نسخه اصلی
سادگی رفتار و صمیمیت و صداقت گفتارش زبانزد بود .
طلبکار مردم نبود بلکه آنها را دوست داشت و زندگی اش را وقف آنان کرده بود .
بدگویی ها و تهمت ها را می شنید و پاسخی خلاف ادب بر زبان نمی راند .
برای دل بدست آوردن دروغ نمی گفت و عوامفریبی نمی کرد و ادا و اطوار نداشت .
مردم دوستش داشتند و امام نیز به خاطر صفای باطن و خلوص نیتش دوستش داشت .
دلبری ها کرد و خون دلها خورد
وقتی رفت ، اگرچه مردم شعار دادند و شنیدند که ایران پر از رجایی است اما دریغ که از رجایی ها خبری نبود و استدلال این بود که زمانه تغییر کرد و امروز رجایی بودن ، سخت است و رجایی ماندن ، محال .
شاید هم درست می گفتند که راه رجایی ، رفته رفته دشوار و ناهموار گشت .
بعد از آن ، گفتار صادقانه ، ادا و اطوار و بازی گشت که کارکرد انتخاباتی و تبلیغاتی داشته باشد و با وعده و وعید ، در جلب آرایی بیشتر به کار آید و مردم آنقدر رجایی را دوست داشتند که گاهی که کاندیداها خود را به او می بستند و ادای او را درمی آوردند ، سهمی از آرای مردم نصیبشان می شد . اگرچه می دانستند که رجایی بودن و بر سر پیمان ماندن چیزی نیست که نسبتی با ادا و اطوار داشته باشد و برملا نشود .
و چنین بود که مردم پی بردند ، کسی که خود را رجایی زمان ما معرفی کرد ، تنها نسخه ای تقلبی بیش نبود .
آخر خیال پردازی هاله ی نور و تکذیب آن در نسخه رجایی نبود .
ادای فقیری و ساده زیستی و معرفی وزیر میلیاردر و دفاع از وزیری با مدرک جعلی دکتری در نسخه ی رجایی نبود .
داستان سرایی تولید انرژی هسته ای در منزل مسکونی دختر دانش آموز دبیرستانی و دروغ پردازی فرار از توطئه ترور و ربوده شدن در عراق در نسخه ی رجایی نبود .
لجاجت با کارشناسان و همه ی عقلای قوم در تنظیم ساعت رسمی کشور ، علی رغم تحمیل ششصد میلیارد تومان خسارت مالی در دوسال متوالی در نسخه رجایی نبود .
هزینه ی بی برنامه و یغمای صدها میلیارد دلار موجودی ذخایر ارزی زمان گشایش و قیمت بالای نفت و خالی گذاشتن صندوق ذخیره برای دولت بعدی در مقابله به بحران های پیش رو ، سیاه نمایی مجموعه ی پیشرفتهای دوران گذشته ی قبل از سال 84 و مصادره کردن همه ی دست آوردهای پرافتخار کشور ، از انرژی هسته ای تا پرتاب ماهواره ی امید و دهها مورد دیگر ، به نام خود و دولت نهم ، در نسخه رجایی نبود .
و اینچنین بود که ما ماندیم و نسخه ای جعلی و تقلبی از کسی که خود را از جنس مردم معرفی کرده بود و خدمتگزاری و مهرورزی را شعار انتخاباتی و برنامه ی دوران ریاست جمهوری خود قرار داده بود .
سرخورده ی اعتمادی شدیم که خسارات زیادی را در عرصه های مختلف به کشور وارد کرد و ...
روزها و ماهها گذشت و ایامی سپری شد تا چندی پیش بود که شیخ اصلاحات و یار امام ، با عهد پیشین قدم پیش گذاشت و چراغ اول انتخابات 88 را روشن کرد و در پی فعالیتهای حزبی گذشته ، سازماندهی ستادی اش را آغاز نمود .
چندی بعد نیز در آستانه ی دهه ی فجر بود که سید محبوب مردم محمد خاتمی به خواست موج اقشار مختلف مردم و احزای و گروههای جریان اصلاحات وارد عرصه ی انتخابات شد و بازتاب درخشان سفرش به شیراز و یاسوج و بوشهر ، به فضای انتخاباتی جامعه ی جوان ما نشاط و طراوت دیگری بخشید .
و گذشت تا اینکه خبر آمد خبری در راه است ، آری ، سه شنبه شد ، سه شنبه ای که میر حسین آمد ، بیانیه ای نوشت از جنس نسیم و در دانشگاه تهران سخنانی گفت که بوی بهار و باران داشت و در مسجد حجت نازی آباد نیز اولین سخنرانی انتخاباتی اش را برگزار کرد . در میان انبوه مردمی محروم و مؤمن .
آری میرحسین آمد . خودش بود . همان که بوی رجایی می داد ، و رسم رجایی داشت ، اگرچه با اسم رجایی بازی نمی کرد . نسخه اصلی بود و البته جا برای نسخه های جعلی و تقلبی تنگ می شود .
نسخه اصلی رجایی ، نسخه اصلی اصولگرایی ، نسخه اصلی عدالت محوری ، نسخه اصلی خدمتگزاری ، نسخه اصلی مهرورزی و نسخه اصلی توسعه و پیشرفت و اصلاح طلبی .
و اکنون خاتمی نمی ماند چرا که پیشرفت گفته بود که یا من ، یا میرحسین
خاتمی نمی ماند ، چرا که گفته بود آماده ی هرگونه فداکاری و گذشت است .
خاتمی که همگی می شناسیم ، نمی ماند ، چراکه از نجابت ، صداقت و اخلاصش آگاهیم .او مرد گذشت و فداکاری است و بارها دیدیم ، چگونه آبرو و اعتبارش را برای اعتلای کشور و مردمش در طبق اخلاص گذاشته بود .
خاتمی رهبر اصلاحات است و جریان اصلاح طلبی ، با مدیریت او و با کاندیدایی واحد ، هرگز گرفتار سونامی جبهه عوامفریبی نخواهد شد . مردم نیز مدتهاست از نسخه تقلبی رجایی عبور کردند .
و اکنون الگوی خاتمی پیش روی ماست . باید که از خواب سنگین منیت و نواختن بر طبل خودبینی برخیزیم و از او بیاموزیم که چیزی به بهار نمانده است .
