هيچ‌گاه از حمايت وي برخوردار نشدند و حتي حذف ناگهاني آنان از عرصه سياست نيز حتي بيش از ردصلاحيت ساير كانديداها بر خاتمي گران نيامد.

وي راه ورود به عرصه‌هاي اقتصادي را نيز بر بستگانش بست و حتي فعاليت اقتصادي پيشين برخي از نزديكانش را به فعاليت ستادي تبديل كرد و اين همه حكايت از آن داشت كه برخورداري مسئولان از تصويري سالم در ميان مردم، نيازمند تلاش، دقت و وسعت نگاه مسئولان است.

4ـ خاتمي، وفادار بود و اين وفاداري را مردم با تمام وجود لمس كردند، اگر يك دهه قبل از به قدرت رسيدن خاتمي، امام خميني(ره) از وي با تعبير «فرزند امين و فاضل و باتقوا و متعهدم» نام برده بود، وي با تمام توان سعي كرد به پدر معنوي خود وفادار باشد و در اوج تفوق اصلاح‌طلبان و به رغم تمامي مخالف‌‌سازي‌هاي اين جبهه، از دو اصل بنيادين انديشه امام(ره) يعني «ولايت فقيه» و عنصر «مصلحت» با تمام توان دفاع كرد. خاتمي به دوستان خويش هم وفادار ماند، اگرچه هزينه‌اي كه براي اين وفاداري پرداخت، بسيار سنگين بود.

واقعيت آن است كه حملات دشمنان، مخالفان و منتقدان خاتمي،‌ اگرچه با شدت و حدت فراواني همراه بود، اما در نهايت به سود وي تمام شد و بر دامنه محبوبيت و نفوذ او افزود، اما عملكرد غلط، سوءاستفاده و فرصت‌طلبي برخي از دوستان و اطرافيان خاتمي، هزينه‌ها و فشارهاي سنگيني را به وي تحميل كرد و گرچه اعلام بيزاري و انتقاد علني به اين گروه مي‌توانست منافع فراواني را براي شخص وي به ارمغان آورد، اما خاتمي اين اقدام را ناجوانمردانه مي‌دانست و به انتقادات و نصايح غيرعلني به ياران ناهمراه و اطرافيان فرصت‌طلب خود اكتفا كرد.

5ـ خاتمي، مظلوم بود و اين مظلوميت كه قبل از آمدنش آغاز شده بود، در رفتنش هم نمودار است. بيشترين تخريب‌ها، تهمت‌ها و توهين‌ها به خاتمي، از ماه‌ها پيش از دوم خرداد آغاز شد و تاكنون هم ادامه دارد و برخلاف ديگر اشخاص كه نيروهاي ضدانقلاب و ضددين و يا حداكثر نيروهاي تندرو و خام متدين، پرچم‌دار تخريب آنان بودند، طيف قابل‌توجهي از روحانيون و متنفذان جامعه، در كنار ديگر مخالفان وي از اپوزيسيون نظام تا نيروهاي راديكال و سكولار مذهبي، حملات به خاتمي را تأييد كرده و مي‌كنند كه اين حملات و تخريب‌ها، مردم ايران را كه از نظر عاطفي، حساس و تأثيرپذير هستند، به دفاع از مظلوم واداشت.
خاتمي اگرچه در هنگامه نفس‌گير سياست، آبروي خود را در آتشكده تخريب‌ها و توهين‌ها و قرباني كرد، اما اراده الهي در اين مهلكه نه تنها براي وي، بلكه براي جامعه ايران، آبرو آفريد.

6ـ خاتمي، محبوب بود و اين محبوبيت، نه تنها ميان هواداران وي، بلكه در بين منتقدان و مخالفان و حتي در ميان سران و افكار عمومي جهان نيز غيرقابل‌انكار است.
صاحب اين قلم، همانند ديگر كساني كه نام خاتمي را در برگه‌هاي رأي خود ننوشته بودند، از اين‌كه شخصيتي مانند او به عنوان رئيس‌جمهور و سمبل ايران در سطح جهان مطرح گرديده است، سربلند و شادمان هستند. هيچ‌كس نمي‌تواند ارتقا و درخشش نام ايران در عرصه جهان را در دوره خاتمي انكار كند و اگر نبود ضعف، كاستي و ناهمراهي دستگاه ديپلماسي كشور، نقاط منحصر به فرد و برجسته خاتمي مي‌توانست دستاوردهايي به مراتب بيشتر از وضعيت موجود را براي ايران به همراه بياورد.

7ـ خاتمي معصوم نبود؛ اما برخلاف ديگر سياستمداران كه پذيرش و اعتراف به اشتباه را نوعي شكست و سقوط مي‌دانند، خاتمي رفتار خلاف آن را زير پاگذاشتن صداقت مي‌دانست و به همين خاطر در موارد متعددي، اشتباهات، ضعف‌ها و كاستي‌هاي خود را با مردم در ميان گذاشت و از آنان صميمانه عذرخواهي كرد و اين رويه نه تنها موجب تزلزل و سقوط جايگاه اجتماعي او نشد، بلكه محبوبيت و اعتماد عمومي به وي را افزايش داد.
خاتمي همان‌گونه كه از نفي تقدس و قدسيت مسئولان و سياستمداران و آسماني نكردن و غيرقابل نقد جلوه دادن آنان سخن مي‌گفت؛ خود نيز نمونه‌اي عيني از سياستمداران زميني شد و نه تنها تصديق اشتباه و عذرخواهي را ننگ ندانست، بلكه داوطلبانه در ميان تنور داغ انتقاد كه پيش از او، افروختن آن در حوزه رياست‌جمهوري غيرقابل تصور بود، رفت.

انتقادات مشفقانه و منصفانه را پذيرفت و از بي‌انصافي‌ها، سياه‌نمايي‌ها و توهين‌ها برنيفروخت، از كسي شكايت نكرد و منتقدانش را از خود نراند. اگر در عصبانيت سخن تندي گفت، در آرامش آن را جبران كرد و اگر از كسي يا سخني مكدر شد، كينه‌اي به دل نگرفت. به دفعات بي‌شمار در برابر پرسش‌ها و انتقادات قرار گرفت، اما فشار كاري، كم‌حوصلگي و ناراحتي خود را به رسانه‌ها و افكار عمومي منتقل نكرد.

8ـ خاتمي محترم ماند؛ ويژگي قدرت حكومتي و اقتدار دولتي، آن است كه با پايان يافتن آن، احترام و منزلت از صاحبان منصب زايل مي‌شود، اما خاتمي طوري آمد و رفت كه اگرچه در زمان آمدنش بيشتر مردم ايران و جهان وي را نمي‌شناختند و براي او احترام خاصي قايل نبودند، اما هنگام رفتنش از وي به نيكي و بزرگي ياد مي‌كنند و هم‌اكنون نيز يكي از محبوب‌ترين شخصيت‌هاي ايران، جهان اسلام و عرصه بين‌الملل است و اين سرمايه گرانبها و بي‌نظيري براي ايرانيان است كه هيچ‌كس به اندازه شخص خاتمي در حفظ و استفاده از آن نمي‌تواند مؤثر باشد.

خاتمي بايد همان‌گونه كه بود، بماند و نه در دامن افراطيون و اپوزيسيون فرو افتد و نه اجازه مصادره شدن خود را به محافظه‌كاران بدهد، خاتمي بايد بداند 42 ميليون رأيي كه مردم به وي دادند، تكرارناشدني است و در يك كلام: «هيچ كس براي ملت ايران خاتمي نخواهد شد».
والسلام

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم تیر 1384ساعت   توسط مدیریت خبر  | 

شعله تا سرگرم کار خویش شد... (یادداشتی از عطاا... مهاجرانی)

مکتوب : 

آفتاب و سایه ؟ انسان ترکیبی است از آفتاب و سایه. گاهی جان انسان مثل آفتاب است و جسم او در سایه و گاه به عکس‌، جسم‌های براق و خوش آب و رنگ و جان‌های نحیف و نزار و لرزان مثل سایه. به گمانم این شعر از متنبی است که:
وقتی جان‌ها درخشنده و بزرگند، جسم به رنج و زحمت می‌افتد.




اذا کانت النفوس کبارا

تعبت فی مرادها الاجسام



این روزها آفتاب و سایه جان و تن اکبر گنجی در پیش روی ماست. کلمات و تصاویر، روحی که در کوره‌ی دو هزار روز زندان استحکام و سرزندگی بیشتری یافته و تنی که مثل شمع می‌سوزد و پرپر می‌زند. و:

شعله تا سرگرم کار خویش شد
هر نی یی شمع مزار خویش شد

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم تیر 1384ساعت   توسط مدیریت خبر  | 

خاتمي : راه مهم امنيت اجتماعي ، ايجاد شغل در جامعه است

ایرنا 

رييس جمهوري گفت : راه مهم گسترش تامين وامنيت اجتماعي ، ايجاد شغل و بالا بردن سطح دانش و مهارت در جامعه است . سيد محمد خاتمي كه عصرشنبه در جمع مديران وزارت رفاه و تامين اجتماعي در محل رياست جمهوري سخن مي‌گفت ، افزود: يك نظام اجتماعي درست به‌دنبال خشكاندن ريشه‌هاي فقر است، تا رفع محروميت از درون خود فرد بجوشد. وي تاكيد كرد: در دنياي امروز توسعه بدون تامين اجتماعي ميسر نيست و تامين اجتماعي بدون توسعه يعني توزيع فقر در جامعه است . رييس جمهوري با تشريح معناي فقر و عدالت اجتماعي اظهار داشت: در نظام جمهوري اسلامي و پس از انقلاب اسلامي كه يكي از محوري‌ترين شعارهاي آن عدالت اجتماعي بود ، گامهاي بلندي در جهت عدالت اجتماعي و رفع محروميت برداشته شده است . وي افزود:اين هنر نيست كه اين همه دستاورد را به قصد جلب توجه ديگران ناديده بگيريم و بعد توقعات و مطالبات را برآورده نكينم تا پس از فرونشستن شور و هيجان، دلزدگي در جامعه ايجاد شود . خاتمي خاطرنشان كرد: نهادهايي مانند جهاد سازندگي ، ، بنياد مستضعفان ، كميته امداد و بهزيستي براي كمك به محرومان تاسيس شدند كه اينها فقط براي زدودن جلوه فقر از جامعه و تامين زمينه‌ها و بسترهاي عدالت در جامعه بودند و خدمت كردند. وي ادامه داد : طرح مهم شهيد رجايي نشان‌دهنده جهت‌گيري نظام ما براي رفع محروميت و تامين عدالت بود . رييس جمهوري بااشاره به جنگ تحميلي ، تحريمها ، گسترش امواج سهمگين تروريسم و مشكلاتي كه مانع مقابله با پديده فقر شدند، گفت : اما با وجود اين ، هيچگاه جامعه و مديريت ما از اتمام اين وظيفه بزرگ انساني غافل نمانده و حتي در دوران بازسازي بعد از جنگ جامعه ما از رسيدگي به وضع محرومان و تلاش براي كم كردن فاصله‌ها غافل نماند. وي با اشاره به مساله يارانه‌ها در كشور تصريح كرد: تا كنون اجماع براي تامين نيازهاي بخش محروم تر جامعه از يارانه‌ها و هدفمند كردن آن حاصل نشده است . خاتمي، كار عمده دولت خود را تصويب لايحه جامع رفاه اجتماعي و تاسيس وزارت رفاه و تامين اجتماعي دانست و گفت : اين مساله گام بزرگي در جهت هدفمند كردن يارانه‌ها ، كاهش فقر ، گسترش بيمه‌هاي اجتماعي ، پيگيري آسيبهاي اجتماعي و توزبع عادلانه منافع و ايجاد رفاه در جامعه بود. وي گسترش بيمه‌هاي اجتماعي در همه اقشار جامعه را از دستاوردهاي اين طرح ذكر كردو افزود: ‪ ۶۳‬درصد كل جامعه و ‪ ۸۰‬درصد جامعه شهري ما تحت پوشش بيمه‌هاي بازنشستگي و بالاي ‪ ۹۰‬درصد جامعه تحت پوشش بيمه خدمات درماني هستندو امسال يك ميليون و ‪ ۵۰۰‬هزار نفر تحت پوشش صندوق بيمه‌هاي روستايي و عشايري قرار مي‌گيرند . رييس جمهوري اضافه كرد:يكي از بهترين كارها براي تامين درمان اجتماعي و بيمه روستايي با كمك وزارت بهداشت يعني پزشك خانواده در حال اجراست . وي در بخش ديگري از سخنان خود گفت : فقر بايد از طريق منبعي غير از نفت از بين برود و تامين اجتماعي درست نبايد به نفت متكي باشد، چرا كه جهت‌گيري نفت بايد به سرمايه گذاريهاي اساسي و درآمدزا بوده و از آن درآمد، مشكلات كشور حل شود. خاتمي بااشاره به سياه نمايي‌هايي كه درباره توسعه و عدم عدالت اجتماعي مي‌شود ،اظهار داشت : دولت در زمينه عدالت اجتماعي گامهاي بلندي برداشته است . وي اضافه كرد: افراد زير خط فقر در جامعه ايران در سال ‪۴۷ ، ۵۱‬ درصد ، در سالهاي اول انقلاب ‪ ۴۰‬درصد ، در سالهاي ‪ ۶۸‬تا ‪۲۰/۹ ،۷۷‬ درصد و در سال ‪ ۱۱/۳ ،۸۲‬درصد بوده است . رييس جمهوري گفت : در طول برنامه سوم توسعه بزرگترين رقم اشتغال در تاريخ ايران رقم خورد و رقم ‪ ۵۰۰‬هزار شغل در مقابل ‪ ۲۷۰‬هزار در برنامه دوم تحقق يافت . وي بابيان اينكه بودجه سازمانهاي حمايتي و امدادي در چند سال اخير چند برابر شده است ،افزود: بودجه كميته امداد ‪ ۶‬برابر ، بهزيستي ‪ ۳‬برابر افزايش يافت . خاتمي در عين حال گفت : اين به معناي اين نيست كه در جامعه فقر و محروميت نيست، بلكه با وجود اقتصاد بيمار و فشارهاي بين‌المللي و مساله سرمايه‌گذاري ، كارهاي بزرگي براي حمايت از محرومين صورت گرفته است . وي همچنين با تشريح كارهاي دفاتر مناطق محروم رياست جمهوري تصريح كرد : اعتبارات مصرف شده در دفتر مناطق محروم از سال ‪ ۶۹‬تا ‪ ۸ ،۷۳‬هزار و ‪ ۳۵۸‬ميليارد ريال ، از ‪ ۶۹‬تا ‪ ،۷۵‬دو هزار و ‪ ۴۵۸‬ميليارد ريال و از ‪۷۶‬ تا ‪ ۵ ، ۸۳‬هزار و ‪ ۹۰۰‬ميليارد ريال بوده است . رييس جمهوري اظهار اميدواري كرد دولت محمود احمدي نژاد بتواند عدالت اجتماعي و فقر زدايي اين هدف عالي نظام جمهوري اسلامي را ادامه دهد تا روزي كه فقيري در جامعه ما نباشد . پيش از سخنان رييس جمهوري ، " محمد حسن شريف زادگان" وزير رفاه و تامين اجتماعي گزارشي از فعاليتهاي اين وزارتخانه ارايه كرد. در اين مراسم كه وزير كار و امور اجتماعي ، رييس سازمان بهزيستي ، مدير عامل سازمان تامين اجتماعي و برخي نمايندگان مجلس نيز حضور داشتند خاتمي به برخي از روستاييان و عشاير كشور به صورت نمادين بيمه نامه اهدا كرد. همچنين وزير رفاه و تامين اجتماعي لوح سپاسي به پاس پشتيباني رييس جمهوري از مسايل رفاهي جامعه به خاتمي اهدا كرد.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم تیر 1384ساعت   توسط مدیریت خبر  | 

الشرق‌الاوسط : اصلاحات خاتمي موجب تغيير واقعي سياست خارجي ايران شد

ایرنا

روزنامه فرامنطقه‌اي "الشرق الاوسط" روز جمعه نوشت:روابط ايران و كشورهاي حاشيه خليج فارس ‪ ۲۰‬سال بي‌ثبات بود اما اصلاحات خاتمي موجب تغيير واقعي در سياست خارجي ايران شد. اين روزنامه افزود: سيد محمد خاتمي رييس جمهوري اسلامي ايران در مدت مسووليت هشت ساله خود توانست سياست خارجي اين كشور در قبال كشورهاي عربي بويژه اميرنشينان حوزه خليج فارس را دگرگون كند. الشرق الاوسط نوشت: مناسبات ايران و عربستان در پي ديدار وليعهد عربستان از تهران و ديدار مقام‌هاي بلندپايه ايراني از رياض به طور كيفي متحول شد و ديگر كشورهاي شوراي همكاري خليج فارس نيز براي بهبود روابط خودبا ايران تلاش كردند. اين روزنامه افزود: به رغم اينكه مناسبات ايران با برخي كشورهاي خليج فارس به علت موضوع سه جزيره(ايراني) متزلزل بود اما در اين مدت علاوه بر عربستان، كشورهاي قطر و عمان نيز داراي مناسبات قوي با ايران بودند بويژه آنكه تنگه راهبردي هرمز موجب همكاري‌هاي امنيتي و نظامي ميان ايران و عمان شده است. الشرق الاوسط نوشت: روابط كويت با ايران به لحاظ استحكام پس از مناسبات تهران با پايتخت‌هاي قطر و عمان قرار دارد و مناسبات بحرين با ايران نيز نسبت به مناسبات سياسي اين كشور با امارات عربي متحده كمتر دچار تنش بوده است. اين روزنامه به نقل از يك سفير عرب در منامه نوشت: سخن گفتن مقامات كشورهاي منطقه با يكديگر با ادبيات قديم تغيير كرده است اما در حال حاضر استفاده از زبان آشتي‌جويانه به مصلحت و نفع دو طرف است و داراي اهميت بيشتري است. الشرق الاوسط بدون ذكر نام اين مقام عرب به نقل از وي افزود: ايران و كشورهاي عربي راهي جز همكاري، تحكيم مناسبات و برداشتن موانع پيش روي خود ندارند. اين روزنامه بااشاره به مناسبات قوي اقتصادي ميان ايران و كشورهاي خليج فارس نوشت: مناسبات سياسي دو طرف در حد انتظار نيست، اين در حالي است كه تلاش و همكاري دو طرف بر كنترل بازار نفت، تقويت خطوط هوايي، رفت وآمد مسافران و صدور كالاهاي ايراني به بازار برخي كشورهاي عربي متمركز است.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم تیر 1384ساعت   توسط مدیریت خبر  | 

احمدي نژاد به پيام تبريك رييس جمهوري آلمان پاسخ داد

ایرنا

"محمود احمدي نژاد" رييس جمهوري منتخب ، در پاسخ به پيام تبريك "هوست كوهلر" رييس جمهوري آلمان تاكيد كرد : مشاركت گسترده ملت ايران در انتخابات اخير ، تكليف بزرگي را بر دوش دولت اينجانب در دفاع از حقوق ملت در تعامل فعال با جامعه جهاني مي‌گذارد". به گزارش دفتر امور رسانه‌هاي رياست جمهوري، در اين پيام خطاب به رييس جمهوري آلمان آمده است: مشاركت گسترده مردم ايران در انتخابات اخير، بار ديگر جامعه جهاني را متوجه ارزش‌هاي ملت ايران به عنوان پشتوانه اصلي نظام جمهوري اسلامي كرد. احمدي نژاد در ادامه پيام خود به كوهلر با اشاره به آثار ويرانگر سلاح هاي كشتارجمعي تاكيد كرد: ملت ايران در سه دهه اخير، بيشترين قرباني را بر اثر كاربرد سلاح‌هاي شيميايي اهدايي برخي كشورهاي صنعتي به رژيم صدام متحمل شده و از حملات تروريستي لطمات فراواني ديده است و به همين دليل مبارزه با تروريسم واقعي و سلاح‌هاي كشتارجمعي براي ملت ما داراي اولويت است. در ادامه پيام رييس جمهوري منتخب ايران به رييس جمهوري آلمان تصريح شده است: جمهوري اسلامي ايران به عنوان كشوري بزرگ و موثر در منطقه ، از توسعه همكاري‌ها براي تهديد زدايي و استفاده مناسب از فرصت‌ها استقبال مي كند. احمدي نژاد تاكيد كرد: جمهوري اسلامي ايران به عنوان نماد مردم سالاري حقيقي نقش الهام بخش خود براي دفاع از حقوق انسان ها، گسترش امنيت، صلح و عدالت را ايفا خواهد كرد. وي افزود: سابقه تمدني و فرهنگي، امنيت و ثروت، جمعيت و موقعيت مناسب ايران اسلامي، فرصت خوبي را براي جامعه جهاني ايجاد مي‌كند تا آينده مناسبات اقتصادي خود را بر اساس احترام متقابل تنظيم نمايد.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم تیر 1384ساعت   توسط مدیریت خبر  | 

اخبار انتخابات . عضو هيات رييسه مجلس : آيين تحليف "احمدي نژاد" روز ‪ ۱۵‬مرداد برگزار مي‌شود

انتخابات ۸۴

 عضو هيات رييسه مجلس گفت: مراسم تقدير از "سيد محمد خاتمي" رييس جمهوري و آيين تحليف "محمود احمدي نژاد" رييس جمهوري منتخب به ترتيب روز سه‌شنبه يازدهم مرداد و روز شنبه پانزدهم مرداد در مجلس شوراي اسلامي برگزار مي‌شود. حميدرضا حاجي بابايي روز يكشنبه در گفت و گو با خبرنگار پارلماني ايرنا گفت: از روز پانزدهم مرداد ماه به مدت دو هفته ، رييس جمهوري منتخب فرصت دارد، تا كابينه خود را به مجلس معرفي كند. عضو هيات رييسه مجلس شوراي اسلامي افزود: بر اساس آيين نامه داخلي مجلس شوراي اسلامي و قانون اساسي از هر زمان كه رييس جمهوري منتخب كابينه خود را به مجلس معرفي كند ، يك هفته پس از آن، مجلس شوراي اسلامي مساله راي اعتماد به وزيران را بررسي مي‌كند. وي تصريح كرد: بر اين اساس ، چنانچه رييس جمهوري منتخب بخواهد از دو هفته مهلت قانوني خود استفاده كند و روز بيست و نهم مرداد ماه كابينه را به مجلس معرفي كند، مجلس نيز روز پنجم شهريور ماه ، راي اعتماد به وزيران را بررسي مي‌كند. قرار است مراسم تنفيذ حكم "محمود احمدي نژاد" رييس جمهوري منتخب از سوي مقام معظم رهبري، روز چهارشنبه دوازدهم مرداد ماه برگزار شود. به گفته حاجي بابايي ، قرار است نمايندگان مجلس شوراي اسلامي نيز در اين مراسم حضور يابند .

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم تیر 1384ساعت   توسط مدیریت خبر  | 

كابينه پيشنهادي جبهه اصول‌‏گرايان اصلاح‌‏طلب به احمدي‌‏نژاد

جبهه اصول‌‏گرايان اصلاح‌‏طلب كابينه پيشنهادي خود را به محمود احمدي‌‏نژاد، رئيس‌‏جمهور منتخب ارائه كرد.
به گزارش "ايلنا"، نامزدهاي پيشنهادي اين جبهه عبارتند از:
1- معاون اول, دكتر علي لاريجاني
2- معاون پارلماني, دكتر محسن رضايي
3- وزارت خارجه, دكتر منوچهر متكي
4- وزارت آموزش و پرورش، دكتر مظفر
5- وزارت علوم, دكتر عباسپور تهراني
6- وزارت اطلاعات, عباسعلي عليزاده
7- وزارت دفاع, سردار افشار
8- وزارت بازرگاني, دكتر نادران
9- وزارت اقتصاد و دارايي, دكتر محمد خوش چهره
10- وزارت دادگستري, سعيد مرتضوي
11- وزارت ارتباطات, سيد مرتضي نبوي
12- وزارت كار و امور اجتماعي, سيد علي سيدي ركني
13- وزارت كشور, سيد رضا تقوي
14- وزارت نيرو, دكتر غفوري فرد
15- وزارت نفت, هادي نژادحسينيان
16- وزارت صنايع و معادن, دكتر فرزاد بزرگي
17- وزارت جهاد كشاورزي, مسعود زريبافان
18- وزارت تعاون, جهرمي
19- وزارت مسكن و شهرسازي, سيد منصور رضوي
20- وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي, سيد نادر ادبي
21- وزارت راه و ترابري, مهندس سعيدي‌‏كيا
22- وزارت رفاه و تامين اجتماعي, دكتر رياض
23- سازمان تربيت بدني, دكتر دادكان
24- سازمان مديريت و برنامه‌‏ريزي, دكتر سبحاني
25- سازمان ميراث فرهنگي, دكتر كلهر
26- سازمان محيط زيست, دكتر مهرداد مير سنجري
27- بانك مركزي, دكتر احمد توكلي
28- سخنگوي دولت, مهدي چمران
29- مشاور در امور بانوان, مرضيه وحيد دستجردي
30- سازمان ملي جوانان, محمدجواد محمدي نوري
31- سازمان بنياد شهيد و امور ايثارگران, عليرضا متاني
32- مشاور عالي و رئيس مركز گفت‌‏وگوي تمدن‌‏ها، دكتر قاليباف

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم تیر 1384ساعت   توسط مدیریت خبر  | 

فرم نظر خواهی برای تعیین مدیران دولت احمدی نزاد

نمونه فرمي كه دفتر آقاي احمدي نژاد در اختيار طرفداران خود به ويژه در سپاه و بسيج

 براي معرفي افراد از كارشناس برجسته تا وزراي عضو كابينه قرار داده است

 

مشخصات فرد معرفي شده كه داراي شرايط حداقل احراز مناصب مديريتي مي‌باشد:

1- نام                 2- نام خانوادگي:                 3- ملقب به:                      4- ساكن:                         5- سن تقريبي:

6- آيا فرد مورد نظر واجد حداقل معيارهاي (ايجابي و سلبي) پذيرش مسئوليت مي‌باشد: £ آري                     £ خير

7- تحصيلات و تخصص اعم از حوزوي و دانشگاهي:

8- شما ايشان را براي كدام دستگاه اجرايي پيشنهاد مي‌كنيد؟

9- اهم مشاغل قبلي (لطفاً نام سازمانها و محل خدمت ذكر شود):

10- چند سال است كه شما ايشان را مي‌شناسيد؟ ........... سال

11- ميزان آشنايي شما با ايشان چه ميزان است؟  £كم      £متوسط    £زياد      £خيلي زياد       £كامل

12- شما خصوصيات و توانايي‌هاي ايشان را در موارد زير چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟

رديف

ويژگي‌ها

ضعيف

متوسط

خوب

خيلي خوب

عالي

1

خلوص

 

 

 

 

 

2

صداقت

 

 

 

 

 

3

رعايت عدالت

 

 

 

 

 

4

ساده زيستي

 

 

 

 

 

5

امانتداري و رعايت بيت المال

 

 

 

 

 

6

شهامت و شجاعت

 

 

 

 

 

7

پاكدامني و اخلاق اسلامي

 

 

 

 

 

8

حس خدمتگزاري و عدم دلبستگي به مقام

 

 

 

 

 

9

اعتدال، پرهيز از تندروي و محافظه كاري

 

 

 

 

 

10

مديريت

 

 

 

 

 

11

اهتمام ديني در سياست‌هاي كاري (رعايت سيره در سياستگذاري)

 

 

 

 

 

12

اقتدار، قاطعيت  و برش در كار

 

 

 

 

 

13

خوش فكري، ارائه راه حل و خروج از بن بست

 

 

 

 

 

14

تيزهوشي، ذكاوت و كياست

 

 

 

 

 

15

عميق بيني و عدم سطحي نگري

 

 

 

 

 

16

سياست، تدبير و عقلانيت

 

 

 

 

 

17

برنامه ريزي

 

 

 

 

 

18

كلان نگري و عدم اهتمام به جزئيات

 

 

 

 

 

19

خودباوري ملي، تكيه بر نيروهاي داخلي

 

 

 

 

 

20

مهارت و تخصص در كار حرفه اي خود

 

 

 

 

 

13- در يك يا دو كلمه، بارزترين خصوصيتي كه شما در ايشان سراغ داريد، چيست؟

14- شما ايشان را براي چه رده مديريتي پيشنهاد مي‌كنيد:

£وزير ،‌معاون رئيس جمهور    £معاون وزير         £رئيس دانشگاه      £استاندار             £رئيس سازمان

£مشاور عالي وزير               £مديركل             £سفير                £معاون مديركل     £معاون استاندار

£رايزن فرهنگي، اقتصادي و ... £معاون سازمان     £فرماندار             £كارشناس برجسته

15- كدشناسايي معرف:                     16- تاريخ تكميل فرم

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم تیر 1384ساعت   توسط مدیریت خبر  | 

گزارش كامل سخنراني رييس‌جمهور و ضيافت شام وي با خبرنگاران

رييس‌جمهور ، چهارشنبه‌شب در ضيافت شامي كه در حافظيه سعدآباد براي قدرداني از خبرنگاران و فعالان عرصه خبر در دوران هشت‌ساله دولتش ترتيب داده بود، طي سخناني به بيان برخي از دردل‌هايش پرداخت و بر بسياري از ديدگاههاي پيشين خود كه بارها آن‌ها را به شيواترين بيان، گفته بود، تاكيد كرد. سيد‌محمد خاتمي، بعد از ظهر روز چهارشنبه در اين ديدار صميمانه با خبرنگاران، با اشاره به كتاب مرحوم جلال آل احمد به نام “ جزيره خارك؛ در يتيم خليج فارس“ از وي به عنوان نويسنده‌اي منتقد دولت ياد كرد كه سعي كرد مردمي باشد و از دل مردم بنويسد. به گزارش ايسنا خاتمي در اين مراسم ، طي سخناني اظهار داشت: من تلاش كردم در اين مدت هر كجا رفتم، به‌خصوص در ميان اصحاب مطبوعات، هيچ احساسي به‌جز احساس خودماني‌بودن ايجاد نكنم تا بدانند اين خدمتگزار نيز فرد كوچكي است از خود جامعه و اهل فرهنگ و انديشه . رييس‌جمهور تأكيد كرد: يكي از دستاورد‌هايم از بين بردن فاصله بين خود و مردم بوده است كه در اين زمينه، اگر موفق بوده‌ باشم، خدا را شكر مي‌كنم. وي ادامه داد: هدف ديگرم اعتلاي نام ايران و دفاع از حيثيت مردم شريف ايران بوده است كه مورد تهاجم همه جانبه قرار داشته‌اند؛ از جمله جنگ رواني شديدي كه براي بدنامي جمهوري اسلامي ايران و فروكاستن جايگاه والاي اين ملت دنبال مي‌شد. خاتمي خاطرنشان كرد: همواره تلاش كرده‌ام باوقار و شأن متناسب با حيثيت ايران از كشورم دفاع كنم. وي از سفر اول خود به كشور ايتاليا به عنوان خاطره‌اي غرورآميز ياد كرد و يادآور شد: از رييس‌جمهور ايتاليا پرسيدند كه فلاني را چگونه ديدي؟. وي نيز پاسخ داده بود “وي را انساني مغرور كه به جايگاه ملت خود علاقه دارد و با تمام وجود از كشور و مردمش دفاع مي‌كند و هم‌چنين اهل تفاهم و تعامل است، ديدم“. به گزارش ايسنا، رييس‌جمهور در ادامه سخنانش در ديدار با خبرنگاران كه در ساختمان حافظيه سعد‌آباد برگزار شد، گفت كه در هر سفر خود به سازمان ملل، مورد بيشترين تجليل و احترام به عنوان رييس يك دولت و نماينده ملت ايران قرار گرفته و در هيچ يك از عبور و مرورهاي وي در اين سازمان نبوده كه همه كارها نخوابد و خبرنگاران و افراد مختلف براي ديدار طراح گفت‌وگوي تمدن‌ها كه صداي ملت ايران را به جهان رسانده، نايستند و دور وي جمع نشوند. وي افزود: اين‌ها كه مي‌گويم معنايش اين نيست كه من كسي هستم؛ بلكه معنايش تلاشي است كه براي نشان دادن شأن ملت ايران انجام داده‌ام و يخ‌هاي بسياري به دليل اين برخوردها كه همراه با تعامل بود، آب شد. رييس‌جمهور گفت: مرحوم آقاي نوربخش يك‌بار در اوايل دولتم گفتند كه براي دويست ميليون تومان به هر دري زديم بسته بود، ولي امروز هيچ محدوديتي از سوي مراكز، بانك‌ها و مجامع براي ايران وجود ندارد و منعي در سرمايه‌گذاري‌هاي بزرگ نيست؛ مگر به دليل رفتار‌هاي سياسي خودمان. خاتمي گفت: آنچه آرزو داشتيم، برهم زدن روال فضاي خشك ديپلماتيك دنيا و برخوردهاي كليشه‌اي بود، مي‌خواستم اين تأثير را داشته باشم كه به سياست هم، از زاويه فرهنگ نگريسته شود. وي خطاب به خبرنگاران گفت: اين بر عهده شماست كه نحوه موضع‌گيري و بيانات و مطالب سياست‌مداران دنيا را قبل از اين، با امروز مقايسه كنيد. خاتمي خاطرنشان كرد كه در ايران نيز فضاي گفتمان عوض شده است؛ هر چند كه در عمل مشكل داريم. به گزارش ايسنا، رييس‌جمهور در ادامه سخنانش در جمع خبرنگاراني كه به دعوت وي در مراسمي در حافظيه سعد‌آباد حضور داشتند، افزود: امروز فضاي گفتمان قيم‌مابانه، گفتمان مردم را ناديده انگاشتن و مردم را در مسير خواست‌هاي خود خواستن، گفتمان امنيت‌محور و توجيه خشونت، به گفتمان اعتقاد به حقوق اساسي ملت و مسابقه براي جلب نظر مردم تغيير كرده است؛ گرچه معتقدم وضعيت اجتماعي و اقتصادي جامعه، كاملاُ مناسب نيست، اما زمينه‌هاي رشد همه‌جانبه در حوزه‌هاي اقتصادي و اجتماعي فراهم است؛ به شرط اين‌كه از اين موقعيت‌ها استفاده شود. رييس‌جمهور با اشاره به سياه‌نمايي‌ها اظهار داشت: معتقدم زبان الكن من و دوستانم، هم‌چنين بعضي بي انصافي‌هايي كه شد، احساس محروميت در مردم را بيش از واقعيت‌ها، تقويت كرد؛ اين در حالي است كه در حال حاضر در راستاي زدودن محروميت از صحنه روستاهاي كشور، خوشحالم كه به عنوان مثال پنج استان را به عنوان استان محروم انتخاب و طرح توازن منطقه‌اي را در ايران اجرا كرديم؛ نمونه آن، اختصاص صدها ميليارد تومان اعتبار ايجاد خط اتيلن از جنوب تا شمال غرب كشور است كه در هر استان به تناسب نياز، يك واحد بزرگ پتروشيمي تاسيس شده و يا خواهد شد. به گزارش ايسنا، خاتمي با بيان اين‌كه، موقعيت‌هاي جامعه آن چيزهايي نيست كه به‌خصوص در اين انتخابات نشان داده شد، اظهار داشت: هرچند حقوق معلمان كم است، اما طي هشت سال گذشته پنج برابر اضافه شده، در حالي كه ‌2 / ‌1 درصد گراني در جامعه افزايش يافته است. امروز بودجه ايثارگران و خانواده‌هاي شهدا كه در آغاز كار دولت، سيزده ميليارد تومان بود، به ‌900 ميليارد تومان رسيده است و در عرصه اقتصاد نيز، كارهاي بزرگي انجام داده‌ايم. وي گفت: بخشي از نگراني‌هاي جامعه به دليل نوع اطلاع‌رساني ما و بخشي ديگر به دليل بعضي بي انصافي‌هايي بود كه انجام شد. رييس‌جمهور با اشاره به پيشينه سلطه استبداد بر كشور خاطرنشان كرد: ما در عين حال پيشتاز مردم‌سالاري هستيم، ولي پيشينه استبداد، زمينه را براي استقرار مردم‌سالاري دشوار كرده است. خاتمي با اشاره به فلسفه والاي ايران اسلامي خاطرنشان كرد كه برخي تحريك‌ها بر خلاف اين جهت، تنها به تخريب پرداخته‌ است. وي با اشاره به آن‌چه با عنوان “حاكم سايه‌ي خداست” مطرح مي‌شد، اظهار داشت: در متن حكمت ايراني و اسلامي، نكته مهم انساني هست كه اگر درست رعايت مي‌شد، قرن‌ها به نام اسلام، محكوم حكومت‌هاي استبدادي نبوديم. فره ايزدي يعني حاكميت شايسته؛ و متناسب كسي است كه فره ايزدي داشته است، اما تحريف در نظام استبدادزده ايران باعث شد كه گفته شود هر انسان ناكس و زورگو داراي فره ايزدي است و مقابله با او مقابله با خداست. وي ادامه داد: “ظل‌الله“ كسي است كه كرامت، اخلاق و حكمت خدايي دارد و مي‌تواند بر مردم حكومت كند؛ ولي فضاي استبداد، هر زورگو و آدم‌كش قلدري را كه روي كار مي‌آمد، ظل‌الله و مخالف با او را مخالف خدا مي‌دانست به گزارش ايسنا خاتمي اظهار داشت: خدا را شكر مي‌كنم از اين‌كه تلقي جامعه از يك رييس‌جمهور، خدمتگزاري باشد و لكنت در زبان براي اعتراض ايجاد نشود؛ هر چند كه اين وضع رايج نيست. خاتمي از خبرنگاران به عنوان افرادي كه هشت سال پر فراز و نشيب را در كنار كاميابي‌ها و ناكامي‌هاي رييس‌جمهور تحمل كردند و به عنوان چشمي بيدار از دولت به انتقاد پرداختند، تشكر كرد و گفت: نه تنها مطبوعات منتقد وجودشان غنيمت بود، بلكه از روزنامه‌هاي نزديك‌تر نيز كه از محتواي نقد مصون نبودند و البته از اين نقد استقبال شد، تشكر مي‌كنم. رييس‌جمهور با اشاره به مشكلات موجود در كشور به‌ويژه براي اصحاب خبر و روزنامه‌ها يادآور شد: افرادي از ما و شما گرفتار و صدها نفر از كاركنان مطبوعات به دليل توقيف‌ها از كار بيكار شدند؛ به نحوي كه يك نوع عدم امنيت شغلي ايجاد شد، اما همه اين‌ها براي استقرار مردم‌سالاري لازم است و اين كه در حال حاضر، جابه‌جايي قدرت با راي مردم انجام مي‌شود، قابل توجه است. وي گفت: همان‌گونه كه رييس‌جمهور قبلي پس از هشت سال با آرامش اين مسووليت را به ديگري سپرد، من نيز با آرامش خاطر، مسووليت را به ديگري مي‌سپارم و بايد از اين جابه‌جايي قدرت استقبال كنيم؛ آنچه پيش آمده در مسير تكامل جامعه است و البته بايد گذشته را نيز نقد كنيم. رييس‌جمهور تأكيد كرد: هم مسوولان، هم دنيا، هم مردم و هم شما بدانيد و مي‌دانيد اگر تغييراتي در روحيه حكومت ايران ايجاد شود، برگشت به قبل از دوم خرداد، محال است. اين ملت رشد خود را كرده است و هر چند اولين مطالبه‌اش معيشت است، ولي مهمترين مطالبه‌اش نيست. به گزارش ايسنا، خاتمي در ادامه سخنانش در مراسمي كه با حضور خبرنگاران در حافظيه سعدآباد برگزار شد، گفت: شايد ما در اين زمينه موفق نبوديم و شايد كارهايمان به واقع به مردم منتقل نشد و {مردم} در جست‌وجوي زندگي بهتر، انتخاب ديگري انجام دادند، ولي آنها به هيچ نظامي به‌جز نظام مردم‌سالار تن نخواهند داد و مدافعان مردم‌سالاري بدون افراط و تفريط، بايد مسير خود را بپيمايند. وي با اشاره به رشد تحصيلات دانشگاهي جوانان و عوض شدن تركيب جامعه به اين لحاظ، هم‌چنين پيشرفت ارتباطات جهاني اظهار داشت: هر حكومتي كه سر كار مي‌آيد، بايد در كنار اهتمام به معيشت مردم، نيازهاي اين بخش و ايجاد عدالت در جامعه، زيرساختهاي آن را نيز محكم كند؛ زيرا اگر توان رشد توسعه اقتصادي را نداشته باشيم و سرمايه‌گذاري و تكنولوژي ديگران را جذب نكنيم، توزيع عادلانه درآمد هم نخواهيم داشت. خاتمي هشدار داد: اگر درآمدهاي ذخيره‌شده به صورت يك بار مصرف، به جامعه تزريق شود، مشكلات بيشتري خواهيم داشت. وي گفت: مطمئنم دولت آينده در كنار مجلس و همسويي و همراهي قواي مختلف، راه توسعه ايران، حرمت به مردم و تأمين نياز آنها را طي خواهد كرد. هم‌چنين اميدوارم نگاه منصفانه مطبوعات تقويت شود و در عين حال آن‌ها از نگاه نقادانه پرهيز نكنند. رييس‌جمهور گفت: از دولت آينده با تمام وجود مي‌خواهم همان‌گونه كه اين دولت، منتقد و مخالف را تحمل كرد و آنها را نعمت دانست، در دولت آينده نيز، مخالفان و منتقدان، نعمت شناخته شوند؛ در اين صورت مسير پيشرفت و سعادت طي خواهد شد، زيرا در غير اين صورت، انتقادات انباشته و غيرقابل مهار مي‌شود و اثر منفي خواهد داشت. خاتمي در پايان از حضور در جمع خبرنگاران ابراز خرسندي و از همه آنها تشكر كرد. هم‌چنين از سوي خبرنگاران لوح يادبودي به وي اهدا شد. به گزارش خبرنگار ايسنا در اين مراسم، رييس‌جمهور در ضيافت شام با خبرنگاراني كه بيشتر آن‌ها در طول دوره رياست‌جمهوري با وي در جلسات خبري و سفرها همراه بودند، شركت كرد و با آنان به احوال‌پرسي و گفت‌وگو پرداخت. *** بر اساس اين گزارش، رييس‌جمهور در بخشي از اين مراسم در جمع خبرنگاراني كه از وي درباره اكبر گنجي پرسيدند، اظهار داشت كه اكبر گنجي طبق قانون كه هر زنداني پس از گذراندن مدتي مي‌تواند درخواست آزادي مشروط كند، درخواست خود را به رييس قوه قضاييه ارائه كند. خاتمي افزود: همين‌جا از جناب آقاي هاشمي شاهرودي درخواست مي‌كنم كه همان‌گونه كه سخنگوي قوه قضاييه گفت آقاي گنجي بتواند از اين آزادي مشروط استفاده كند تا ايشان هم آزاد و اين مشكل حل شود. وي با اشاره به تلاشهاي خود در خصوص آزادي گنجي گفت: اگر اين مساله انجام شود، گنجي آزاد خواهد شد. *** در حاشيه: ** به گزارش ايسنا، حدود ‌300 خبرنگار داخلي و خارجي و فعالان عرصه مطبوعات، بعدازظهر چهارشنبه به دعوت دفتر رياست‌جمهوري در محوطه ساختمان حافظيه مجموعه سعدآباد حاضر شدند تا در ميهماني خداحافظي سيد محمد خاتمي، شركت كنند. رييس‌جمهور كه در اين مراسم بر سر ميزهاي خبرنگاران حاضر مي‌شد، در خلال احوالپرسي با آنان فرصت پاسخگويي به برخي از سوالاتشان را مي‌يافت. از خاتمي در خصوص پيشنهادي كه سازمان ملل به وي درباره اختصاص دفتري در زوريخ به منظور پيگيري بحث گفت‌وگوي تمدنها داده است، پرسيده شد كه او پاسخ داد: هم بحث زوريخ مطرح است و هم بحث وين، كه بايد بررسي كنيم كدام بهتر است. خبرنگاري پرسيد: آيا شما قصد داريد در ژنو مقيم شويد؟ خاتمي با رد اين مطلب گفت: شايد براي پي‌گيري بحث گفت‌وگوي تمدن‌ها دفتري هم در ژنو تشكيل شود. از رييس‌جمهور درباره فعاليتش پس از پايان دولت پرسيده شد، كه وي گفت: بنا دارم هم كار داخلي ‌كنم و هم بين‌المللي. در عرصه داخلي شايد نهادي فرهنگي ـ مدني ايجاد كنم. خبرنگاري گفت: حجاريان پيش‌بيني كرده كه شما مانند مهندس موسوي كنج عزلت مي‌گزينيد كه خاتمي به شوخي گفت: من فكر كردم پيش‌بيني كرده شهيد مي‌شوم. پرسيده شد: آيا شما مانند ميرحسين موسوي از صحنه كناره‌گيري خواهيد كرد يا مانند هاشمي رفسنجاني در عرصه سياست باقي مي‌مانيد؟ رييس‌جمهور گفت: من هيچكدام از اين دو بزرگوار نيستم. البته حتماً كارهايي خواهم كرد كه اگر صبر كنيد مي‌بينيد. يكي از خبرنگاران از خاتمي خواست كه پس از اتمام كار دولتش مسووليتي نگيرد تا اسمش در تاريخ ماندگار شود، مثلاً عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام نشود، كه خاتمي پاسخ داد: نه! از اين حرفها نزنيد. از خاتمي درباره نوع برخورد با تجمع‌كنندگان روز سه‌شنبه پرسيده شد كه وي گفت: اميدوارم اين طليعه برخوردهاي جديد در آينده نباشد. البته اگر هم باشد كاري جز اظهار تأسف نمي‌توانم بكنم. بر اساس اين گزارش، رييس‌جمهور، همانند روزهاي گذشته با صورتي خندان و صبر و تحملي دوست‌داشتني بر سر ميزهاي خبرنگاران حاضر مي‌شد و به احوالپرسي و گفت‌وگو و پاسخ به سؤالات آن‌ها مي‌پرداخت. خاتمي سپس با قرارگرفتن در پشت تريبوني كه براي وي تعبيه شده بود، طي سخناني بار ديگر تأكيد كرد كه نقد و اطلاع‌رساني منصفانه، وظيفه اصلي مطبوعات است. *در پايان سخنراني رييس‌جمهور لوح يادبودي از سوي خبرنگاران حوزه دولت به رييس‌جمهور اهدا شد كه متن آن به اين شرح است: « بسم‌الله الرحمن الرحيم آموزگار بزرگ ادب و شكيبايي حضرت حجت‌الاسلام والمسلمين جناب آقاي سيد محمد خاتمي رياست محترم جمهوري اسلامي ايران بي‌ترديد شكوفايي و اعتلاي نظام مقدس جمهوري اسلامي، مرهون تلاش و خدمت خالصانه بزرگمردان دلسوز و فرهيخته‌اي است كه با بهره‌گيري مناسب از امكانات و منابع در همه بخش‌ها، زمينه رشد هرچه بيشتر كشور سرافراز ايران اسلامي را فراهم كرده‌اند. اينك كه آخرين روزهاي كار دولت محبوب و پرافتخار حضرتعالي سپري مي‌شود، ما به عنوان خبرنگاران حوزه دولت كه به صورت مستقيم و مستمر، شاهد درايت، هوشمندي و تلاش مداوم شما براي آباداني و سرافرازي كشور، بوده‌ايم، وظيفه خود مي‌دانيم كه مراتب قدرداني و سپاس صميمانه خود را به محضر حضرتعالي ابلاغ نماييم. تجليل از شما، تجليل از مردم‌سالاري ديني، آزادي، قانون‌مداري و صيانت از حقوق مردم و تجليل از همه انديشه‌هاي اصلاح‌طلبي است كه جامعه فرهيخته ايران اسلامي را به سوي آينده‌اي روشن پيوند مي‌زند. توفيق روزافزون شما را از خداوند متعال خواستاريم و اميد آن داريم كه جامعه اسلامي همچون گذشته از همت، انديشه والا و حضور آن انديشمند فرزانه بهره‌مند باشد. خبرنگاران حوزه دولت ‌22/4/84 » * حبيب‌الله عباسي، خبرنگار هيات دولت ايسنا نيز لوح تقديري را كه از سوي حدود ‌40 نفر از خبرنگاران هيات دولت مطبوعات، خبرگزاري‌ها و ديگر رسانه‌ها تهيه شده بود، به رييس‌جمهور تقديم كرد و متن آن را خواند. متن لوح خبرگزاري دانشجويان ايران، ايسنا، نيز به اين شرح است: « بسم الله الرحمن الرحيم راه او (امام خميني ره) راه ما، هدف او هدف ما و رهنمود او، مشعل فروزنده ماست. (مقام معظم رهبري) فرزند فاضل و باتقوا و متعهد امام خميني (ره) رياست محترم جمهوري اسلامي ايران حضرت حجت‌الاسلام و المسلمين سيد محمد خاتمي نام شما يادآور آگاهي و آزادي، سلوك شما نقطه جمع روشنفكري ديني و شخصيت شما سرمايه‌ي معنوي و افتخارآميز ايران اسلامي است. به پاس دوران فرهنگ‌ساز، انديشه بلند، فروتني كم‌نظير و حمايت‌هاي بي‌دريغ‌تان به شما آموزگاربزرگ ادب و شكيبايي تقديم مي‌شود. خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) 22 / 4 / 84 » * زيباترين صحنه در اين مراسم اهداي ‌40 شاخه رز سفيد ، صورتي و سرخ از سوي خبرنگاران حاضر به رييس‌جمهور بود كه خبرنگاران و تصويربرداران به شدت از آن استقبال كردند. * خبرنگاران بر روي پله‌هاي حافظيه به صورت دسته‌جمعي ايستادند و با خواندن سرود ”يار دبستاني” و ”اي ايران“ و شعار “خاتمي دوستت داريم” از رييس‌جمهور كه به جمع آنها وارد مي‌شد، استقبال كردند و با شور و هيجان خواستار گرفتن عكسهاي يادگاري با وي شدند. سپس رييس‌جمهور كه بارها و بارها مورد تشويق خبرنگاران قرار ‌گرفت همراه آنان به سمت سالن غذاخوري رفت. هنگامي كه خبرنگار ايسنا لوح سپاس خبرنگاران اين خبرگزاري را به آقاي خاتمي تقديم مي‌كرد، رييس‌جمهور گفت: من به صورت خاص ارادتمند شما و به صورت عام اراتمند همه بچه‌هاي ايسنا هستم. *مهمترين سخنان مطرح‌شده از سوي خبرنگاران در مراسم چهارشنبه‌شب، سلوك، رفتار و منش خاتمي در اجتماعات به خصوص در برخورد با خبرنگاران بود. *در اين مراسم مهندس علي خاتمي، رييس دفتر رييس جمهور، محمد علي ابطحي، مشاور رييس‌جمهور و تني چند از مديران نهاد رياست‌جمهوري وي را همراهي مي‌كردند. *هنگامي كه خبرنگاران مي‌گفتند ”درود بر خاتمي“ رييس‌جمهور به آنها اشاره كرد كه اين شعار را تكرار نكنند كه خبرنگاران به جاي آن شعار سر دادند “خاتمي دوستت داريم ، حاج آقا دوستت داريم“. * شام خبرنگاران با رييس‌جمهور در محيطي صميمانه تدارك ديده شده بود و خبرنگاران در كنار وي شام را صرف كردند. * در پايان مراسم و هنگام خداحافظي، خبرنگاران همچنان خاتمي را احاطه كرده بودند، به نحوي كه ماشين رييس جمهور به سختي مي‌توانست حركت كند. * تني چند از خبرنگاران نيز نامه‌هايي را به رييس‌جمهور تقديم كردند. * خبرنگاران اظهار مي‌كردند كه اين مراسم به مراسمي به يادماندني براي آنان تبديل شده است.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم تیر 1384ساعت   توسط مدیریت خبر  |